دوستان اگر زحمتی نیست برای یکی از اقوام بنده که به رحمت خدا رفتند فاتحه ای قرائت بفرمائید و اگر مقدور هست نماز شب اول قبر هم بخونید،ایشون سید هستن و حتما دعاگوتون خواهند بود
نام مرحوم سید فریدون حسینی فرزند سید عبدالوهاب حسینی
ممنون از شما عزیزان 🌹
#مدیریت
25.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨اذان عشق به روایت شهادت شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی🌷
💢اول تولد درگوشمان اذان میگویند ودرممات خویش برایمان نماز میخوانن دراین فاصله بین اذان و نماز باید خدا رابا خلوص عبادت کردوچه عبادتی بهتراز شهادت در راه خدا🌷
#ارسالی_اعضا
@modafehh
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهیدجانم درسالروز شهادتت غم عجیبی دردلم نشست فقط دعا میکنم ایام کرونا تمام بشه بیام مزارت مسیر جدیدزندگیمو اول مدیون خدا بعدمدیون شمام یادت باشد که با یادت باشدت عوضم کردی دوستت دارم شهید جانم .
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
#ارسالی_اعضا
@modafehh
new〽️
♥️وصیت نامه شهید سیاهکالی
تقدیم به شما همراهان عزیز با کیفیت بالا
به دوستان خود ارسال کنید
🌸کانال رسمی شهید حمید سیاهکالی مرادی
🌸 @modafehh
،این لیوان رو مادربزرگ وپدربزرگم برای تولدم خریدن برام❤️😭خیلی دوسش دارمم
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
#ارسالی_اعضا
@modafehh
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برادر شهیدم شهادتت مبارک 🎂
یادت باشد به یادت هستیم 💔
#سالروز_شهادت
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
#ارسالی_اعضا
@modafehh
•|کانالرسمیشهیدحاجحمید سیاهکالی مرادی |•
🌹| بسم رب الشهدا و الصدیقین |🌹 به یاد #شهید حمید♥️ و برای # شهید حمید♥️ #رفیق_شهیدم نکند فکر
الحمدلله .به شهید و یاری شما خوبان #384
مرتبه زیارت عاشورا قرائت میشه .ان شاءالله
ان شاءالله که همه این عزیزان حاجت روا بشوند . نثار شهید حمید 🌸صلوات🌸
#داستان_فرار_از_جهنم
- مواد فروش و دزد؟ .... اینها رو به حاج آقا هم گفته بودی که اینقدر ازت تعریف می کرد؟ - آدمی که خودشم نمی دونه پدرش کیه .... حرفش رو خورد .. رنگ صروتش قرمز شده بود . پاشو از خونه من گمشو بیرون ......
تا مسجد پیاده اومدم ... پام سمت خونه نمی رفت .. بغض بدجور راه گلوم رو سد کرده بود ... درون سینه ام
آتش روشن کرده بودن ...
توی راه چشمم به حاجی افتاد ... اول با خوشحالی اومد سمتم ... اما وقتی حال و روزم رو دید؛ خنده اش
خشک
شد... تا گفت استنلی ... خودم رو پرت کردم توی بغلش ..
- بهم گفتی ملاک خدا تقواست ... گفتی همه با هم برابرن.... گفتی دستم توی دست خداست ... گفتی تنها
فرقم با بقیه فقط اینه که کسی نمی تونه پشت سرم نماز بخونه... گفتم اشکال نداره ... خدا قبولم کنه هیچی
مهم نیست ... گفتی همه چیز اختياره .. انتخابه ... منم مردونه سر حرف و راه موندم ....
از بغلش اومدم بیرون ... یه قدم رفتم عقب ...
- اما دروغ بود حاجی .... بهم گفت حرومزاده ای ... تمام حرف هاش درست بود ..... شاید حقم بود به خاطر گناه هایی که کردم مجازات بشم .... اما این حقم نبود ..... من مادرم رو انتخاب نکرده بودم ... این انتخاب خدا بود ..
خدا، مادرم رو انتخاب کرد ... من، خدا رو ...