#ارسالی_ازکاربران
نزار قبانی:
من دربارهٔ تو به آنها نگفتهام
اما تو را دیدهاند که در چشمانم شنا میکنی
من دربارهٔ تو به آنها نگفتهام
اما تو را در کلماتم دیدهاند
عطرِ عشق،
نمیتواند پنهان بماند!!
من برای معشوق خیالی ام می نویسم تو برای دلبر واقعی ات بفرست.
تو از هر در که بازآیی
بدین خوبی و زیبایی
دری باشد که از رحمت
به روی خلق بگشایی🌱
سعدی ..
الهی ، شفا و رحمت ... 🙏
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
📌کرونایی به اسم بی حجابی
💢امروز داشتم فکر میکردم که این روز ها *خانم های* زیادی رو می بینیم که *ماسک زدن*
‼️نه کسی از *گرما* گله می کنه
‼️نه میگه برام *محدودیت* میاره
‼️نه گله می کنن که *زشتمون* کرده
👈🏻اگه کسی هم ماسک نزنه *نمیگن آزاده* و باید به انتخابش احترام گذاشت
⛔بلکه میگن داره *سلامت* بقیه رو به خطر میندازه!
این شمارو یاد چیزی نمیندازه⁉️
⭕هر زمان حرف از *حجاب* میزنیم
‼️یهو هوا گرم میشه و حجاب داشتن غیر فابل تحمل!
‼️یهویی چادر دست و پا گیر میشه!
‼️یهویی پوشیده و باحجاب بودن میشه کسر شأن !
‼️یهویی میشه آزادی پوشش و فاز روشنفکری
🔰وقتی میگیم *بی حجابی* سلامت جامعه رو به خطر میاندازند یعنی یک *ویروس* در کمین فضای *روحی* و *روانی* جامعه‼️
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
#شبتون_امام_زمانے💚
ان شاءالله خواب امام زمان و کربلا رو ببینین💙💜
#نماز_شب_یادتون_نره
#یا_علے
در پناه حق
@mojaradan
┅┄✿┅┄❥•❥┄┅✿┄┅
مجردان انقلابی
#داستان_شب ⚜قسمت چهل و دوم ⚜ بهشت عمران 🌾 اون پسر روبه روم وایستاده بود و چیزی نمیگفت. صدای دوید
#داستان_شب
⚜قسمت چهل و سوم⚜
بهشت عمران 🌾
بابا با آه و ناله اسباب داخل اتاق و جمع میکرد و هر از چندگاهی به عکس مامان خيره میشد
روبه روی در اتاق نشسته بودم و به جفت دستبندی که به بهشته داده بودم نگاه میکردم
الان کجا میتونه باشه؟
چه بلایی سرش اومده.
اون که کسی و نداره توی اون شهر بی در و پیکر!
باید اول یه جا واسه بابا پیدا کنم بعد برم دنبالش
من نمیتونم راحت از این قضیه بگذرم
کل وسایل اتاق قده یه وانت هم نمیشد
برای همین همه رو بار زدیم و بالاخره دل کندیم
اما انگار واسه بابا دل کندن از این عمارت بی روح و بی رحم سخت بود
از پشت سرش صداش زدم :بیا بابا، به چیه این نامرد خونه خيره شدی؟
بابا برگشت سمتم و دیدم که اشک توی چشاش حلقه زده بود. دستی به چشاش کشید و گفت :بریم بابا
بالاخره حرکت کردیم. اما به کجا؟
نه پولی داشتم که بریم مسافرخانه ایی
نه برگه اقامتی بود برای گرفتن خونه
نه فامیلی برای رفتن به خونه ش
بی هدف توی خیابونا میچرخیدم که بابا گفت :داری چیکار میکنی پسر؟
_نمیدونم کجا باید بریم
+خدا بزرگه، برو سمت شیلان اونجا شاید خونه پیدا کردیم، موقع جوونی یه اسدالله خانی بود خونه هاشو ارزون کرایه میداد به افغان ها، یادم میاد سه شب اولی که اومده بودیم ایران با مادرت اونجا بودیم، شاید خدا رحم کنه ما هم بتونیم یه جایی پیدا کنیم
_شیلات؟ این همه راه و برم؟
+مگه راه دیگه ایی هم هست بابا؟
_اگه نبود چی.؟
+ایشالله که هس، من دلم روشنه
و تسبیح آبی دونه درشت شو درآورد و شروع به ذکر گفتن کرد
یه جمله توی دهنم خشک شده بود و عذابم میداد
همینطور که میدون و دور میزدم گفتم :بابا بیا کج بشین و راستشو بم بگو، اون روز که به آقا گفتی مگه بهشته اصلا دخترته منظورت چیه؟
بابا برگشت سمتم و گفت :رانندگی تو بکن مرد
_برام مهمه، بگو بم
+الان وقتش نیست
_کی وقتشه؟
+لا اله الا الله، به جای این فکرا دنبال این باش اون دختر بیچاره رو پیدا کنی
تا دوباره اسمش اومد تموم ذهنم بهم ریخت
_شما رو یه جا بزارم که خیالم راحت باشه میرم تهروون
+اگه بگیرنت برت میگردونن بابا
_چاره ایی نیست غیرتم نمیزاره رهاش کنم، سعی میکنم بیوفتم یه جورایی دنبال برگه اقامت
+خدا همراهت باشه بابا
راه به سکوت گذشت و فکر و ذهنم دنبال بهشته بود
بالاخره موقع غروب رسیدیم شیلات و خونه های درب و داغون اسد الله دیده شد
_اینجا رو میگفتی بابا.؟
بابا با ذوق پیدا شد و گفت
+بیا پسر هنوز هست، خدا رو شکر
از ماشین پیاده شدیم و به سمت خونه ها حرکت کردیم
اینجا به هر جایی شباهت داشت الا خونه!
