eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
108 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁گفت به جای دوستت دارم چه بگویم : گفتم بگو : #یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii
مشاهده در ایتا
دانلود
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ زینب سادات: به جوابی هم رسیدید؟ ارمیا سرش را به تایید تکان داد: آره. فهمیدم شما رو رها نکرد!سپردتون دست خدا. فهمیدم دلش دریایی بود، فکرش الهی و روحش خدایی بود. ِن باباته. عمو زینبم بابات برای من اسطوره بود. من امروز حاصل رفتن باباته .صدرای امروز حاصل رفتن باباته. خنده ی تو و بچه هامون بخاطرباباته. بابای تو و خیلیای دیگه رفتن تا تو بخندی عزیز بابا! زینب سرش را روی سنگ مزار پدر گذاشت: من بابامو میخوام... صدای گریه و هق هِق زینب بلند شد. از ته دل زار میزد و خدا را صدا میزد، پدر را صدا میزد. دلش پدر میخواست. دلش بابا مهدی خودش رامیخواست. دلش تنگ بود برای پدری که هیچ گاه آغوشش را تجربه نکرده بود. ارمیا کنارش آرام آرام اشک میریخت. این دختر، پدر میخواست، حقش را میخواست و ارمیا حق را به او میداد. ارمیا پاکت را روی قبر گذاشت: از بابات چند تا نامه موند. یکی برای مادرش، یکی برای مادرت، یکی برای من و آخری برای تو. گفته بود روزی اینو به تو بدن که گفتی چرا رفت. امروز همون روزه. الوعده وفا! زینب پاکت را گرفت و به سینه فشرد و بلند تر هق هق کرد... ِبسم رب الشهدا و الصدیقین دلم خون میشود با اشک هایت جان بابا... برای دخترکم... عزیز بابا سلام... جانکم سلام... این پدری نیست که حتی نامت را نمیدانم، اما من تو را زینب صدا میزنم و امید دارم مادرت به حرمت نام عمه جانم، نامت را زینب گذاشته باشد. اما چیزی به او نگفتم. این حق مادرت است که بعد از نه ماه سخت، نامی برایت بگذارد. دخترکم! امروز که این نامه در دستان توست تنها به این معناست که نبودِن من برایت درد شده! جاِن بابا! دلبندم، تو عزیز ترین هدیه ی خدابه من و مادرت بودی. زیبا ترین لحظه های زندگیمان با بودن تو شکل.... ⏪ ... 📝@modafehh 📗 📙📗 📗📙📗
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ گرفت. تصور در آغوش کشیدن و بوسیدن و بوییدنت دِل پدر را بی تاب وپاهایم را برای رفتن سست میکند. جانکم!زینبم! امروز که من رفتن را به ماندن کنار تو و مادرت ترجیح دادم، نه به این معناست که عزیزتان نمیداشتم و نه به این معناست که بی مسئولیت بوده ام و نه به این معنا که دیوانه ام... امروز رفتن من بهای ماندن توست. بهای آرامش و لبخند فردایت. جانم را میدهم برای آرامش لبخندهایت. جان میدهم که تو در امنیت چادرت را سر کنی. زینب ساداتم!از پدر نرنج و بدان تا همیشه حسرتم، دیدار توست... تو را به آیه ام سپردم و آیه ام را به تو میسپارم. آیه ام میداند چطور تو را پرورش دهد.من نیز نگاهم تا همیشه با شماست. برایم از خودت بگو. گاهی بر سرِمزارم بیا و بگو از روزمرگی برایم از آرزوهایت بگو ، مرا هم پدر بخوان! فکر میکنم وقت وصیت کردن به تو رسیده است! تو را سفارش به خوش رفتاری با مادرت میکنم. تو را وصیت به حفظ خون شهدا میکنم. من خون دادم تا چادرت را دست بیگانه از سرت بر ندارد. و آخرین وصیتم به تو دخترکم، راهم را ادامه بده که راِه من راه تمام شهداست... به حرمت این خونی که برای آزادیت داده ام، آزادیت را حفظ کن و حریم شناس باش... ِ همیشه حسرت به دلت، سید مهدی علوی پدر ******************** زینب سادات به هق هق افتاد. آنقدر اشک ریخت، که ارمیا جان به سر شد. زینب سادات را به آغوش کشید. زینب میان هق هق هایش گفت: بابا! بابا! بابا مهدی! ارمیا زینب را به سمت ماشین برد، بطری آبی به دستش داد. یاد آن روز آیه افتاد. آیه ای که افتان و خیزان میرفت. آیه ای که چشمانش خون بار بود ⏪ ... 📝@modafehh 📗 📙📗 📗📙📗
