•°🌱
با هر نفسے سلام ڪردن عشق است
آقا بہ تو احترام ڪردن عشق است
اسم قشنگت بہ میان چون آید
از روے ادب قیام ڪردن عشق است
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
✋سلام بر قطب عالم امڪان❤️
••✾ @modafehh ✾••
دوشنبہ: ناهار :سـالار زیـنب؛سیـدالشـهدا(درود خدا بر ان ها باد)
شـام :زیـنت عبادتــ کنندگـان ؛امام سـجاد(درود خـدا بر او باد)
••✾ @modafehh ✾••
•|کانالرسمیشهیدحاجحمید سیاهکالی مرادی |•
#نماز اول وقت سفارش شهدا #امامخامنهایمدظلهالعالی ❉ نمازی که انسان میخواند، ↫ اگر به قصد تقرب
#نماز ♥☁️
#احادیث
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند:💫
کسی که دو رکعت نماز بخواند و در آن دو رکعت قلب خود را به چیزی از امور دنیا مشغول نکند خداوند گناهانش را می آمرزد ، همچنین ایشان می فرمایند: یک رکعت نماز کسی که متوجه خدا باشد بهتر از هزار رکعت کسی است که از خدا غافل باشد.
••✾ @modafehh ✾••
🔰 مراسم تنفیذ سیزدهمین دوره ریاستجمهوری اسلامی ۱۲ مرداد برگزار میشود
📅 مراسم تنفیذ سیزدهمین دورهی ریاست جمهوری اسلامی ایران سهشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ با حضور رهبر انقلاب اسلامی و جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام در حسینیهی امام خمینی (ره) برگزار و منتخب ملت ایران توسط ولی فقیه به سِمت «ریاست جمهوری» منصوب میشود.
📺 این مراسم با رعایت دستورالعملها و شیوهنامههای بهداشتی برگزار و از ساعت ۱۰:۳۰ صبح به صورت زنده و مستقیم از شبکههای صدا و سیما، سایت و صفحات KHAMENEI.IR در شبکههای اجتماعی بصورت زنده پخش میشود.
🔺️ در این برنامه وزیر کشور گزارشی از روند برگزاری انتخابات ۱۴۰۰ ارائه میکند و پس از قرائت متن حکم تنفیذ رئیس جمهور منتخب و ایراد سخن توسط حجتالاسلام والمسلمین رئیسی، رهبر انقلاب سخنرانی خواهند کرد.
🏷 #تنفیذ_سیزدهم
••✾ @modafehh ✾••
•📗🌿•
فرشتہهاازخـُداوندپرسیدن...
خدایاتوکہبشررااینقدردوستدارۍ
چراغـمراآفریدۍ ...!؟
خداگفت: غمرابہخاطرخودمآفریدم ؛ چونمخلۅقاتمتاغمگیـننشوندبہیادخالقشاننمۍافتند...!
#بہخودمونبیایم:)
#خدا🌱
#تلنگر
••✾ @modafehh ✾••
{ماڱرزسربُـریدھمےترسیدیݥ
درمحفلعاشقــٰآݧنمےرقصیدیم}
#برادر_شهیدم🌿
••✾ @modafehh ✾••
•|کانالرسمیشهیدحاجحمید سیاهکالی مرادی |•
#پیام مدیریت📢 با سلام خدمت شما خوبان🌸 راستش به دلم افتاد پیشنهادی بدم به شما عزیزانِ همیشه همراه م
روز سیودوم چله ی زیارټ عاشورا🌹
التماسدعا✨
•|کانالرسمیشهیدحاجحمید سیاهکالی مرادی |•
『🌸🌱』 #شهیدانہ سخنپدرشهیدجهادمغنیہ: «همینشهداۍبرجستہۍدنیاۍ اسلام،همینشهیدعزیزۍڪہبہ وسیلهۍ
(👀نگاه به نامحرم)
برایمنیکهفرماندهاشبودم،
باورکردنےنبود.اماعباستابه
حالیکنامحرمندیدهبود!
اولیننامحرمیکہحتےایشان
راهمدرستندید،دخترعمویش
بودکہنامزدششد...💍🌤
+روزیکہبرایمراسمازدواجرفتہ
بود،پرسیدم:
دخترعمویترادیدهاے؟!
گفت: نہ . . . !🙄✋🏻
[چنینآدمےهستکہشهید میشود؛
شهیدمراقبچشمشاست🕊! ]
+گفتم:
توازآنهاییهستےکہخیلےعاشقپیشہ
میشوی،چوناولیندخترے
کہدیدیهمسرتاست . . .💛🌞
#شهید_عباس_دانشگر
••✾ @modafehh ✾••
📗📙📗
📙📗
📗
༻﷽༺
#فصـل_سوم
#قسمـت_صد_دو
معصومه آدرس را گفت و احسان سریع از بیمارستان خارج شد. صدرا که احسان را پشت در دید متعجب شد: زود به زود دلت تنگ میشه برامون؟
احسان گفت: معصومه بهم زنگ زد.
