eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
108 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁گفت به جای دوستت دارم چه بگویم : گفتم بگو : #یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii
مشاهده در ایتا
دانلود
🧡 بھ‌نـٰام‌خــدا 🧡
•°🌱 ای‌ کاش دوست داشتنت فقط مختص حالات اضطرارمان نباشد... ای‌ کاش دعاهایِ‌مان برای آمدنت فقط برای جمعه‌های دلتنگی نباشد... ای‌ کاش بی قراری‌هایِ مان فقط برای غروب نفسگیرِ جمعه نباشد... ای‌ کاش چشم انتظاری‌هایِ مان همیشگی باشد... ای‌ کاش که ای‌ کاش‌هایِ‌مان فقط در زمان نا امیدی نباشد... ای‌ کاش بیشتر دوستت بداریم مهربانترین پدر... ..✨° ••✾ @modafehh ✾••
یکشنبه: نهار: مادرجان، حضرت زهرا(درود خدا بر او باد) شام: غریب مدینه، امام حسن مجتبی(درود خدا بر او باد) ••✾ @modafehh ✾••
🛡 ⚰ هویت ما پس از مرگ وقتی می میریم، مارا به اسممان صدا نمی زنند و درباره ما می گویند: جسد کجاست؟ و بعد از غسل دادن، می گویند: جنازه کجاست؟ و بعد از خاکسپاری می گویند: قبر میت کجاست؟ همه لقب ها و پُست هایی که در دنیا داشتیم، بعد از مرگ فراموش مي شود. مدير، مهندس، مسئول، دکتر، بازرس و... پس فروتن و متواضع باشیم... ••✾ @modafehh ✾••
سردار : مسابقه‌ی ما برای نزدیکی به امام زمان علیه‌السلام است! چون قرار است که خداوند آخرالزمانی‌ها را تربیت کند. عج‌الله‌ ••✾ @modafehh ✾••
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#آیہ_گرافے • [وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ۚ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَي
[🗯] [يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ] . خدانصیحتتان‌می‌ڪندکه‌دیگر ازاین ‌کارهای‌زشت‌مرتڪب‌نشوید؛البته‌اگرواقعاً ایمان‌دارید! نور/¹⁷ [‌‌♥] ••✾ @modafehh ✾••
در مسجد جمکران دعا گوی همه گی هستم 🥺🌺 از اعضاء @modafehh
حفظ حࢪمت افــــراد نیازمند () شهید سیاهکالی علاوه بر اینکه اهل کار خیر و دستگیری از افراد نیازمند بود سعی می کردند شأن و حرمت این افراد را نیز حفظ کنند در خاطرات ایشان آمده است چون بعضی از شب ها پولی همراه نداشتند جهت گذاشتن آشغال ها کل کوچه را دور می زدند تا با این کار با فرد محتاجی که معمولا ایشان را می دیدند روبرو نشوند اعتقاد داشتند چون در آن لحظه پولی همراه ندارند شاید آن فقیر دلشکسته شود💔 بخشی از کتاب ••✾ @modafehh ✾••
یه لحظه صبر کن رفیق...لا به لای شلوغی و کلافگی و سخت گرفتن های زندگی ، خواستم یه چیزی بهت بگم ! یه نگاه به پشـــت سرت بنداز...مثل همه ی روزایی که گذشت ، این روزا هم میگذره‌...خواستم بگم حواست هست دیگه؟!ما یک بار زندگی میکنیم حالا ادامه بده... @modafehh
‌‌‌‌-خواهرم..🌱 چادرت، سنگر⇦اسلحه⇦و⇦لباس‌سربازی‌توست..✌️🏻 🌿 ••✾ @modafehh ✾••
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ سیدمحمد با لبخند فاتحی به ارمیا نگاه کرد و دستش را پشت محمدصادق گذاشت و هلش داد. لحظه خروج محمدصادق بود که ایلیا گفت: مهدی و زینب خواهر برادر رضاعی هستن. مادرم به مهدی شیر داده بود. الکی عذابش دادی! محمدصادق متعجب به سمت آنها چرخید و نگاه ناباورش بین آنها در گردش بود: پس چرا هیچ کس به من نگفت؟ ایلیا: بد کردی با زینب! چوبشو میخوری! سید محمد دوباره او را هل داد تا بیرون برود. لحظه آخر صدای حاج علی در گوشش پیچید: لیاقت زینب خیلی بیشتر از این حرفا بود. زینب باید باِل پرواز باشه، نه اسیر قفس آدمی... ارمیا تلفن همراهش را در دست گرفت و به آیه زنگ زد. ************ آیه با صدای آرامی سلام کرد. دل ارمیا آرام گرفت. سالهاست که دلش با این صدا خو گرفته و آرام شده است. شازده کوچولو چه میگفت؟اهلی؟ آری دل ارمیا اهلی شده بود. ارمیا: سلام جانان. راحت رسیدی؟ آیه: سلام. آره.شما چه خبر؟ ارمیا دیگه مزاحم دخترمون نمیشه! آیه: با دل شکسته اش چه کنیم؟ ارمیا: تو دکتری! از من میپرسی جانان؟ آیه: الان فقط یک مادر مضطرب هستم. ارمیا: مادری کردن های تو هم عاقلانه است و هم عاشقانه. پیش سایه خانومی؟صدای بچه ها نمیاد! آیه: نه! نزدیک خونشون بودم که زنگ زد و گفت تن بچه ها تاول زده و علت تب دیشبشون آبله مرغون بوده. سه تاشون با هم! دیگه مجبور شد بره خونه مادرش. ارمیا: الان کجایی؟ ⏪ ... 📝 @modafehh 📗 📙📗 📗📙📗