eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
108 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁گفت به جای دوستت دارم چه بگویم : گفتم بگو : #یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii
مشاهده در ایتا
دانلود
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ زینب سادات : اما اسم خسرو ضایعه ها!فرهاد باکلاس تره! ارمیا: هر چی تو بگی!اما جان بابا! برو فرهادتو پیدا کن! خسته کردی منو از بس پریدی وسط جیک جیک ما! زینب سادات: مگه جوجه اید؟ ارمیا: من رو دست ننداز بچه! زودم بیا دلم برات تنگه! تلفن را به آیه داد و به آشپزخانه دوید. با دیدن رها در حالی که مشغول درست کردن کشک بادمجان بود نالید: وای خاله! دیشب کشک بادمجون خوردیم که! رها با لبخند مهربانش نگاهش کرد: احسان دیشب نبود. بچه دوست داره کشک بادمجون! زینب سادات اندیشید، چقدر نگاهش مادرانه میشود برای احسان. زینب سادات: یکمی بچه شما بیگ سایز نشده؟ لوسش نکنید دیگه! من بیچاره چه گناهی کردم که دوست ندارم کشک بادمجون؟ رها خواست جواب بدهد که صدای احسان مانع شد: کل عمرت بر فناست! کشک بادمجون بزرگترین لذت زندگی هستش! در ثانی، شما ریز موندی خاله ریزه! رها مداخله کرد تا زینب سادات دعوا به راه نینداخته: برای شما آش دوغ گذاشتم که دوست داری! زینب سادات: آخ جون، عاشقتم خاله. احسان: بد سلیقه ای ها! آش دوغ هم شد غذا؟ زینب سادات: نه! کشک بادمجون خوبه. رها ظرف کیک خانگی اش را دست احسان داد و به زینب سادات گفت: برو یک سینی چایی بریز ببرید دور هم بخورید. منم الان میام. مشغول خوردن کیک و چای بودند که رها پرسید: وسایلت رو جابجا کردی؟ کم و کسری داری بگو بهم. احسان تشکر کرد: دست شما درد نکنه. همه چیز هست. رها: برای غذا بیا پیش ما. ⏪ ... 📝 @modafehh 📗 📙📗 📗📙📗
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ احسان: نه،لازم نیست. من زیاد خونه نیستم. صدرا: رو حرف رها حرف زدی؟ تو این خونه کسی از این حرات ها نداره ها! محسن خودشیرینی کرد: جز خاله آیه! مهدی ضربه ای پس گردنش زد: خاله خواهر بزرگتره! بفهم! آیه مهدی را در آغوش کشید و روی سرش را بوسید. این پسر عزیز دل این خانواده بود: داداشتو اذیت نکن. لبخنِد روی لب مهدی، حاصل عشق مادرانه این دو خواهر بود صدرا زنگ خانه بلند شد و مقابل چشمان حیرت زده همه، رامین وارد شد و مقابلشان نشست. کسی برای پذیرایی بلند نشد. رامین تکه ای کیک از روی میز برداشت و به دهان برد: طعم قدیما رو میده! خیلی وقته نخورده بودم! معصومه از این هنر ها نداره! تکه ای دیگر برداشت و بعد از خوردنش گفت: خب حرف معصومه شد!نمیخواید بیاید برای رضایت؟ نگاه همه خیره اش بود. هنوز کسی سخن نمیگفت. خودش ادامه داد: یعنی برای مادر مهدی کاری نمیکنید؟ بعد به مهدی چشم دوخت: مادرت برات مهمه؟ مهدی به تایید سر تکان داد. رامین ادامه داد: هرکاری برای آزادیش انجام میدی؟ مهدی دوباره سری به تایید تکان داد. رامین لبخند تلخی زد: پس به این بابات بگو، خواهر منو طالق بده! خون بس رو پس بدید تا رضایت بدم. صدرا به ناگاه از جایش جهید: چی داری میگی مردک؟ رامین: جوش نیار. بیست سال خوشبخت زندگی کردی، بسه. بذار خونه شما هم بی چشم و چراغ بشه. ⏪ ... 📝@modafehh 📗 📙📗 📗📙📗
گلزار شهدا ب نیابت از شما عزیزان🌹 بر محرم @modafehh
•°🌱 🏴 ماه عزای حسین علیه السلام رسید و صدای آه و ناله عرشیان و فرشیان، گوش فلک را خواهد نواخت. ••✾ @modafehh ✾••
