- بهم گفت : سختیش شبای اولشه ، میگذره . .
گفتم مگه تو هم دلت شکسته ؟
گفت آره . .
گفتم بعدش چی میشه ؟
من بدون اون چطور نفس بکشم ؟
گفت بعدی وجود نداره ؛
بعدش دلت تنگ میشه ، ولی عادت میکنی به دلتنگی . .
گفتم خیلی سخته ؟
سکوت کرد ، انگار كه بغض نمیذاشت حرف بزنه . .
- بهش گفتم میارزید ؟
یه قطره اشک چکید از چشمش گفت :
بخدا میارزید . .
اینکه حداقل واسه یه شب ؛
حس کنی خوشبختتر از تو وجود نداره ،
و یه شب از ذوق حرفاش خوابت نبره . .
به این همه شب بیداری ؛
و گریههایِ آخر شب میارزه :)
این توانایی رو از کجا میارید که وقتی تقصیر شماست یه جوری همه چیو برمیگردونید که تقصیر ما بشه .