- مخاطبِ خاص
- سیصدوشصت و پنج روزه لحظه شمارم(:
آقایامام حسین به حقعلی اکبرت
مارو بهمحرمبرسون ..
ما دلمون برا محرمت تنگ شده
برا پیچیدن صدای نوحه تو خیابونا
برا چای ایسگاه صلواتیا
برا پیرهن مشکیا
برا بیرق زدن دم خونه ها ؛ تنگ شده :))
خودت میدانی که عزیزتر از جانی ..
- مخاطبِ خاص
- :))
اگر مرگم فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم،
فراموش نکن که من دیدارِ تورابسیار
آرزو کردم ..
مثلا اینکه یه نفر رفیقش واسش عکس گنبدِ امیرالمومنین و فرستاده و اون بهت پیام میده و میگه
-صبح رسید دستم از نجف دیدمش یادت افتادم(((:
وقتی با این چیزا یادت بیفتن وقتی یکی عازم سفر کربلا باشه یادت بیفته وقتی یکی مداحی گوش بده یادت بیفته خب خیلی قشنگه و آدم پرِ بغض و لبخند میشه ..
اینکه منو به نوکریت به دیوونه بودنم برات بشناسن خیلی قشنگه همونجا که میگه
من معتقدم
خلقت من علت داشت..
من زاده شدم تا به فدایت گردم :))♥️!
#عزیزمحسین..
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رد میشوی هنوز و نمیبینمت هنوز؛
آقا بد است،بی تو نفس میکشم هنوز !
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چشموگوشودهنودست ؛ شودمستاگر . .
بشنویموبنویسیموبخوانیم؛حسیـن((:
-اون روز اون روزا آخرین بار رو خوب یادمه ..
چندماهِ قبل بود
به لطفِ خودت به لطفِ کرمت به لطفِ مرامت زود به زود میایم پابوست ولی هرچقدرم زود هرچقدرم با فاصله کم خودت خوب میدونی چقدر دلتنگ میشم ..
همون زمانایی که نزدیکت بودم کنارت بودم و پشت سرهم عکس میگرفتم از گوشهبهگوشه حرمت دلم میخواست با تماموجود هوای حرم رو نفس بکشم و ذخیره کنم برا روزایی که دورم ..
اینکه نمیخواستم برم خونه نمیخواستم از حرم بیام بیرون و شب و روز رو همونجا سر کنم و خانواده هم میگفتن الان چندساعته که اینجاییم از اذان اینجاییم ..بریم یه کم استراحت کنیم برمیگردیم و منی که با بیمیلی راضی میشدم ..
روزِ تولدمم بود مصادف با روز ولادت امیرالمومنین و من تو حرمت قدم میزدم و این بهترین هدیه تمام عمرم بود ..
خلاصه که اره بابا رضا روزا و لحظاتی که نزدیک شما کنار شما تو حرمِ شما سپری میشه رو به هیچی نمیفروشم
الان هم خیلی دلتنگم خیلی حرف دارم خیلی نیاز دارم بیام و خالی کنم خودمو و غرق حسِ خوب بشم ..
خواستم گریه کنم تا بینِ آغوشِ کسی؛
هر چه گشتم خوب تر از تو کسی پیدا نشد!(:
ما دلتنگیم ..
دلتنگ خونهی پدری
دلتنگ نسیمِ بعد نماز صبح دلتنگ صدای نقاره زنی ..
دلتنگ وقتی که روبهروی گنبدت وایسادیم و انگار زیر پر عبات، پناهمون دادی ..
ای پناهِ ما((: