اگھ من وُ بزارۍ زیر میکروسکوپ، میبینـے دستای تک تک سلولام بازن تا بغلت کنن ..
ترک زبونا کھ بخوان از کسی تعریف کنن، میگن :
سَن قْشْنْ ایلڪ قاری کیمین قوزَلسَن .
یعنی تو ؛ بھ اندازهۍ اولین برف زمستانـے خوشگلی (:
غمـے که به اشڪ راه پیدا نکنه، باعث میشه اعضاۍ دیگهی بدن گریه کنن (:
پ.ن : سعی کنید گریہ کنید.
هیچوقت قرصهایی که حال آدم وُ خوب میکنن، جاۍ حرفهایی که دل آدم را قرص میکنن نمیگیره ..