- مخاطبِ خاص
هیئت و مداحی که طاهری باشه >>>>>
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسین که باشه ، زندگی ، زندگی میشه .
آفتاب گرم و سوزان قم از دور
دست تکان میداد و صورتهای
خسته و خاکآلود کاروانیان را
نوازش میکرد کاروان آرام آرام
به مقصد نزدیک میشد ،
امّا بانو تبدار و غمناک در کجاوه
نشسته بود و غصهدار یاران و
برادرانی بود که در مسیر راه ، به
دست دشمنان اهلبیت علیهالسلام
به شهادت رسیده بودند
آن هفده روز طلایی هیچگاه
از صفحه خاطرات اهالی قم پاک
نمیشود که بیتالنور مرکز تلالوء
آن نورانیت شد خانهای کوچک
امّا به وسعت قلب مهربانِ خواهری
که مشتاق دیدار برادر است
و امروز ، آفتابِ آسمانِ ایران هر روز
صبح بر دو گنبد طلایی برادر و خواهر
سلام میدهد و اذن تابش میگیرد .
من واقعا دیگه حوصله ندارم از دستت ناراحت بشم ، و به رفتارای بچگونت فکرکنم پس بیخیال .
ازش پرسیدم ؛
این زخما کی خوب میشن؟
گفت : نخواه که خوب بشن ، بخواه که همراهت بشن . .
گفتم : یعنی تا ابد باید به تن بکشم این زخمارو؟
گفت : این زخما یه مرزن ،
مرز بین چیزی که بودی و چیزی که شدی . .
این مرزو باید همیشه حفظ کنی توو از این به بعد زندگیت ، توو انتخابهایی که خواهی داشت ،
توو رابطه ات با آدمها
به مرور میبینی این زخمها برات قابل درک میشن انقدر که دیگه دردت نمیاد
اینجاست که دیگه میشن برات یه جای زخم ، نه خود زخم . .
میشن یادگاری
میشن تجربه تو پیچ و خمای زندگیت وقتی بهشون نگاه میکنی
درسات رو یادت میارن و کمکت میکنن که قدم بعدیت رو محکم تر و سنجیدهتر برداری .
این زخمارو دوست داشته باش ،
اونا تورو بزرگتر کردن .