نغمهینقارهیکسو
یکطرفهوهویباد
مندلمرادادهامدراینهیاهوهابهتو...😌
#دلتنگی💔
#چهارشنبه_های_امامرضایی♥️🌿
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
تا دقایقی دیگر سخنرانی مقام معظم رهبری از شبكه یك سیما🌱
📗📙📗
📙📗
📗
༻﷽༺
#فصـل_سوم
#قسمـت_شانزدهم
از اتاق خارج شد و رو به حاج علی گفت: خوابش برد.
فخرالسادات که برای دیدن او آمده بود بلند شد و گفت: خیلی خسته است. من فردا صبح میام دوباره. اگه مزاحم نیستم!
زهرا خانوم بلند شد و دست فخرالسادات را گرفت: مزاحم چیه؟شب اینجا بمون. کجا میخوای بری؟
فخرالسادات: محمد و سایه میخوان بیان. برم خونه بهتره!
حاج علی: آقا سید هم میاد همین جا. تعارف نکنید سید خانوم!
آیه: بمونید دیگه مامان. زینب و ارمیا خوشحال میشن صبح شمارو ببینن!
همین دورهمی ها بود که حال و هوای فخرالسادا ِت همیشه تنهای آن خانه ی خا ِک ُمرده پاشیده را عوض میکرد.
*************************
ارمیا نشست و اشک چشمانش را پاک کرد: خیلی مامان رو تنها گذاشتم. اگه اون روز خونه بودم،این اتفاق نمی افتاد.
اشک چشمان ارمیا را پر کرده بود: مرگ حقه پسر!تو چرا این حرف رو میزنی؟عمر دست خداست.
ایلیا که سعی میکرد مردانه، اشک هایش را پنهان کند با دیدن اشک چشمان پدر و عمو، اشک از چشمانش راه پیدا کرد و هق هقش را در سینه ی حاج علی خاموش کرد.
مرد هم که باشی، بعضی وقت ها دلت زار زدن میخواهد.مرد که باشی،مردانه زار زدن را بلدی. مرد که باشی،مردانه تکیه گاه میشوی و تکان
ِن شانه هایت، همان زار زدن دلت
اشک هایت بی صدا میشود...
سید محمد: دیگه تنها شدم. دیگه هیچ کس برام نمونده. چطور بی کسی رو طاقت بیارم؟چطور طاقت آوردی
@modafehh
📗
📙📗
📗📙📗
📗📙📗
📙📗
📗
༻﷽༺
#فصـل_سوم
#قسمـت_هفدهم
ارمیا: تو زن داری، بچه داری، زینب رو داری، ما رو داری. بی کسی یعنی هیچ کس منتظرت نباشه. یعنی شبا که میترسی، کسی نباشه بغلت کنه و
بهت بگه نترس، من هستم!تو بی کس نیستی.
سید محمد: اگه پیشش بودم اینجوری نمیشد. تو تنهایی رفت. حداقل نبودم که دستش رو بگیرم. نبودم که تلاشمو بکنم. نبودم. ارمیا من خیلی
وقته نیستم و اون خیلی وقته تنهاست.
اگه آیه نمیومد بهش سر بزنه، معلوم نیست چند ساعت و چند روز جنازه ی مادرم تو خونه میموند.
ارمیا خواست چیزی بگوید که صدایی مانع از حرف زدنش شد: روزی که گفتم زنم بشه، همتون گفتین عمو دنبال هوا و هوسه. اون روز همتون
منو با چشم بد دیدین. اگه ازدواج کرده بود، تو تنهایی نمیمرد.
سید محمد ابرو در هم کشید: ما با ازدواجش مشکلی نداشتیم.
عمو غرید: پس چرا نذاشتین زنم بشه؟
سیدمحمد: چون زن داشتین.
عمو متعجب گفت: یعنی چی؟
سیدمحمد: چطور اجازه میدادیم مادرمون زن دوم بشه؟مادرمم راضی نبود بره سر زندگی جاریش خراب بشه. بهش گفتیم ازدواج کنه، گفت با غریبه نمیتونه چون براش حرف در میارن. با شما هم نمیتونه ازدواج کنه چون زن داشتین. اینها به کنار، مامان میگفت براش غیر قابل قبوله که بخواد با برادرِشوهرش زندگی کنه. سالها برادر
برادر بودید، نمیتونست با این موضوع کنار بیاد.
