5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 «شکارچی مجازی» فردا روی آنتن شبکه سه سیما میرود / روایتی از آزار دختران و زنان در فضای مجازی
مستند «شکارچی مجازی» به تهیه کنندگی و کارگردانی حسن علیزاده فرد جمعه ۲۱ اردیبهشت ماه ساعت ۲۳ روی آنتن شبکه سه سیما می رود.
اخبار داغ سلبریتی ها
┄┅┅❅🇵🇸 🇵🇸 🇵🇸 ❅┅┅┄
@BaSELEBRTY
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🥀🥀هی نگید شهدا شرمندایم
اینا گوش کنید
حتماً بفرستید برای هرکی که ی مسئولیتی داره
دیگه شرمنده نباشید
به به به این مسجد😍
مسجد حاج آقا حدائق👌🏻
انشاءالله که الگو بشه در کل کشور
#شیراز
•┈••••✾•🌿🌺🌿•✾••••┈•
#مساجدفعالخوزستان🔻 🔻 🔻
@masaajed @masaajed
6.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟪 #دختر_ایران را سوار بر کشتی نوح ببینید...
فرارسیدن میلاد حضرت معصومه(س)، #دهه_کرامت و #روز_دختر بر شما مبادک باشه😍🌸🌸
🌱
آگاهی مان را
بیشتر کنیم...!!!
#روز_دختر❣
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@saza_iran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 نقارهزنی در شب ولادت حضرت معصومه (س) در حرم مطهر رضوی
#جمعیت_افغانستانیهای_مقیم_ایران
https://eitaa.com/joinchat/3500474498C27bed6731b
💢 حدیث روز
🔸️أمیرالمؤمنین على عليهالسلام:
اعـْقِلُوا الْخـَبَرَ إِذا سَمِعْتُـمُوهُ عَقْـلَ رِعايـَةٍ لاَ عَقْـلَ رِوايـَةٍ، فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ، وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ
🔹️ چون خبرى را شنيديد همانند ژرفانديشان و نه چون ظاهربينان ژرف در آن بينديشيد و تنها به شنيده خود بسنده نكنيد؛ زيراكه روايتگران دانش بسيارند و رعايت كنندگانش اندك.
#جمعیت_افغانستانیهای_مقیم_ایران
https://eitaa.com/joinchat/3500474498C27bed6731b
نماهنگ مهر خواهر برادری.mp3
3.46M
برادر کوه غیرته اهل نجابته
قدر برادرو بدون آخه نعمته
خواهر عفیفه مثل گل لطیفه
خواهر سنگ صبوره خواهر رحمته
🎙 #عبدالرضا_هلالی
🎙 #محمد_حسین_پویانفر
#️⃣ #ولادت_امام_رضا_ع
#️⃣ #ولادت_حضرت_معصومه_س
#️⃣ #گروه_سرود
#️⃣ #مولودی
#️⃣ #استودیویی
🗒 متن کامل شعر
🆔 @Kashoob_Media
🌐 Kashoob.com
#یک_نکته_از_هزاران 🌱
از مرحوم حاج شيخ حسنعلى مقدادى اصفهانى - رحمة الله عليه - نقل شده است : مرحوم پدرم - رحمة الله عليه - نقل مى فرمودند كه : در شهر حِلّه (در عراق ) شخصى بود از الواط كه صاحب مكنتى فراوان و در شرارت نيز معروف بود.<يكى از علماى نجف (كه مرجع وقت خود بود و پدرم نام او را ذكر نكردند، ولى از علماى اهل الله بوده ) شبى در خواب مى بيند كه لوطى مذكور در بهشت همسايه حضرت اميرالمؤ منين (ع ) است . آن عالم چون به صحت خواب خود اعتقاد داشت ، از نجف به قصد حله حركت كرده و به منزل آن شخص شرور مى رود و او را مى طلبد. چون ورود عالم را به صاحب خانه خبر مى دهند، بسيار ناراحت مى شود و فكر مى كند كه مشاراليه حتما براى نهى از منكر آمده است ، ولى به هر حال به در منزل مى رود و ايشان را به داخل دعوت مى كند و براى ايشان چاى و قهوه مى آورد. وقتى مى بيند كه عالم مزبور چاى و قهوه صرف نمى كند، يقين مى كند كه وى نه از روى دوستى ، بلكه از راه مخامصه و دشمنى وارد شده است ، زيرا در عرب رسم است كه اگر كسى به منزل شخصى برود، ولى چيزى نخورد، اين خود دليل دشمنى است . لذا عرض مى كند: آقا تا اين زمان از جانب من به شما اسائه ادب نشده است . پس دليل دشمنى شما چيست ؟<عالم مزبور جواب مى دهد: من با شما خصومتى ندارم ، بلكه سؤ الى دارم كه اگر جواب بدهيد، چاى و قهوه شما را مى خورم .<ايشان خواب خود را نقل و تاءكيد مى كند كه من يقين دارم خواب من صحيح است و تو با اين سابقه و شهرت بدى كه دارى ، چه كرده اى كه با اميرالمؤ منين (ع ) در بهشت همسايه شده اى ؟<عرض مى كند: اين سرى بود بين من و حضرتش ، معلوم بود حضرت اراده فرموده اند اين سر فاش شود. سپس دختر بچه نه ساله اش را نشان مى دهد و مى گويد: مادر اين كودك دختر شيخ حله بود و من عاشق او شدم ، ولى چون بدنام بودم مى دانستم كه شيخ دختر خود را به من نخواهد داد. در عين حال از من واهمه داشتند. به خواستگارى رفتم . پدرش گفت : اين دختر نامزد پسرعمويش مى باشد، اگر تو بتوانى پسر عمويش را راضى كنى ، من مخالفتى ندارم . نزد پسر عمويش رفتم و علاقه خود را به دختر ابراز كردم . گفت : اگر تو ماديان خود را به من ببخشى ، من به اين ازدواج رضايت مى دهم (بايد دانست كه در عرب ماديان حكم زن را دارد و معمولا كسى آن را به ديگرى نمى بخشد). ولى چون من عاشق بودم ، ماديان را به او بخشيدم و از او رضايت گرفتم و نزد پدر دختر رفتم و جريان را گفتم . گفت : برادر دختر را نيز بايد راضى كنى . نزد برادر دختر رفتم و مطلب را گفتم . در آن زمان باغى زيبا و مصفا در خارج شهر داشتم . برادرش گفت : اگر آن باغ خارج شهر را به من ببخشى ، من رضايت مى دهم . باغ را هم به او بخشيدم و پيش پدر دختر رفتم . اين بار گفت : بايد مادر دختر را هم راضى كنى و علت اين همه اشكال تراشى آن بود كه نمى خواستند دخترشان را به من تزويج كنند و در ضمن از من هم مى ترسيدند. لذا نزد مادر دختر رفتم و او براى موافقت خود خانه خوبى را كه در حله داشتم ، از من مطالبه كرد. دادم و موافقت او را نيز گرفتم و باز پيش پدر دختر رفتم . اين بار نوبت راضى كردن پدر بود كه رضايت او با بخشيدن يك پارچه ملك آباد تحصيل شد. ديگر بهانه اى نداشتند. با اين وجود، با اكراه دختر را عقد كردند و به زنى به من دادند. شب عروسى ، هنگامى كه به حجله رفتيم ، عروس به من گفت : اين بار منم كه از تو چيزى مى خواهم .<گفتم : من هرچه داشتم در راه تو دادم و اكنون هم هر چه از ثروت من باقى مانده است از آن تو باشد.<گفت : من حاجت ديگرى دارم .<گفتم : هر حاجتى دارى بخواه .<گفت : حاجت من بسيار مهم است و قبل از آن كه حاجت خود را بگويم ، شفيعى دارم كه بايد او را به تو معرفى كنم : شفيع من فرق شكافته حضرت اميرالمؤ منين (ع ) است . اما حاجت من اين است كه من با پسر عمويم قبل از عقد به موجب صيغه ، محرم و هم بستر شده ام و از او باردارم و هيچ كس از اين موضوع آگاه نيست . اگر اين راز فاش شود، براى قبيله ما ننگى بزرگ است و تو به خاطر حضرت مرا امشب خفه كن و بگو مرده است و اين ننگ را از خانواده ما بردار، زيرا تا وضع حمل نكنم بر تو حرام و بعدا نيز صدمه زيادى به ما مى خورد.<گفتم : آن شفيعى را كه تو آورده اى ، بزرگتر از آن است كه من مرتكب چنين جنايتى شوم . از اكنون تو به منزله خواهر من هستى و از حجله بيرون آمدم . تا امروز كسى از اين راز ما اطلاع نداشت و معلوم مى شود حضرت مى خواستند شما مطلع شويد. اين دختر بچه نه ساله همان طفل است كه در رحم او بود. همه بستگان اين بچه را از آن من مى دانند و اين زن هم تا امروز حكم خواهر مرا داشته است .
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
مگه میشه در ۸ جلسه خوشخط شد🤔
چرا که نشه
وارد این کانال شو تا دقیقا متوجه منظورم بشی 👌😊
لینک کانال در ایتا👇
https://eitaa.com/joinchat/2310733979Cf02dfdc7c5
32.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی بهشت زیر قدمهای
دختـــر ست...
#روز_دختر
#میلاد_حضرت_معصوم
🌴💎💞💎🌴