🖤بسم‌ربّ‌الحسیـن🖤
🏴🏴 اَلسَّلامُ عَلَيْكمَ يا بَقِيَّةَ اللهِ اَلاعظم صدای گریه‌تان پیر کرده عالم را بیا که با تو بپوشم لباس ماتـم را ... هزار شڪر نمردم که باز ببینم کتیبہ های عزا ، مشڪۍ محرم را ... شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
[🥀🖤] سلام‌و‌عرض‌ادب‌خدمت‌شمابزرگواران‌ گاهی‌اوقات‌شده‌که‌غرق‌گناه‌،دنبال‌یک‌فرصتی‌هستیم‌؛چله‌ترک‌گناه‌میگیرم،‌میخواهیم،اما‌نمیتونیم‌ادامه‌بدیم! رفقا‌بیایید‌توی‌ماه‌محرم‌به‌عشق‌امام‌حسین‌"علیه‌السلام"‌به‌عشق‌شهداۍ‌ڪربلا‌،سعی‌کنیم‌از‌امروز‌یڪ‌عادت‌خوب‌رو‌به‌کارهای‌روزمره‌مون‌اضافه‌کنیم‌. بیایید‌تلاش‌خودمون‌رو‌بکنیم‌که‌از‌این‌به‌بعد‌دلامون‌پاڪ‌و‌پاڪ‌تربشه نه‌فقط‌برای‌ماه‌محرم‌و‌صفر‌،برای‌همیشھ...! شروع‌این‌کار‌رو‌از‌امروز‌روز‌اول‌محرم‌شروع‌کنیم‌و‌پایانش‌ان‌شاء‌الله‌باشه‌تا‌ابد... هر‌روز‌با‌پویش‌ همراه‌ما‌باشید.ان‌شاء‌الله‌که‌برادر‌شهیدمون‌هم‌توی‌این‌راه‌دستمون‌رو‌میگیرن. شروع‌:سه‌شنبہ،‌۱‌محرم،۱۹‌مرداد پایان:ندارد... شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
سہ شنبہ: نـاهار :باقـر العلـوم؛ امام مــحمد باقـر ( درود خدا بـر او بـاد ) شـام: شیخ الائمہ؛ امـام صادق ( درود خـدا بـر او بـاد) شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
[🥀🖤] سلام‌و‌عرض‌ادب‌خدمت‌شمابزرگواران‌ گاهی‌اوقات‌شده‌که‌غرق‌گناه‌،دنبال‌یک‌فرصتی‌هستیم‌؛چله‌ترک‌گن
¹🌱 [اشـڪ بـریـز] روز‌اول‌محرم‌و‌کاملا‌حال‌هوای‌دلامون‌حسینی‌🖤 یه‌امشب‌دور‌از‌خانواده‌،شده‌توی‌یک‌اتاقی‌،توی‌هیئت‌یا‌هر‌جایی‌که‌شده‌اشڪ‌بریز!بخاطر‌همه‌ی‌گناهانی‌که‌داشتی‌انجامش‌میدادی‌و‌خد‌‌ا‌دستتو‌گرفته‌برای‌همون‌موقع‌هایی‌که‌سر‌بزنگ‌ها‌یک‌تلنگری‌زده‌وباعث‌شده‌تو‌دیگه‌درگیر‌اون‌نشی‌! برای‌غربت‌امام‌حسین‌"علیه‌السلام"،برای‌غیبت‌امامت‌،برای‌دختر‌بچه‌ی‌سه‌ساله‌،برای‌کودک‌تشنه‌لب‌،برای‌بدن‌ارباًارباشده‌ی‌.....! زیارت‌عاشورا‌بخون‌مداحی‌وروضه‌بزار.خلاصه‌امشبو‌حال‌هوای‌دلتو‌نورانی‌کن با‌اشڪ‌ریختن‌سبڪ‌میشی‌ مطمئن‌باش‌در‌آخر‌یکی‌خریدار‌اشکات‌میشہ (اون‌وسطا‌به‌یا‌د‌ماهم‌باش^^) التماس‌دعای‌فرج شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#حدیث🌿 حضرت رسول: هرکس‌یکی‌ازفضائل‌امیرالمومنین‌ رابنویسدمادامی‌‌که‌ازآن‌نوشته‌اثری‌ باقی‌باشد،ملا
°•°•° ریان بن شبیب می‌گوید: روز اول ماه محرم به محضر امام رضا (علیه‌السلام) رسیدم. حضرت (در خلال حدیث مفصلی) فرمود: ‌ ....ای پسر شبیب؛ بر حسین (علیه‌السلام) گریه کن که او را مثل گوسفند سر بریدند و هجده نفر از مردان خاندانش با او کشته شدند که در روی زمینمانند ندارند و آسمانهای هفتگانه و زمین‌ها در قتل او گریستند.... ‌ای پسر شبیب؛ اگر بر حسین (علیه‌السلام) گریه کنی چندان که اشک تو بر گونه هایت روان گردد، خداوند هر گناهی که کرده باشی، کوچک یا بزرگ، اندک یا بسیار می‌آمرزد... ‌ای پسر شبیب؛ اگر دوست داری در درجات بالای بهشت با ما باشی، به سبب حزن ما محزون، و برای شادمانی ما شاد باش.. (یا بن شبیب! ان بکیت علی الحسین حتی تصیر دموعک علی خدیک، غفرالله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان آو کثیرا... یا بن شبیب، ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان، فاحزن لحزننا وافرح لفرحنا)  🏴 شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی