هر قدم دورتر شدی از من، ده قدم دورتر شدم از او
علّت شکّ سجده هایم را، مهُرِرکعت شمار میفهمد
[ قبلِ رفتن نخواستی حتّی، یک دقیقه رفیقِ من باشی
ارزش یک دقیقه را تنها، مُجرمِ پای دار میفهمد ]
شهر، بعد از تو در نگاهِ من، با جهنّم برابری میکرد
غربتِ آخرین قرارم را، آدم ِ بی قرار میفهمد
انتظارِمن ازتوانِ تو، بیشتر بود، چون که قلبم گفت:
بس کن آخر! مگرکسی که نیست، چیزی ازانتظارمی فهمد؟
راستیرفقافردامهمونیتمومهها..
معلومنیستسالدیگهباشیمتماماستفادهروببرید..
معلومنیستبخشیدهشدیمیانَ..
خداحافظایبهاردلم..
ایدعایسحرایابوحمزه..
خداحافظایرفیقدلم..
میرویزِبرم..
باچنینغمزه..
خداحافظافتتاحسحر..
ایمجیرسحر..
گریهشبها..
خداحافظجوشنتقوی..
مونسدلهاهدیهزهرا..
همههستمرفتهازدستم..
امید دل را به تو بستم
ایخداالعفو..
ایخداالعفو..
بهحقرقیهالهیالعفو💔
- مخاطبِ خاص
-
- لذت وصل نداند مگر آن سوختهای؛'💔
ك پس از دوری بسیار به یاری برسد ..!