عمو: باورم نمیشه. با این فکرای احمقانه یک عمر تنها زندگی کرد؟
سیدمحمد: احمقانه نبود عمو!اعتقاد بود. حرف دل و باور عقلش بود.مامان تنها موند چون تنها راهی بود که داشت.
ارمیا دست سیدمحمد را گرفت: خدا رحمتش کنه.مادر خیلی خوبی بود.
عمو پوزخندی زد: چه عجب شما تشریف آوردید. این قدر فخرالسادات سنگ تو رو به سینه زد، حتی تو خاک سپاریشم نبودی؟
@modafehh
📗
📙📗
📗📙📗
•°🌱
سلام مولای ما ، مهدی جان
سلام بر شما که هوایمان را دارید ..
سلام بر شما که تنهایمان نمی گذارید ...
سلام بر شما که تنها دلخوشی ما هستید ...
سلام بر شما که دوستمان دارید ...
سلام بر شما که دعایمان می کنید ..
سلامی از اعماق جان های ما ...♥
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
پنج شنبہ:
ناهار : جواد الائـمہ؛امام محمد تقی (درود خدا بر او باد)
شـام : هادی دلـها ؛امام علی النقی(درود خـدا بر او باد)
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
•|کانالرسمیشهیدحاجحمید سیاهکالی مرادی |•
🌙 #حدیث سیاسی ترین زیبا ترین و کوتاه ترین حدیث سیاسی: 🔸کسی که موقع یاری رهبرش در خواب باشد زیر لگ
🔅امام علی(علیه السلام)
🔰 فإنّما البَصیرُ مَن سمِعَ فتَفَکّرَ، و نَظرَ فأبْصرَ، و انْتَفعَ بالعِبَرِ، ثُمّ سَلَکَ جَدَدا واضِحا یَتَجنّبُ فیهِ الصَّرْعَةَ فی المَهاوِی
🔹 با بصیرت کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند، از عبرتها بهرهگیرد، آن گاه راه روشنی را بپیماید که در آن از افتادن در پرتگاهها به دور ماند.
📚 بحارالانوار،ج ۷۴، ص ۴۰۷
#حدیث
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
#خدا✨
هرگناهےیہاثرخاصداره..
مثلابعضےازگناهان❌
نعمتهاروازتمیگیرن
حالخوبروازتمیگیرن
اشكبرای سیدالشھداروازتمیگیرن ..
آدمهاےِخوبروازت میگیرن😞
_رفیقاےِخوب ..👩❤️👩
_جاهاےِخوب ..
اما☝️🏻
تو حوالی همین گناها که داری میچرخی یه دفعه یه حسی میادو میارتت توی مسیر خدا و از اون حوالی ها دورت میکنه...☺️✨
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
•|کانالرسمیشهیدحاجحمید سیاهکالی مرادی |•
#شهیدانه 🌹🌿 شهید شهــروز مظفرۍ نیا 《یاࢪهمیشگۍحاجقاسـم》 • •• همسر شهید: آقـا شهروز همیشه ساڪت بود
🌷سردار شهید ابراهیم همت🌷
وقتی به خانه میآمد، من دیگر حق نداشتم کار کنم. بچه را عوض میکرد، شیر برایش درست میکرد. سفره را میانداخت و جمع میکرد، پا به پای من مینشست، لباس ها را میشست، پهن میکرد، خشک میکرد و جمع میکرد. آنقدر محبت به پای زندگی میریخت که همیشه به او میگفتم: درسته که کم میآیی خانه، ولی من تا محبت های تو را جمع کنم، برای یک ماه دیگر وقت دارم. نگاهم میکرد و میگفت: تو بیشتر از اینها به گردن من حق داری.
شادی روح شهید همت صلـوات🌹
#شهید_همت
#شهید_ابراهیم_همت
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