هرموقع دلمون درد میگرفت ؛ سردرد داشتیم ؛ معدمون باز بازیش میگرفت
خلاصه هر دردی . .
میرفتیم سراغِ عزیزجونم
بعدِ کلی قربون صدقه میگفت برو اون کلید گاوصندق رو بردار بیار . .
بازش کن و ظرفِ نبات رو بردار بیار بده من
خودش بهمون نبات میداد و بعد سریع السیر حالمون روال میشد :)
نمیدونم چجوری بود . .
یا علاوه بر این نباتایی ک دوایِ هر دردیمون بود وقتی مریض میشدیم کلی نسخه حرفه ای واسمون میپیچید که دکترای بلده کارشم نمیتونستن .
خب اون صفایِ غیرقابل توصیفش و نسخه هاش که هر دردی رو دوا میکرد مهربونیایِ بینهایتش همه و همه باعث میشه بیشتر دلم هواشو کنه .
حالاهم که فرشته کوچولوم پیششه :)
کاش میشد عزیزامون رو برگردوند . .
کاش الان عزیز بود : )
یه جایی دیدم نوشته بود
ممنون که رفتی چون اگه به من بود
هیچوقت تنهات نمیزاشتم .