ادامه دارد
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
#قرار_عاشقی
#اربابم_حسین_جان
آبرودار شدم ازڪرمت ممنونم
بهتر از قبل شدم خوب ترینم باتو
گریه وسینه زدن قبل محرم بامن
سفر ڪربُ بلای اربعینم باتو
#صلی_علیک_یا_ابا_عبدالله
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
─┅═ೋ❅♥️❅ೋ═┅─
#السلام_ایها_الغریب
💫🍃🕊🌼🌼🌼🕊🍃💫
#مولا_جانم ❤
🌸✨ وسط جاذبه ی این همه رنگ...
🌸✨ نوکرت تا به ابد رنگ شماست...
🌸✨ بی خیال همه ی مردم شهر...
🌸✨ دلم آقا به خدا تنگ شماست...
✨ صبحبت بخیر زیباترین هدیه خدا ✨
#صبحبتون_مهدوی 🌞💚
#اَللّهُــمَّ عَجـِّـل لِوَلیِّــکَ الفَــــرَج💛
╔━━━๑ღ🌸ღ๑━━━╗
@mojaradan
╚━━━๑ღ🌸ღ๑━━━╝
💞💞💍💍💞💞
#انچه_مجردان_باید_بدانند
🔰وظیفه و #نقش شما در پیش از ازدواج تنها #مشاهده گری و شناخت خود واقعی طرف مقابل است و بس
👈مثلا طرف مقابل شما آقايی است كه در #خيابان چشم از خانم های ديگر برنمی دارد . #نگاه خيره ای دارد. چند بار هم صحبت كرده ايد اما فايده ای ندارد ...
#نگاهت مقابل شما خانمی است كه بصورت #افراطی نياز به جلب توجه دارد و توجه كافی از سوی شما هم اين ظرف را پر نمی كند. برای ديده شدن هر كاری می كند از #نحوه صحبت اغواگرانه گرفته تا پوشيدن #لباس های خيره كننده ...
👈در دوران آشنایی چندين بار متوجه #خيانت همراه تان شده ايد اما هر بار با توجيه و #زبان بازی ماجرا را #فيصله می دهد . دو روز نيست كه با يكديگر قهر هستيد با فرد ديگری #قرار ملاقات می گذارد . و ...
👈تمام اين اتفاقات نشانه اين است كه اين آقا ، خانم در حال #حاضر آمادگی شروع يک رابطه بالغانه و متعهدانه را ندارد و با #صحبت ، خواهش و دعوا هم اين آمادگی بدست نمی آيد و بعد از ازدواج در اون زمینه ها و #اشکالات بدتر هم می شود!
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
🌹🍃🌹
#شهیدی_که
#مسئول_کمیته_ازدواجه💍💕
یادمہ از اولین دوره هاے راهیان نور ڪہ رفتہ بودم ،وقتے وارد هویزه شدیم قشنگے فضاش ما رو گرفت ...😊
ڪسایے ڪہ رفتن هویزه میدونن چے میگم ...
جلوے درش کفشاشو👟 میگیرن و واڪس میزنن ....
از تونل سر بندها ڪہ عبور میڪنے میرسے بہ یہ حیاط ڪہ دو طرفش شهدا دفنن و چند تا درخت🌴 رو مزار بعضے شهدا سایہ انداختہ و دلچسبے فضا رو دو چندان میڪنہ
یادمہ وارد شدیم و راوے روایت گرے میڪرد . یڪے از بچہ ها ڪہ سابقہ دار بود اصرار ڪرد بچہ ها بریم سر قبر 👈شهید علے حاتمے🌷
پرسیدیم چرا بین اینهمہ شهید به اونجا اصرار دارے ...⁉️
گفت بیاین ڪارتون نباشہ 🤔
رفتیم سر مزار شهید و مشغول فاتحہ و صحبت و دیدیم چند تا خواهرا هم پشتمون سرپا وایسادن و منتظرن بیان همونجا و چون ما اونجا بودیم خجالت😓میڪشیدن جلو بیان
برام جاے تعجب بود خوب بقیہ شهیدا اطرافشون خالین برن برا اونا فاتحہ بخونن ...
ڪہ این رفیقمون گفت آخہ این شهید مسئول ڪمیتہ ازدواجہ 💑
هر ڪے با نیت بیاد سر خاڪش سریع ازدواج میڪنہ (پس بگو چرا خواهرا صف وایساده بودن 😂😂😂)
ما هم از قصد هے ڪشش میدادیم و از روے مزار بلند نمیشدیم 😁...
یهو راوے اومد بلند جلومون با صداے بلند و🗣خنده 😄 گفت :آقایون این شهید شوهر میدهها ... زن نمیده به ڪسے
یهو همه اطرافیان و اون خواهراے پشت سرے خندیدند 😂و ما هم آروم آروم تو افق محو شدیم ..🌅
البتہ راوی بہ شوخے میگفت ؛ خیلے بچه ها با نیت اومدند و ازدواج 🎊هم ڪردند .
شهید علی حاتمی🌹
#یادشهداباصلوات
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
#استوری
🔆 به سینه تا نفسی هست بیقرار تو ام
🙏 یا صاحب الزمان
@mojaradan