هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
آمده بود که این بار بماند و بخواند و بسازد و بنوازد و بچرخاند و ببوسد و به آغوش بکشاند ؛
اما دیر شده بود.
چمدانِ خاطراتش را پیشِ پایش بسته بودم و حالا دیگر چیزی نمانده بود جز یک غم منتهی به جادهیِ خاطرات.
دیر شده بود برای برگشتن. خیلی دیر.
- گند زدن به این مملکت و مردم ،
فقط به فکر منافع خودشونن هربارم
انتخابات برگزار میکنن یکی از یکی بدتر
و بیمسئولیتتر میاد .
+ تاحالا تو این انتخاباتا شرکت کردی
و رای دادی؟
- معلومه که نه .
+ پس حق نداری وقتی خودت هیچ
انتخابی نداشتی فقط اعتراض کنی ،
همونقدر که مسئولای مملکت وظیفهی
خدمت دارن من و توعم وظیفهی
انتخاب داریم ، این یک چیز دوطرفس
وقتی خودت انتخاب نمیکنی
پس باید تن بدی به انتخاب بقیه .
#انتخابات
هدایت شده از KHAMENEI.IR