eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
108 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁گفت به جای دوستت دارم چه بگویم : گفتم بگو : #یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii
مشاهده در ایتا
دانلود
[🍚📝] روایتی از مـٰادر شھیـد: {الان که فکر میکنم میبینم درسته که خدا تقدیر انسان را از اول میدونه حمید آقا وقتی به دنیا اومد پانزدهم ماه رمضان بود و من نیز روزه بودم وبا زبان روزه ایشان متولد شدن شاید همان موقع هم خدا میخواست همدردی با گرسنگان را به او آموزش بده همینطور هم بود! همیشه قبل از اینکه کامل سیر شود از سر سفره کنار می رفت و همیشه به فقیران کمک میکرد.} شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
نهج البلاغه ~•🌿🌵•~ ره آورد  كسی كه نهان خود را اصلاح كند، خدا آشكار او را نیكو گرداند، و كسی كه برای دین خود كار كند، خدا دنیای او را كفایت فرماید، و كسی كه میان خود و خدا را نیكو گرداند، خدا میان او و مردم را اصلاح خواهد كرد.  (حكمت 423) شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ لبخند محوی روی صورت صدرا نشست. لبخندی دور از چشمان احسان.روز سفر رسید. در میان اشک و لبخند ها، سه زائر اربعین، عازم عراق شدند. احسان همه تن چشم شد و همه تن گوش شد و خیره به دنبالشان میرفت. آیه تا آنجا که میتوانست، خودش کارهای ارمیا را انجام میداد. احسان نگاهش پی آنها میدوید. آیه ای که با صبر پشت ویلچر می ایستاد هل میداد. ارمیا که تمام مسیر مفاتیح و قرآن کوچکش را در دست داشت. گاهی زمزمه هایی میکرد. به سرفه می افتاد. آیه صبورانه کپسول کوچک اکسیژنش را به مهیا میکرد. برایش ماسک میزد. برایش غذا میگرفت، آب و نوشیدنی می آورد. برای هر کاری آماده بود. ارمیا لب وا نکرده آیه میدانست. و آیه صبورانه میدانست که سفر آخرشان است... روز چهارم سفرشان بود. آیه هنوز از موکب بیرون نیامده بود. احسان کنار ارمیا ایستاده بود. از او پرسید: چرا تصمیم گرفتید بیاید به این سفر؟ خیلی با شرایط شما سخته! ارمیا جوابش را داد: شما چرا با ما اومدی؟ احسان دفاع کرد: شما به دکتر نیاز داشتید. عمو صدرا نگران بود. من خیلی بهشون مدیونم! ارمیا از حرف خودش جوابش را داد: امام زمان (عج) به یار نیاز داره. نگران ماست. من خیلی به خودش و پدرانش مدیونم! احسان: امام زمان (عج) یک چیز فرضیه. معلوم نیست حقیقت داشته باشه! یک جور افسانه است! یک امید واهی به بشر تا باور کنه روزی از این دنیای کثیف نجات پیدا میکنه! ارمیا: منم که هم سن و سال تو بودم قبول نداشتم. وقتی با جوانها حرف میزنم به این نتیجه میرسم که همه ما در این سن و سال به وجود همه چیز شک داریم و هر چیزی رو بخوایم قبول میکنیم. یک جورایی انتخابی ..... ⏪ ... 📝@modafehh 📗 📙📗 📗📙📗
•°🌱 سخت‌است‌‌عاشقشوی‌.. ویارنخواهد!💔 دلتنگ‌"حرم"باشے.. و"ارباب"نخواهد!(: ..🌿 🌙 شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
بسم الله الرحمن الرحیم ...🌷
ترسم بر آن است که نکند بر اثر سنگینی گناهانم نتوانم سبک شوم و به سویت پروازکنم و از جمله کسانی باشم که از یاد تو و آیاتت غافل شده‌اند.  خدایا قدرتی به من عطا فرما که این بار بتوانم در راه تو قدم بردارم و در خودسازی خود کوشا باشم.🏻🌱 خدایا توفیق ادامه‌ راه راستین شهدا را به همه‌ ما عطا فرما.[آمین] 🌿 @modafehh
دوشنبہ: ناهار :سـالار زیـنب؛سیـدالشـهدا(درود خدا بر ان ها باد) شـام :زیـنت عبادتــ کنندگـان ؛امام سـجاد(درود خـدا بر او باد) شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
⸀🌿. . • . حق‌الناس‌باتوبـہ‌بخشیدھ‌نمیشهـ قاب‌ڪنیدبزنیدروتفڪراتتون‌باشھ؟!🚶‍♂ شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
•| 🌱 با دستایی که باهاش ▫️برا حسین(ع) سینه زد؁، ▫️رو به روی خدا بلندش ڪردی و ▫️ذڪر خالقتو گفتی، ••گـنـاه نـڪـــــن... بسه‌دیگه:)✋🏻 شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی