•°🌱
#سلام_امام_زمانم❤️
هر صبح که سلامت میدهم
و یادم می افتد که صاحبی
چون تو دارم:
کریم،مهربان،دلسوز،رفیق،
دعاگو،نزدیک...
و چه احساسِ نابِ آرامش بخش
و پر امیدی است داشتنِ تو...
سلام ای نور خدا در تاریکی های زمین
🌤اَلَّلهُمـ ّعجِّللِوَلیِڪَالفَرَج🌤
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
📸 هم اکنون | تصویری از دیدار رئیس و مسئولان قوهی قضائیه با رهبر انقلاب. ۱۴۰۰/۰۴/۰۷
💻 @modafehh
دوشنبہ:
ناهار :سـالار زیـنب؛سیـدالشـهدا(درود خدا بر ان ها باد)
شـام :زیـنت عبادتــ کنندگـان ؛امام سـجاد(درود خـدا بر او باد)
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
•|کانالرسمیشهیدحاجحمید سیاهکالی مرادی |•
• #به_وقت_عاشقـے💖 . هر قـدر ڪـه نمازهایت منظم و اولِ وقت باشـد؛ امــورِ زندگیت هم تنظیم خـواهد
~🕊
#شهیدانه
#نماز
گفتم: نگرانتیم...!
اینقدر موقع #اذان توۍ جاده نزن کنار نماز بخونی...
چند دقیقه دیرتر چی میشه؟
افتادۍ دست کومولهها چی؟
خندید!
گفت:" تمام جنگ ما بخاطر همین نمازه!"
تمام ارزش نمازم توی"اول وقت" خوندنشه!
#شهید_مهدی_زینالدین❤️
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید | رهبر انقلاب، امروز: انتخابات ۱۴۰۰، حماسه مردم بود
#مقام_معظم_رهبری
#رهبرانه
#انتخابات
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
‹🖇📌›
•
امروزروزقشنگےمیشہ
اگرهنراینوداشتہباشیم
کہقشنگزندگےکنیم
زیباببینم
ونفسبکشم
وجززیبایےنبینیم
چون،اعتقادبہخدا
زندگےرازیبامیکند(:🙃♥️
•
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
#تلنگر 🚫
قدیما:
+کجا میری؟؟
_گلزار شهدا
+خبریه؟؟
_بهشت خونم افتاده🌸
امروز
+کجا بسلامتی؟؟
_گلزار شهدا
+خبریه؟؟
_لایک اینستاگرامم کم شده
میرم چند تا عکس جدید بگیرم..🥀
به کجا چنین شتابان...💔💔😞
#صلواٺبفرسمومݩ•-•
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
⸤•🌿•⸣
°
شھید بھشتۍ جزء نوادر زمان بود ؛
جزء کسانۍ بود کہ نظیر او را انسان در نسل هایِ پیاپـے کمتر پیدا میکند ✨
- رهبرانقلابـ🌻˘˘
#شهید_بهشتی🦋!'
#سالگرد_شهادت
┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
📗📙📗
📙📗
📗
༻﷽༺
#فصـل_سوم
#قسمـت_چهل
زهرا خانوم بعد آیه، مریم را در آغوش گرفت و بعد از سر سلامتی، گفت:
خدا روح مادرتو شاد کنه دخترم. خیلی خوش اومدی. سایه ات سنگین شده ها! الانم شوهرتم ببینم میگم، میدونید چند وقته به ما سر نزدید؟
مریم مثل همیشه محجوبانه گفت: شرمندتونم.ما نتونستیم بیایم، شما چرا نیومدید؟ بخاطر ما نه، بخاطر امام رضا میومدید!
اشک چشماِن آیه و زهرا خانوم را پر کرد. رها مداخله کرد: ان شاالله زودی همگی میایم! این زینب سادات ما هم که نازش زیاده، هنوز جواب
خواستگاریتونو نداده!ان شاالله به زودی واسه عقد محمدصادق و زینب سادات دورهم جمع میشیم.
و آیه فکر کرد به دلیِل یک دله نشدِن دخترش. به زینبی که گفت : محمدصادق عجیب شبیه مسیح شده و ترس زینبش همین شباهت عجیب بود...
*******************
چهار سال از عقد مریم و مسیح گذشت. انتقالی مسیح به تیپ مشهد و بازگشت آنها به شهرشان باعث شده بود کمتر از احوالات هم باخبر شوند.
مریم کسل و بی حوصله پای تلویزیون نشسته بود. این روزها خستگی از تنش بیرون نمیرفت. انگار هر چه بیشتر استراحت میکرد، خسته تر
میشد. دیگر مثل آن روزها نبود. همان روزهایی صبح تا شب جان میکند و پول در می آورد و شب تا صبح درس میخواند. خودش در عجب بود
که چه توانی داشت. نگاهش دور خانه چرخید و حسرت گذشته در دلش جوانه زد.
خودش خوب میدانست که ازدواجش با مسیح نه از سر عشق بود و نه از علاقه. ازدواج با مسیح کار درستی بود که در آن زمان به آن نیاز داشت.
اگر میدانست همانند این روزهایش همه ی زندگی اش حسرت میشود، هرگز تن به این کار نمیداد. این همه دست و پا زدن در باتلاق زندگی بدون احساس، خسته و پژمرده اش کرده بود. مسیح خوب بود. همه چیز خوب بود. به فکر و مادر و خواهر برادرش بود. تمام مایحتاجش را تا .....
@modafehh
📗
📙📗
📗📙📗