eitaa logo
مُنیل🌱
1.2هزار دنبال‌کننده
763 عکس
401 ویدیو
5 فایل
اینجا زندگیمون رو آغشته به عقلانیت و دین میکنیم :) و در کنارش صفحات تاریخ رو ورق میزنیم🪴📚 . . مُنیل؟! به مقصود رساننده ؛ ای آنکه قادری برسانی مارا به آرزوهایمان نِیل به نوکری و مصاحبت امام حی را روزی فرما. گوش ِجان: https://daigo.ir/secret/4717359015
مشاهده در ایتا
دانلود
+ روحی که که با گناه مسموم شده بی اشتهایی معنوی میگیره؛‌ عبادت براش سنگینه ؛ طاقت روزه گرفتن نداره؛‌ زمان ومکان براش اهمیت نداره؛‌حواسش نیست که تو بهترین ماه های ساله..
خدايا.. خودت گفتی «از فضل خدا بخواهيد» سیّدی ؛ در شأن تو نيست كه دستور به درخواست بدی و از بخشش خودداری كنی.. - دعای‌ابوحمزه‌ثمالی
مُنیل🌱
عمود هفتاد و پنج شش بودیم که با اصرار یک کودک شیرین‌زبون به منزلشون دعوت شدیم. دست داییمو گرفته بود
داییم که از صبح حسابی تحت تاثیر عرب هایی که تا اون سن فقط بدی‌شونو میگفت قرار گرفته بود با طی کردن دو سه عمود دیگر به مرحله تسلیم رسید و از اون موقع تا به این لحظه نژادپرستی خود را کنار گذاشته است.😂 هرچی جلوتر میرفتیم جوون‌های عراقی بیشتری اصرار داشتن تا مهمونشون باشیم و تشکر میکردیم. پسر آخری که دید اصرارهاش جواب نمیده پیشنهاد حمام و ماساژ و وای فای داد.🥲 نه گفتن به اون همه محبت خیلی سخت بود. دایی هم مثل اونها اصرار داشتن بریم اما من که دلم میخواست برم موکب ۱۱۰ قبول نکردم😅 که البته اشتباه میکردم👀 وقتی در جووووش گرما رسیدیم دیدیم عمود ۱۱۰ کلا موکب هاش بسته😂😂😂😂😂 و اونی که دوستم گفته بود مکان استراحتش خوبه و .. اسم موکبش ۱۱۰ بوده و در عمود ۸۰۰ و خورده ی دیدیمش😅🤦‍♀ دایی که شب قبل در حرم جای خواب پیدا نکرده بودن و فقط یک ساعت در حالت نشسته خوابیده بودن ، خودم که چند روزی میشد نخوابیده بودم و از ۶ صبح تا ۱۲ و نیم راه رفته بودیم 🥲 میگفت چقدررر گفتم بمونیم . بنده خداها چقدر اصرار کردن گفتم اشکال نداره😁 یکم بریم جلوتر موکب زیاده ک😁 و هرچی میرفتیم جلو موکب استراحت نبود🤣 انقدر گرم بود که فقط خودمون دوتا تو مسیر بودیم. حتی مه‌پاش هم نبود😭😂 پرنده هم نبود😭کلا هیچی نبود 😂 من : 😁😁😁 داییم : 🥵😒🤐 بالاخره رسیدیم به یک موکب که بزرگ بود و فقط دوتا کولر داشت. گفتم نریم جلو تر؟ گفتن اگه همینم نبود چی؟ قانع گشتم😅 ادامه دارد..
وارد شدم و دیدم اوه اوه اوه کیپ تا کیپ آدمه😅 یک سالن تقریبا چهل متری ، یک اتاق سمت راست و یک اتاق سمت چپ که اتاق سمت چپ به حمام و سرویس و حیاط راه داشت؛ یک پنکه سقفی و یک کولر. گوشه سمت راست سالن که اندازه یک نفر جا بود نشستم و چادرمو درآوردم . خانوم کناریم گفت رختخواب و بالشت بردارم. انقدر خسته بودم که حوصله رختخواب پهن کردن نداشتم. یک بالشت برداشتم و گوشیمو درآوردم به مامانم پیام بدم که ما میخوابیم تا ۵ تماس نگیر و هشدار تنظیم کردم برای چهار ساعت بعد ؛ من که وقتی خوابم بمب هم کنارم منفجر بشه بیدار نمیشم نیم ساعت گذشت و بیدار شدم😩 اما خداروشکر انرژی زیادی بدست آورده بودم و کافی بود. دیدم موی چندتا از خانوما خیسه. دلم حمام خواست ولی اصلا حسش نبود.. همون موقع یک خانوم وارد شد و با دیدن خیل جمعیت🥲 و خستگی که در صورتش موج میزد گفتم بهتره جامو بدم به ایشون . شاید خدا بخاطر همین بیدارم کرده :) و فعلا برم حمام و تا چندساعت دیگه هم خداکریمه😂 عکس سمت چپ انبار هست که کنار حمام بود ؛ عکس سمت راست هم مارمولک داخل حمام که از ابتدا نشسته بود همونجا تا آخرش😂 اولش عذاب وجدان گرفتم و میخواستم بیرونش کنم اما ترسیدم خانوم ها بترسن و جیغ‌ بکشن زشت بشه😅 اهل کُشتن اون بیچاره هم که نبودم. ادامه دارد...
+ بچه ها هممون یه روز میمیریم! و بخاطر گناهامون به غلط کردن میفتیم! بیاین تو همین ماه رجب قبل اینکه به غلط کردن بیفتیم یه غلطی بکنیم!
+ فردی به امام هادی نامه داد : آدم دوست دارد حاجاتِ خود را مستقیما از امامش دریافت کند و با او درباره‌ی مشکلاتش حرف بزند ؛ دوست ندارد که از او دور باشد و به وسیله‌ی خدا از او فیض ببرد ؛ ما چه کنیم که از شما دوریم ؟! - حضرت در جوابش نوشتند : إن کانَت لَکَ حاجةٌ فحَرِّک شَفَتَیک فانَ الجوابَ یأتیک .. اگر حاجتی داری ؛ لبت را حرکت بده حرف بزن ! بگو ! ما دور نیستیم ؛ جوابِ ما به تو خواهد رسید...
🌿 من و شمایی که برچسب مذهبی خوردیم بین رفیقامون، هفته ای پنج تا ده تا اصلا ماهی یدونه سالی یدونه ، سوال اَزِمون میپرسن. طرف اگه طلبه باشه که هفته ای ده تاست. به تبع مرجع تقلید بیشتره. تصور کنید مردم از امام حسین ۱۰ سوال فقهی نپرسیدن! یعنی جامعه به ایشون اصلا نگاه امامت و ولایت نداشت. یک عالِم مثل بقیه . ( این جمله رو داشته باشید مفصل باید روش بحث کنیم )
بخاطر همینه‌که زمان امام باقر و امام صادق حتی بزرگان ! مسائل اولیه نماز و وضو رو اشکال داشتن ! چیزی که الان شما از هرکی تو شهرتون بپرسی بلده. امام صادق کاری کردن این جامعه برسه به جایی که در مسجد کوفه که هزاران کیلومتر با مدینه فاصله داشت، ۹۰۰ نفر بر مبنای بیانات جعفر بن محمّد کلاس درس داشته باشن. عدد کمی نیست!
🔻دشمن متوجه شد که تشیع 🔻خیلی خطرناک تر از چیزیه 🔻 که فکر میکرده ، خیلی رشد کرده! ▫️از اون طرف هم زمان امام کاظم جریان مالی عظیمی بوجود اومده بود و حسابی حکومت رو ترسوند. 🔻 امام رضا پیش از امامت از ۲۰ سالگی کلاس درس داشته و فتوا میدادن. • 🖇 در جامعه ای که از امام حسین ۱ سوال نمیپرسه، به جامعه ای تبدیل میشه که ۸۰ هزار نفر کاغذ به دست حدیث سلسله الذهب امام رضا رو نوشتن و رسما امامت شون رو اعلام کردن. •
از زمان امام جواد سخت گیری ها به تشیع چند برابر میشه تا میرسه به امام هادی که وضعیت خیلی بدی حاکم بوده! تصور ما از فقر مطلق چیه؟! طرف نون نداره بخوره. نه! برو بالاتر
نقل داریم گاهی ۱ چادر بوده برای سیزده چهارده نفر! تشیع اینطور به دست ما رسیده! امام هادی فرموده بودن همونقدری‌ که نماز واجبه ، تقیه هم واجبه ! عدم تقیه مساوی بود با مرگ. امام هادی علنا اعلام امامت کرده بودن و در جامعه صاحب جایگاه بودن. بخاطر همینه که کسی شهادت امام هادی رو گردن نمیگیره ؛