eitaa logo
تبیین
21 دنبال‌کننده
909 عکس
2.2هزار ویدیو
7 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
دولت ایران مشغول مذاکره‌ی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده‌ کردن نقشه‌ی جنگ بود امام خامنه ای حفظه الله :۱۴۰۴/۱۰/۱۳ ما خیلی اصرار میکردیم استدلال کنیم برای مردم، [ولی] مردم در جنگ دوازده‌روزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهایی هم که میگفتند راه‌حلّ مشکلات کشور مذاکره‌ی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکره‌ی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکره‌ی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده‌ کردن نقشه‌ی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند. خب، بنابراین مراقب جنگ نرم باید بود، مراقب شبهه‌سازی دشمن باید بود، مراقب شایعه‌سازی دشمن باید بود. این پولهایی که خرج میشود ــ میلیاردها خرج میشود ــ برای فلان تلویزیون، فلان رادیو، فلان مرکز اطّلاع‌رسانی و مانند اینها، و علیه ایران دائماً حرفهای دروغ و خلاف منتشر میکنند، این بی‌جهت نیست، این با یک استدلال بسیار مهمّی است؛ میخواهند داخل کشور را ضعیف کنند. دیدند که در جنگ دوازده‌روزه اتّحاد ملّت، معجزه‌آفرین بود، میخواهند این اتّحاد را به هم بزنند. مردم ایران مراقب باشند. مهم‌ترین مسئله، توجّه به دشمنی دشمن و توجّه به اتّفاق و اتّحاد داخلی و درونی است؛ اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم.
هدایت شده از بدون سانسور🇮🇷
🔴کاربر مصری ساکن آمریکا نوشت: من هرگز خوابش را هم نمیديدم كه چنين چيزى بنويسم، نخبگان غربى كه بر جهان حكومت می‌كنند، كودكان را می‌خورند و آنها را به (شيطان) بعل كه ميپرستند، تقديم می‌كنند. ✅ بدون سانسور | عضو شوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/404946944Ceab6f2b794
هدایت شده از مغز خاکستری
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سرزمین‌های از دست رفته 🔹نقشۀ ایران در ۱۰۰ سال گذشته چه تغییراتی داشته؟ 🇮🇷 🔺 🔻 @khakestary_amar
هدایت شده از  زاغ سیاه
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨اشاره مهم اسکات ریتر افسر اطلاعاتی اسبق ارتش امریکا‌ به استفاده سیا و موساد و ام آی ۶ از اساتیدی که با شروع اغتشاشات از ایران فرار کردن!!(مثل زارچی بی شرف) 💢مردم ایران باید این را درک کنند که سیا و موساد و ام آی ۶ از ارتباط شما برای نابودی خودشما از درون استفاده میکنن 💢ارتباطی که نخبگان طرفدار غرب در ایران دارند یک آسیب پذیری ایجاد میکند 💢زمانی بود که ایرانی ها میتوانستن آزادانه به اروپا سفرکنند و در کنفزانس ها شرکت کنن 💢آنها در این کنفرانس ها به شدت جذب نیرو میشدن!! 💢سپس آنها برگشتن و از نفوذ خود در دانشگاه ها برای جذب افراد استفاده کردن 💢افرادی هنوز به این تصور اعتقاد داشتن که غرب دوست شماست! 💢ما(غربی ها)شما را کتک میزنیم و میزنیم و میزنیم و شما مدام سمت ما برمیگردید! 💢چون فکرمیکنید شما شما را دوست داریم! 💢ما شما را دوست نداریم از شما متنفریم 💢میدانید چه کسانی علیه ایرانی ها جنگ روانی راه نمی اندازد؟روسیه و چین ┄┅═✧☫✧●زاغ سیاه●✧☫✧═┅┄ ┄┅═🐦‍⬛@zaghsiah🐦‍⬛═┅┄ 💬 ارسال نظر