ابرو در هم کشید و خواست حرفی بزند که احسان ادامه داد:
کلانتریه!گرفتنش!کمک میخواد!
صدرا دستی درون موهایش کشید که مهدی گفت: بابا!تو رو خدا برو ببین چی شده!
میان دل نگرانی های اهالی خانه، صدرا به همراه احسان و مهدی راهی شدند...
صدرا به همراه احسان وارد کلانتری شد. مهدی با تمام دل نگرانی هایش ترجیح داد داخل خودرو بماند و با مادر بی مهرش زو به رو نشود.
صدرا پس از پرس و جوهای بسیار کلافه و نالان روی زمین نشست و دستش را روی سرش گذاشت.
احسان به سمتش دوید و گفت: چی شده عمو؟ چرا گرفتنش؟
صدرا نالید: به جرم قتل!
احسان بهت زده گفت: قتل؟ کی رو کشته؟
صدرا دستانش رو کلافه روی صورتش کشید: پسر شوهرش رو!
احسان هم زانوهایش سست شد و روی زمین افتاد. سربازی به سمتشان آمد و از آنها خواست روی زمین کلانتری ننشینند.
مهدی بیرون منتظرشان بود. صدرا که مقابل چشمان نگران پسرش قرار گرفت دست و دلش لرزید. آخر پسرش لب زد: مامانم؟
صدرا دلش برای مادرانه های رها سوخت. دلش برای بی مادری های پسرش، یادگار برادرش سوخت!
صدرا: کار سختیه!
مهدی: تو بهترینی بابا!
صدرا: گاهی از دست بهترین ها هم کاری بر نمیاد!
⏪ #ادامہ_دارد...
📝 @modafehh
📗
📙📗
📗📙📗
📗📙📗
📙📗
📗
༻﷽༺
#فصـل_سوم
#قسمـت_صد_سه
مهدی: چکار کرده مگه؟
صدرا آرام گفت: قتل!
سایه قتل انگار حوالی زندگی این پسر در چرخش بود. پدر مقتول! مادر قاتل!
مهدی: نجاتش بده!
صدرا: نمیتونم!
مهدی: چرا؟ ازش کینه داری؟ منم دارم! بی پدرم کردن، نذار بی مادر بشم.
شاید بدترین باشه، شاید منو نخواهد، شاید منم نخواهمش، اما مادرمه!بخاطر من بابا!
صدرا پسرک مرد شده اش را در آغوش گرفت. مهندس بعد از ایِن ، این روزهایش را سخت در آغوش فشرد: کینه نیست بابا! نمیتونم برم جلوی
قاتل بابات و خواهش کنم از جون مادرت بگذره! مردی که برادرم رو جوان مرگ کرد!مردی که هست و نیست و ناموس برادرم رو دزدید! مردی که حالا صاحب حق شده! خودش و زنش حالا شاکی شدن!
مهدی التماس کرد: خواهش میکنم بابا! بخاطر من! خودم میرم التماس میکنم!مامانمو تنها نذار!
آیه، رها را روی مبل نشاند: آروم باش!چرا
اینجوری میکنی؟
رها با بی تابی گفت: چرا خوشی به ما نیومده؟ چرا هی بلا سرمون میاد؟
آیه دستان رها را نوازش کرد: امتحانه عزیزم!امتحانه!
رها باز هم بی تابی کرد: با مهدی چه کنم؟ با دل پسرم چکار کنم؟ با اشکاش چکار کنم! دلم خون میشه با دیدن نگاهش!
زینب سادات با چشمانی پر اشک دم در اتاق ایستاده: چی شده مامان؟ خاله چرا گریه میکنه؟
آیه حمایتگرانه گفت: بیا اینجا پیش خاله، من برم یک قوری گل گاوزبون دم کنم. مامان مهدی رو گرفتن، الان عمو صدرا کلانتریه. بیا اینجا تا من
دست بجنبونم برای شام یک کاری کنم.
⏪ #ادامہ_دارد...
📝 @modafehh
📗
📙📗
📗📙📗
•°🌱
آخر مرا برای خودش میخرد شبی
من میشوم مسافر کربوبلا، حسین
| #کربلاییامکن
شبتون حسینی✨🌙
#اللهم_ارزقنا_کربلا
••✾ @modafehh ✾••