🍃یار بخشنده روزهایی که زیاد به یادت هستم احساس می‌کنم زندگی به رویم لبخند می‌زند. حتّی وقتی که تیغی بر می‌دارد و به رویم می‌کشد نمی‌توانم آن را جدا از لبخندش تفسیر کنم. با یاد تو حتّی تیغ را تیغ نمی‌بینم. تیغ‌ها وقتی به یاد تو می‌رسند دست خودشان نیست می‌شوند پری برای نوازش. خیالاتی نشده‌ام. واقعیت را می‌گویم؛ همانی را که هست. خدا در یاد تو این خاصیت را گذاشته کسانی که زیر بار بلاها قد خم می‌کنند مشکل از خودشان است که یاد تو نیستند. خدا اوّل یاد تو را آفرید بعد باران مشکلات بارید. امروز بیشتر به یادت بودم. هر کاری که می‌خواستم انجام دهم حواسم به اخم و لبخند تو بود. به گمانم چند بار خواستی بگویی که می‌خواهی با من دوست شوی ولی منتظر ماندی تا من روزهای دیگری را هم با یاد تو طی کنم تا بیشتر به وادی محبّت تو نزدیک شوم. حتّی اگر خیالاتی شده‌ام بگذار با این خیالم خوش باشم. فردا در پیش است. نمی‌دانم هستم یا نیستم. اگر بودم، باز هم کمکم که به یادت باشم، بیشتر از امروز. اگر نبودم مرا ببخش به خاطر همۀ غفلت‌هایی که از تو داشتم. شبت بخیر یار بخشنده! ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•°🌱 حسین جانم...♥️ به من رحم کن... نگذار کربلا ندیده... جان بدهم! یَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَهُ شبتون حسینی 🌙 ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
🌹بسم‌رب‌الشهدا‌الصدیقین🌹
•°🌱 🌸ســلام امام زمانم، سلام پدر مهربانم چشمان تو پایان پریشانے هاست دست تو ڪلید قفل زندانی هاست اے یوسف گمگشتہ ڪجایے برگرد!؟ دیدار تو آرزوے ڪنعانی هاست 🌸اللّﮩـمّ عجّـل لولیـّڪ الفـرج ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
🦋🌱 «همیشه که نباید گله کرد» یه‌بار هم از ته دل بگو خدایا شکرت!😌🌸 ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
چــهارشنبہ: ناهار : بابـ الحوائج؛امام کاظـــم (درود خدا بر او باد) شـام :شـمس الشـموس ؛امام رضا(درود خـدا بر او باد) ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#نماز🔗♥ بی تعارف بگویم؛ آن نیرویی که نمازش را اول وقت نخواند، خوب هم نمیتواند بجنگد ⚔ چیزی که دشمنا
• ⛓💛 • «تمام غم‌ها و غصه‌ها تا اولِ الله‌اکبرِ نماز است.» " آیت‌الله قاضی " این را گفت و شروع کرد به خواندن نماز. به او نگاه کردم و یاد کلامش افتادم که می‌گفت: « اگر عیاشان و خوش‌گذران‌ها بدانند که در معرفت الهی چه مقدار شور و عشق و لذت هست، دست از همه‌ی کارها برمی‌داشتند و به طرف معرفت الهی روی می‌آوردند.»✨🌿 👤 علامه طباطبایی 📚 کهکشان نیستی، ص ۴۱۴ ‌‎‎ ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#چادرانه🧕🏻🖇 #شهیدانه __ نگذارید اصل‌ حجاب‌ در جامعه اسلامی کم‌رنگ‌ شود! به خصوص‌ عفت‌ و پاکدامنی گ
‹📘💙› همیشه میگفت : واسه کی کار میکنی ؟! میگفتم : امام حسین🤍 میگفت : پس ، حرف ها رو بیخیال !!🚶🏻‍♂ کار خودت رو بکن جوابش با 😉 •شہـید محمدحسیـن محمدخانے• 📘⃟💙¦⇢ زندگی‌کنیم ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-_🎬°° « "پیـشنهـادی"📲» بزرگترین‌آرِزوت؟ وَشیرین‌ترین‌لحظه‌ِزندگیت؟ برا‌رسیدن‌بهش‌تلاش‌کردی؟؟💔:) 🤲🏻 ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