. 🔸 حالا نوبت آمریکاست! 🔸 🔹 آیت الله حائری شیرازی 🔹 🔥 کسانی به امام سجاد (ع) اصرار می‌کردند که بیایید مثل پدرتان، قیام کنید. ظاهراً تنور آتشی در منزل امام بوده است. امام باقر (ع) نقل می‌کنند که: پدرم به اینهایی که اصرار می‌کردند، فرمود: «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟»: كدامتان حاضر است یک تكه از این آتش‌ها را در دست بگيرد و آن قدر نگه دارد تا خاموش شود؟! دیدم اصلاً هیچکس نمی‌آید؛ من گفتم: «پدر، من حاضرم». پدرم گفت: «منظورم شما نیستی». دوباره فرمود: «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟». دوباره دیدم هیچکس نمی‌آید و من گفتم. باز پدرم گفت منظورم شما نیست. بار سوم هم به همین ترتیب. من دیدم این اصحاب آنقدر خجالت‌زده و شرمنده شدند که دوست دارند زمین بشکافد و بروند داخلش. پدرم هم دلش به حال آن‌ها سوخت و رهایشان کرد. 🔥 ببینید! این صحبت امام سجاد (ع)، حرف خداوند خطاب به همۀ ماست. این سؤال امام سجاد (ع)، در واقع نسل‌به‌نسل تکرار می‌شده؛ اما هیچ نسلی حاضر نشد این «جَمَره» (حبۀ آتش) را بردارد. امام راحل نگاهی به مردم کرد و در مردم احساس کرد؛ چون مردم‌شناس بود؛ لذا در پاسخ به ندای «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟» گفت: «ما بر می‌داریم!». بنابراین به او مأموریت دادند که آتش را بگیرد. 🔥 اولین آتشی که امام (ره) گرفت، آتش شاه و ساواک بود. به امام(ره) گفتند اینها را اینقدر بگیر تا سرد بشود. مردم هم گفتند: هرچه امام در دست گرفت، ما در دست می‌گیریم. شاه و ساواک، آتشِ سرخ بودند. گرفتن آتش یعنی بدنت بسوزد، تاول بزند، تکه‌تکه گوشتت بریزد؛ اما آتش را زمین نگذاری تا سرد و زغال بشود. این شهیدها، جانبازها، شلاق‌هایی که در زندان می‌خوردند، تعقیب‌ها، هجوم به خانه‌ها و ...، همۀ اینها تکه‌تکه‌های گوشت بود که می‌ریخت، همه اینها به خاطر گرفتنِ آتش در دست بود. ولی امام تا آخر کوتاه نیامد. به مدت 15 سال از نیمۀ خرداد 42 تا 22 بهمن 57، «امام» و «امت» این آتش را گرفتند تا سرد شد. بعد هم آتش صدام و حكومت بعثی را گرفتند تا سرد شد. 🔥 سپس به امام گفتند آتش بعدی را بگیر؛ امام گفت: بعد از شاه، نوبت آمریکاست. هرچه که با شاه پیش آمد، باید با آمریکا هم پیش بیاید. آمریکا و اسرائیل، عین آتش هستند؛ باید در دست گرفته بشوند تا سرد بشوند. به معنای گرفتن این آتش است. این آتش دارد سرد می‌شود. آمریکای سال 58 کجا، آمریکای اکنون کجا! این راهپیمایی‌هایی که در عالَم واقع میشود، جرأت‌هایی که مردم دنیا پیدا کرده‌اند و پرچم آمریکا را مرتباً آتش میزنند، علامتِ سرد شدنِ آتش است. وقتی در کل جهان، همان حالتی ایجاد شود که در کشور ما پیدا شد، آن آقا می‌آید. ما باید دعا کنیم که امت‌ها، در این راهی که آمده‌اند تا آخر بروند. در فلسطین، این آتش را بدست گرفته‌اند. هرکس بگوید: «فلسطین به ما چه ربطی دارد، آنها خودشان یک ملت هستند و ما هم برای خودمان ملت دیگری هستیم»، این آتش را زمین گذاشته است. اگر کسی در این زمان، این آتش 40 ساله را زمین بگذارد، گناه چهل نسل قبلی را باید جواب بدهد. چرا؟! چون امام زمان (ع) می‌گوید: چهل نسل که این آتش را بر نداشتند، حالا شما هم که برداشته‌اید، بعد از چند سال می‌خواهید آن را زمین بگذارید؟! 🔥 اين همه ، سوختگی‌های دست امت است كه را نگه داشته و تاكنون از نگه داشتن آن خم به ابرو نياورده است. اين آتش بالاخره سرد خواهد شد، همان طور كه شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتشِ شاه، به ميان ما برگشت و آن امام منتظر نیز با سرد شدن است كه زيارتش خواهیم کرد. مساله، مسالۀ گرفتن آتش در دست است. این رسالت امروز ما است. ✅ اگر بدنبال حکمت‌های ناب هستید، هم‌اکنون عضو کانال آیت الله حائری شیرازی شوید: eitaa.com/joinchat/454361092C75c4b499d3
