eitaa logo
- مخاطبِ‌ خاص‌
1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
1.6هزار ویدیو
4 فایل
من؟ دلم توی حرم جامونده. « دلتنگی اسم دومم شده و کربلا، نشونه‌ی اصلیمه » دلبر ما از نظر دور است ، از دل دور نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
- مخاطبِ‌ خاص‌
مَثـلا‌یہ‌افطـٰار‌بین‌الحَرمیـن‌هَممـون:)🖐🏼 بگـو‌آمیـن🚶🏿‍♂!
یک یاحسین گفته وا کرده روزه اش را.. آن تشنہ ک زمان افطار گریـه کرده🚶🏿‍♂!
هدایت شده از ᡃ𝐁𝐚𝐯𝐚𝐧
بهم گفت تاحالا شکار رفتی؟ گفتم نه گفت من قبلا میرفتم؛ ولی دیگه نمی رم. اخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود. خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش. وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس می کشید و با چشم هاش التماس می کرد. زیبایش جادوم کرده بود. حس کردم که میتونه دوست خوبی واسم باشه. میتوانستم نزدیک خونه، یه جای دنج واسه‌اش درست کنم؛ اما خوب که فکر کردم فهمیدم که این جوری اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و هر وقت من رو ببینه یاد بلایی می افته که سرش اوردم. از نگاهش فهمیدم بزرگ‌ترین لطفی که می‌تونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم. بعدش گفت تو هیچ وقت نمی تونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی..
رنجی‌ست فِراقت که کمش بسیارست ؛ عیشی‌ست وِصال تو که بسیار کم‌ست ..💔' حسینِ‌من(:
یک ساعت دیگه میرم حرم به امام رضا میگم(:✨
سلام.ماجرای اون فرشته کوچولو چیه؟چیشده؟؟💔 سلام علیکم فرشته کوچولو عزیزدلِ منه که مبتلا به سرطان شده و با توکل به خدا و دعاهای شما خوب میشه انشاالله
در جوشن كبير يك عبارتی هست كه مى گوييم: " يا كٓريمٓ الصَّفْح " معناش خيلى جالبه : یك وقتی یك کسی تو رو می بخشه اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یك جوری نگات می کنه که تو می فهمی هنوز یادش نرفته؛ یك جورایی انگار که سابقه بدت رو مدام به یادت میاره. ولی یك وقتی، یك کسی تو رو می بخشه و یک طوری فراموش می کنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی. اصلا هم به روت نمیاره. به این نوع بخشش میگن صَفح. و خدای ما اینگونه است... از صمیم قلب می گویم: الهی به حق ماه عسل (ماه رمضان) "يا كٓريمٓ الصَّفْح
202030_1475174908.mp3
زمان: حجم: 6.7M
- جزء بیست‌وپنجم قرآن کریم قاری : احمد دباغ 🌙
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
گفتم به خودم میشه ، میتونم ، گفتم اونقدرام سخت نیست دختر ، در حالی که میدونستم خیلی سخت تر از اون چیزیه که توی ذهنم دارم ، سخت تر از عادی شدن برات ، سخت تر از «ولم کن حوصلتو ندارم» ، و حتی سخت تر از سلامی که دیده شده و بی جواب مونده... گفتم چیزی نمونده که مالِ من باشه ، من حالا یه جسمم ، یه دیوار ، یه درخت ، یه دوربین یا دوچرخه ، یه بی اهمیت که فقط خودش میتونه به خودش ارزش بده ، فقط خودش ، و شروع کردم به یادآوری به جای فراموشی ، همه چیز دوباره زنده شد ، زخم ها اول سوختن ، بعد خون آلود ، بعد درد گرفتن و درد گرفتن و درد ، من اونقدر به بی اهمیت بودن خودم فکر کردم که مهم شدم ، که یادم اومد مهمترین خودمم ، نه تو ، نه هیچ‌کس دیگه ای! من خط کشیدم روی دیروز و به فردا لبخند زدم ، بی حس ترین آدم زمین شدم و لگد زدم به یه قوطی نوشابه ، تا رسیدم به ته دنیا ، به اونجا که نمیشناختمت ، و پرسیدم شما؟ و تو هم حتما نشناختی که هیچی نگفتی و من حس تو رو ، خود تو رو ، غرورِ مسخره و کلمه هاتو دایورت کردم به سادگیِ دوست داشتنی خودم و کلماتی که مفهوم بودن و سلامی که هیچوقت نیفتاد از دهنم و لبخندم ، دایورتت کردم به قوطی نوشابه که باز از تو با هدف تر بود و تا خونه باهام اومد ، تا ته دنیا! بازی بود؟ اگه بود که متاسفم که انقدر بد باختی و اگه نبود متاسفم که نفهمیدی همش فقط بازی بود ، عشق بازی بود ، محبت بازی بود ، «دوست داشتن» حتی بازی بود و خیال کردی زندگی خیلی جدیه ، که نبود ، متاسفانه! . ته نوشت : قراره نمونید؟ دیوونه رو از نموندن نترسون غریبه ، دیوونه آشنای همه هست و رفیق هیچکس نیست .