نمیدونم اون وسطمسطا ، یهو سرمون گیج
رفت ، افتادیم ، اصلا چشامونو ك باز کردیم
انگار وسط جهنم بودیم ، با اینکه همه چیو
تار میدیدم ولی من مطمئنم
مطمئنم اون تو بودی ، آره با اون چشای قهوهای نیمه روشن ، بهم خندیدی
به اون حالم ، به اون وضعم . .
موقع خندیدنات حواسم فقط به یه چیزی
بود
چقدر نارنجی بهت میاد !
+ ماکانعبدالملکی .
- ماذا يحدث للمرء إذا حدّق بعينين يحبهما ؟!
- تشرق في قلبه الشمس . .
- چه اتفاقی برای آدم میفته اگه تو چشمهای کسی که دوسش داره زل بزنه ؟!
- خورشید توی قلبش طلوع میکنه .