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸نکته‌ای مهم دربارۀ نحوۀ بیان مشکلات سیاسی و اقتصادی در محیط خانه و نزد بچه‌ها🔸 با یک کم و زیاد [در مسائل سیاسی یا اقتصادی]، نباید سریع رنجیده شوی و داخل خانه با بچه‌ها صحبت ‌کنی. اگر مسئولی، اشتباهی دارد مطرح نکنید و بزرگش نکنید. بچه‌ها ظرفیت ندارند. اگر مدام از مشکلات گفتی، بچه نسبت به حکومت، عقده پیدا می‌کند. اینهایی که بچه‌هایشان گروهکی شدند، یک علتش این بود که داخل خانه مدام علیه حکومت صحبت می‌کردند. خودش اصل حکومت را قبول داشت اما نق‌هایی هم داشت. بچه ظرفیت نداشت و در نتیجه دشمنِ حکومت شد و علیه حکومت اسلحه دست گرفت! بعد هم بچه اعدام شد. بعد هم می‌گفت: بچه‌ام چرا اینطور شد؟ کسی گفت: «همین که پای کرسی نشسته بودی و نق زدی، اینطور شد. ناراحتی‌هایی که داشتی به خانه منتقل کردی، نتیجه‌اش این شد!» بچه، مثل است که اگر یک پاره آجر بیندازی، نصف آبش بیرون می‌ریزد. آدم بزرگ، مثل یک است. یک سنگ ده‌مَنی هم که بیندازی داخل آن، آبش نمی‌پرد بیرون. تحمل اینها برای خودت آسان است، اما برای بچه‌ها آسان نیست. در صحبت‌های خانوادگی مواظب حکومت و علاقه بچه‌ها به حکومت باشید. 📚 راه رشد، جلد سوم ، صفحه 232 (تهیه کتاب) ✅ اگر اهل فکر و دنبال حکمت‌های ناب هستید، فرصت را از دست ندهید و عضو کانال رسمی آیت الله حائری شیرازی شوید: eitaa.com/joinchat/454361092C75c4b499d3
. 🔸برگ درخت زیتون🔸 🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🌿 حضرت نوح (ع) وقتی بعد از طوفان، می‌خواست از کشتی پیاده شود، پرنده‌ای را فرستاد که یک جایی پیدا کند. پرنده رفت و گشتی زد و دوباره برگشت به کشتی. یعنی چه؟ یعنی جای نشستن نبود؛ تنها نقطۀ امن، همین کشتی است. دفعۀ بعد، کلاغی را فرستاد. او هم رفت و برگشت. مدتی گذشت، کبوتری را فرستاد؛ او برگشت درحالیکه در منقارش، برگ درخت زیتون بود. معلوم شد که آب فرو نشسته و سر گیاهان و درختان، از زیر آب پیداست. کشتی رفت و بر «کوه جودی» مستقر شد و اینها پا بر روی خاک گذاشتند. 🌿 (ع) وضعیتش مثل نوح(ع) در کشتی است. هر وقت می‌خواهد ببیند که آیا بی وفایی‌ها، نامردی‌ها و دروغگویی‌ها فرو نشسته یا نه، اخلاص‌ها سبز شده، جوشیده، شکوفه کرده یا نه، یک پرنده‌ای از خودش را می‌فرستد؛ یک نماینده‌ای می‌فرستد. 🌿 شما نگاه کنید، از بدو غیبت تاکنون بسیاری از نمایندگان آن حضرت وقتی قیام کردند به شهادت رسیدند. مثلاً مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری قیام کرد. در میدان سپه تهران، جلوی چشم همۀ مردم او را به دار آویختند. عمامه‌ای که بر سرش بود را انداخت میان مردم. مردم قاپیدند. وقتی که با شیخ فضل الله این جور برخورد کردند معلوم شد که هنوز برای ظهور، زود است؛ هنوز آنقدر آب بالاست که وقت فرود آمدن کشتی نیست. 🌿 اما در عصر و دورۀ ما، کبوتر دیگری را پرواز داد. روح الهی را به میان مردم فرستاد. ایندفعه، او رفت و بر منقارش شاخه زیتونی بود. این شهدای ما، این رزمندگان ما، این کسانی که زیر آتش ایستادند، شاخۀ زیتون بودند. چه شاخۀ زیتونی مبارک‌تر از این رزمندگان؟! @haerishirazi
امیر کلام امام علی (ع) چه زیبا می فرماید: «آگاه باشید هیچ گاه حق را نخواهید شناخت مگر هنگامی که کسانی که آن را ترک گفته اند بشناسید، هرگز به پیمان قرآن وفادار نخواهید بود مگر از کسی که آن پیمان را شکسته آگاه باشید و هرگز به قرآن تمسک نخواهید کرد مگر به کسی که آن را دور انداخته پی ببرید و هرگز تلاوت نخواهید کرد قرآن را حق تلاوتش مگر کسانی که آن را تحریف نموده اند بشناسید و هرگز ضلالت را نخواهید شناخت مگر آنکه هدایت را بشناسید و هرگز تقوا را نمی شناسید مگر آنکه کسی را که از آن تعدی نموده بشناسید وقتی این را شناختید بدعت ها و تکلف ها را می شناسید و افترا بر خدا و رسول و تحریف کتاب خداوند را خواهید دید و خواهید دید که چگونه خداوند هدایت فرمود کسی را که هدایت شد پس شما را به جهالت نیندازند آنهایی که نمی دانند به درستی که علم قرآن را کسی نمی داند چیست مگر آن کسی که طعم آن را چشیده باشد و ...»(روضه کافی ص 390 )
