داریم به لحظه هایی نزدیک میشیم که
سیدالشهداء به پهنای صورتشون
اشک میریزن و زمزمه میکنن :
إلهی! اَنْتَ کَهْفی حینَ تُعْیینِی الْمَذاهِبُ
فی سَعَتِها وَتَضیقُ بِیَ الاَْرْضُ بِرُحْبِها
خدایا
تو پناهگاه منی
هنگامی که راه ها
با همه ی وسعت شان درمانده ام کنند
و زمین با همه ی پهناوری اش
بر من تنگ گیرد.
هدایت شده از پرایوتِجهاد .
به همین راحتی منو تنها گذاشتن و رفتن.
یعنی دستم بهشون نمیرسه
یعنی نمیتونم حتی بهشون زنگ بزنم
نمیتونم حتی یه دیقه ببینمشون
نمیتونم بهشون بگم چقدر بودنشون خوبه
نمیتونم
آدمای زندگیتون رو نگاه کنید ، طولانی.
امیدوارم هيچوقت دلتون واسه یه نگاه کردن ساده تنگ نشه جوری که هیچکاری از دستتون برنیاد.