eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
108 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁گفت به جای دوستت دارم چه بگویم : گفتم بگو : #یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii
مشاهده در ایتا
دانلود
•°🌱 سلام امام زمانم 🌼«صبحم» شروع می شود ✨«آقا به نامتـان » 🌼«روزی من» همه جـا ✨«ذکـر نـامتـان» 🌼صبح علی الطلوع ✨«سَلامٌ عَلی یابن الحسن» 🌼مـن دلخـوشـم بـه ✨«جـواب سلامتـان» ...!!❤️ شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
دوشنبہ: ناهار :سـالار زیـنب؛سیـدالشـهدا(درود خدا بر ان ها باد) شـام :زیـنت عبادتــ کنندگـان ؛امام سـجاد(درود خـدا بر او باد) شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
#حدیث❄️☁️ امام علی (عليه‌السلام): اظهار بى ميلۍ به ڪسى کہ به تو علاقه مند است سبب ڪاستى بهره تو د
💖🏷 پيامبر اکرم صلےالله‌علیه‌وآله : اين دو عمـل چقدر باهم متفاوتند: |⇦عملے كه لذتش میرود و عواقب سوء آن باقے میماند و |⇦ عملے كه زحمتش میرود و اجر و پاداشش باقے است. 📚 حکمت121 شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
سلام دوستان خوبم بی زحمت نفری ۵ صلوات ختم کنید به نیت این عزیز از دست رفته و فرزندشون 😔🌹 ممنون میشم🌷 مدیریت از اعضاء @modafehh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌵🔗 رفقا ...🗣 این‌ما‌هستیم‌که‌اخرو‌عاقبتمون‌رو باکارهامون‌مشخص‌میکنیم.. باگناهامون💔! یااشکامون‌واسه‌ظهور📜! . +توی‌‌این‌راه!🚶‍♂ نه‌جناب‌حررویادت‌بره.. و‌نه‌ابلیس‌وشمررو🖐🏻 . حالاشمابایدانتخاب‌کنی.. "یزیدی؟" "یا حسینی!"⁉️ شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
🔴چرا لبنیات برای دردهای مفصلی خوب نیست؟ ✍یکی از باورهای غلط، مصرف زیاد لبنیات برای بهبود مبتلایان به دردهای مفصلی است در صورتی که بیشتر دردهای مفصلی از مزاج سرد و تر پدید می‌آیند و با توجه به مزاج سرد و تر لبنیات، مصرف زیاد آن در این افراد نه تنها باعث کاهش درد نمی‌گردد، بلکه موجب شدت یافتن درد مفاصل می‌گردد ✔️ برای جبران کلسیم از انجیر و بادام درختی و خرما و…استفاده کنید شهید‌حمید‌سیاهکالی‌مرادی
خدایا فهمیده ام راه آسمان از درون من شروع میشود از خلوت های تک نفره ام از لحظاتی که خودم با خودم رودرواسی ندارم! @modafehh
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ دیروز روی میز گوشیشو گذاشته بود که زنگ خورد، دیدم محمدصادق! نمیدونم با این دختر چکار داره که دست بردار نیست. رها گفت: دلش گیره! کم کم باور میکنه! درسته اخلاق و رفتارش مورد پسند ما نیست، اما پسر بدی هم نیست. خودم با زینب صحبت میکنم. حالا هم اشکهاتو پاک کن که بچه ها و صدرا برسن و ببینن مامان زهرامون گریه کرده، ناراحت میشن. زهرا خانم اشک روی صورتش را با کف دستش پاک کرد و رها صورت مادر را بوسید. زینب سادات از پشت تلفن به سیدمحمد گفت: بالاخره نامه رو داد. قبول کردن به صورت موقت مهمانم کنم برای تهران. امتحانات رو همینجا میدم. ممنون عمو. سیدمحمد گفت: نیاز به تشکر نیست عمو جون! وظیفه منه! میدونی خیلی برام عزیزی! زینب سادات گفت: عمو! سید محمد: جان عمو! زینب سادات: چرا صدات خسته است؟ سیدمحمد: دیشب بیمارستان بودم، خواب بودم زنگ زدی. زبنب سادات شرمنده شد: ببخشید. آخه دکتر فروزش میخواست با خودتون صحبت کنه. سیدمحمد: دشمنت شرمنده عزیزم! اون فروزش شارلاتان هم میخواست من بدونم یکی طلبش هست! تو نگران این چیز ها نباش. داری حرکت میکنی برگردی تهران؟ زینب سادات: نه عمو: باید برم سر خاک بابا مهدی و پدربزرگ، بعدش هم مامان و بابا و باباحاجی! یک سری هم به مامان فخری بزنم. بعدش میام. راستی عمو، اگه وقت کردی، یک وقتی برای ایلیا میذاری؟ سیدمحمد: چی شده مگه؟ ⏪ ... 📗 📙📗 📗📙📗