دیدگاه رهبری در مورد ابعاد مذاکره با آمریکا در وضع کنونی ۱ مهرماه ۱۴۰۴ حجت تمام بر همگان امام خامنه ای حفظه الله: وضع کنونی، مذاکره‌ی با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛ یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایده‌ای داشته باشد، بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. این اوّلاً. ثانیاً بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است. یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکره‌ی با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبران‌ناپذیر هستند؛ یک چنین زیانهایی هم دارد. من حالا اینها را شرح خواهم داد. امّا اینکه میگوییم به سود ما نیست، برای ما فایده‌ای ندارد، چون طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجه‌ی مذاکرات را معیّن کرده؛ یعنی اعلام کرده که مذاکره‌ای را قبول دارد و میخواهد مذاکره‌ای بکند که نتیجه‌ی آن مذاکره، تعطیل شدن فعّالیّتهای هسته‌ای و غنی‌سازی در کشور ایران باشد. یعنی بنشینیم پشت میز مذاکره‌ی با آمریکا و نتیجه‌ی گفتگوهایی که با آنها خواهیم کرد، حرفی باشد که او گفته «باید انجام بگیرد»! این که دیگر مذاکره نیست؛ این دیکته است، این تحمیل است؛ بنشین مذاکره کن با یک طرفی که نتیجه‌ی آن مذاکره الزاماً باید همان چیزی باشد که او میخواهد، همان چیزی باشد که او میگوید! این مذاکره است؟ طرف مقابل امروز این‌جوری حرف میزند، میگوید مذاکره کنیم و از مذاکره این دربیاید که ایران غنی‌سازی نداشته باشد! حالا این [فرد] غنی‌سازی را گفته، چند روز قبل از این، معاونش اعلان کرد که ایران بایستی موشک هم نداشته باشد! نه موشک دوربُرد؛ موشک میان‌بُرد هم نباید داشته باشد، موشک کوتاه‌بُرد هم نباید داشته باشد! یعنی ایران آن‌چنان دستش بسته و خالی باشد که اگر چنانچه به او تعرّض شد، حتّی به این پایگاه آمریکایی در عراق یا در فلان جا هم نتواند جوابی بدهد و پاسخی بدهد؛ معنای این حرف این است؛ مذاکره کنیم تا این نتیجه به وجود بیاید! خب این سود نیست؛ این مذاکره‌ای است که در آن هیچ سودی وجود ندارد، و همه‌اش به ضرر ما است؛ این نتیجه‌ی مذاکره است. این مذاکره نیست؛ زورگویی است، تحمّل زورگویی و تحمیل آمریکا است. وقتی کسی با ایران اسلامی طرف است، این‌جور توقّعات، این‌جور اظهارات، ناشی از نشناختن ملّت ایران است، ناشی از نشناختن جمهوری اسلامی است، ناشی از این است که نمیداند فلسفه و مبنا و ممشای ایران اسلامی چیست؛‌ اینها را که نمیداند، این‌جوری حرف میزند؛ به قول ما مشهدی‌ها «این حرف از دهن گوینده‌اش بزرگ‌تر است» و این حرفی که بیایید مذاکره کنیم برای یک چنین چیزی، قابل اعتنا نیست. پس بنابراین برای ما سود ندارد. و امّا ضرر؛ گفتم ضرر دارد. این مهم‌تر است؛ اینکه ضرر دارد، مهم‌تر است. طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران میکنیم، چه میکنیم؛ از این حرفها؛ یک خرده مبهم،‌ یک خرده صریح؛ یعنی تهدید: یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد! این تهدید است. خب قبول چنین مذاکره‌ای نشانه‌ی تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم،‌ میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.‌ امروز میگویند اگر چنانچه غنی‌سازی داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ فردا میگویند اگر موشک داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛‌ بعد میگویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ اگر با فلان کشور ارتباط داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم! مدام تهدید [هست] و مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقب‌نشینی کنیم. یعنی قبول مذاکره‌ای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمیدهد،‌ هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمیکند. بنابراین، وضع این‌جوری است. طرف مقابل هم البتّه حالا ممکن است بگوید من در مقابل این، فلان امتیاز را هم به شما میدهم! دروغ میگویند؛ آنچه میگویند به عنوان امتیاز میدهیم، دروغ است. ده سال قبل از این، ما یک قراردادی با آمریکایی‌ها بستیم که اسمش در داخل کشور ما «برجام» است؛ در این قرارداد، بنا شد که ما در مورد هسته‌ای این کارها را انجام بدهیم ــ آن مرکز تولید را مسدود کنیم؛ آن محصول سه و نیم درصدی را که آن وقت تولید میکردیم، بدهیم برود به خارج یا رقیق کنیم یعنی از بین برود، غنی‌سازی‌اش را از بین ببریم؛ و چیزهای دیگر ــ آنها هم در مقابل تحریمها را بردارند و بعد از ده سال، پرونده‌ی ایران در آژانس هسته‌ای بین‌المللی به شکل عادّی دربیاید.
[البتّه] آن وقت، وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است،‌ چرا «ده سال» را شما قبول میکنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، امّا به هر حال قبول کردند. «ده سال» همین‌ روزها تمام شد؛ آن ده سالی که بنا شده بود پرونده‌ی ایران در آژانس عادّی بشود، این روزها تمام شد. امروز شما ملاحظه کنید، نه‌تنها پرونده عادی نشده، بلکه مشکلات هسته‌ای کشور در شورای امنیّت، سازمان ملل و در هسته‌ای مضاعف شده، چند برابر هم شده! طرف این‌جوری است، قولش این است! ما همه‌ی کارهایی را که باید انجام میدادیم انجام دادیم، او تحریمها را برنداشت،‌ هیچ کدام از قولهایی را که داده بود انجام نداد و بعد هم اصلاً خود او، به تعبیر رایج، پاره کرد آن قرارداد یا آن توافقنامه و تفاهمنامه‌ای را که مقرّر شده بود، اصلاً بکلّی خارج شد از برجام و آن را رد کرد. اگر چنانچه شما با طرف مقابل مذاکره کنید و آنچه را او میخواهد قبول کنید که خب، این تسلیم و ضعف کشور و نابود کردن شرف یک ملّت است؛‌ اگر تهدید او را که با تهدید دارد با شما حرف میزند، قبول کردید، این‌جوری است، اگر قبول نکردید میشوید مثل حالا که باز همان دعوا و همان [مسئله‌ها هست]. بنابراین مذاکره، مذاکره‌ی درستی نیست. تجربه‌ها را فراموش نکنیم، این تجربه‌ی ده سال گذشته را فراموش نکنیم. آن که محلّ کلام ما است، آمریکا است؛‌ حالا فعلاً با اروپا مسئله‌ای نمیخواهم مطرح کنم. این طرف مقابل ما در همه‌چیز خُلف وعده میکند، در همه‌چیز دروغ میگوید، فریب اِعمال میکند؛ وقت و بی‌وقت تهدید نظامی میکند؛ اگر دستشان برسد، اشخاص را ترور میکنند، همچنان که سردار شهید ما را، شهید سلیمانی را ترور کردند؛ یا مراکز هسته‌ای را بمباران میکنند؛ اگر بتوانند از این کارها میکنند. طرف یک چنین وضعیّتی دارد؛ با این طرف نمیشود مذاکره کرد، نمیشود با اطمینان و اعتماد نشست و حرف زد و حرف شنید و قرار گذاشت. به نظر من مذاکره‌ی با آمریکا برای مسئله‌ی هسته‌ای و شاید برای مسائل دیگر، بن‌بست محض است؛ یعنی هیچ راه درستی وجود ندارد برای اینها، بن‌بست محض است. فکر کنند، ببینند. البتّه برای او مفید است؛ این مذاکره برای آن رئیس‌جمهور فعلی آمریکا مفید است؛ او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم؛ او در دنیا از این افتخارات میکند. امّا برای ما ضرر محض است و هیچ فایده‌ای برای ما ندارد.