eitaa logo
اسرار تاریخ | استاد ابوالحسنی
9هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1هزار ویدیو
661 فایل
● اسرار تاریخ ایران و تشیع ❖ با طرح اندیشه‌های: 1️⃣ استاد #علی_ابوالحسنی_منذر (تاریخنگار فقید) 2️⃣ استاد #محمدصادق_ابوالحسنی (تاریخ‌پژوه و نویسنده) ❖ ادمین: @asrare_tarikh
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺پیغام علامه امینی (ره) به علامه جعفری (ره) 💥 پس از مرگ؛ از عالم برزخ❗️ ✍ علامه جعفری می‌نویسد: 1⃣ يكى از خويشاوندان نزديك اين جانب در اواخر سال 1355 در شهر اصفهان خوابى مى‌بيند كه در برابر مرحوم علَّامه مجاهد آقاى حاج شيخ عبدالحسين امينى در يك اطاق نشسته است. مرحوم آقاى امينى بايشان مى‌گويد: آيا شما جعفرى را مى شناسيد ايشان پاسخ مى‌دهند: آرى، من ايشان را مى‌شناسم. آقاى امينى يك پاكتى كه در ميان آن نامه اى بوده است، بايشان مى‌دهد و مى گويد: اين نامه را بدهيد به جعفرى و به ايشان بگوئيد: ما اكنون در اين عالم (برزخ) هستيم و دستمان از كار بسته است (يعنى ديگر كارى نمى‌توانيم انجام بدهيم ، كار در آن دنيا بود كه ما آنرا پشت سر گذاشته و از آن عبور نموده‌ايم)، ولى شما كه در آن دنيا (همين دنياى فعلى ما) هستيد، در ميدان كاريد و مى‌توانيد كار كنيد و درباره امير المؤمنين عليه السّلام كار كنيد. 2⃣ البتّه در حدود يك سال بود كه اين جانب در فكر ترجمه و تفسير نهج البلاغه بودم ، ولى پس از آنكه اين شخص عزيز جريان رؤياى خود را بيان كرد ، تصميم نهائى براى كار ترجمه و تفسير را گرفتم و تاكنون كه 5 مرداد ماه 1364 است باين كار مشغولم و از خداوند ارحم الرّاحمين و خفّى الالطاف مسئلت مى نمايم كه اين جانب را به اتمام آن نائل و به عمل به آن چه كه مى نويسم موفّقم فرمايد . إنّه خير موفّق و معين . 📚 منبع: ترجمه و تفسير نهج‌البلاغه، ج17، ص82. ╭────────────╮ 🆔 کانال اسرار تاریخ http://eitaa.com/monzer_ir ╰────────────╯
🟢 یک ماجرای شنیدنی 👈 از عنایت سیدالشهدا (ع) به یک مرجع شیعه ▪️ در سالگرد آیت الله خوئی (ره) 🔻🔻
⚫️ نذر مادر آیت الله خوئی (ره) و نجات از مرگ 👈 آیت الله خوئی (ره): زندگی‌ام را مدیون لباس مشکیِ امام حسینم! 🔹 یکی از نکات شنیدنی دربارۀ آیت اللّه‌ العظمی خوئى این است که ایشان دو ماه محرم و صفر را برای حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) مشکی می پوشید. اینک، سرّ ماجرا را برای شما روایت می‌کنیم. آیت الله سیدمحمدعلی ابطحی (ره) برای مرحوم استاد ابوالحسنی (منذر) نقل کردند: 1⃣ چندى پس از اخراج آقایان علما از نجف در 1394 ق، روزى در ماه صفر به منزل مرحوم آیت اللّه‌ خویى رفتم. آقا، تنها بود. از در که وارد شدم، ایشان به شوخى به من گفت: تو از من اعلم شده‌اى! چون موى ریش و سرت از من بلندتر شده است! توضیحاً باید بگویم که: من معمولاً پیش از حلول ماه محرّم، سر و رویم را اصلاح مى‌کردم و پس از آن، در طول محرم و صفر، به نشانه سوکوارى و حفظ حرمت عزاى امام علیه‌السلام، از اصلاح سر و روى خوددارى مى‌نمودم؛ و لذا موى سر و روى من ـ از جمله شارب‌هایم ـ از حدّ معمول بلندتر مى‌‌شد. مرحوم خویى نیز، همچون من، از اصلاح یا ستردنِ موىِ سر و رو در ایام محرم و صفر اجتناب مى‌ورزید، و عطف به همین امر بود که از باب شوخى به من فرمود: تو از من اعلم شده‌اى! (با آنکه، بلندىِ موى سر و صورت ایشان، به علت زبرى و پُرىِ آن، از من بیشتر نمود داشت). 2⃣ بارى، پس از آن شوخى ظریف، فرمودند: من هم مثل تو، در محرم و صفر، از اصلاح سر و صورت خوددارى مى‌کنم… ولى منشأ این رسم در من، مادرم هست. پرسیدم چطور؟ فرمود: در بین فرزندان پدرم، من اولین فرزندى هستم که از گزند بیمارى و مرگ، مصون مانده، و فرزندانِ قبل از من، همگى یک دو سال بیشتر زنده نمانده و مرده‌اند. مى‌دانید که شیرینىِ بچه، عمدتاً در سنین یک دو سالگى، گُل مى‌کند و به همین خاطر، در این تاریخ کاملاً در دلِ والدین خویش ـ بویژه مادر ـ جا باز کرده و شیرین کاری‌هایش قلب آنها را تسخیر مى‌کند، و در چنین شرایطى، مرگ فرزند، آنها را فوق العاده غمگین مى‌کند. لذا مادرم از این موضوع، بسیار ناراحت بود و پس از آن مرگهاى مکرّر، والدینم از اینکه فرزندشان زنده بماند مأیوس شده بودند. 3⃣ در آن احوال، یک روز مادرم سفره دلش را براى خانمى مى‌گشاید و او مى‌گوید: اگر مى‌خواهى بچه‌هایت زنده بمانند، نذر کن چنانچه خدا پسرى به تو داد در ماه محرم و صفر لباس سیاه بر او بپوشانى و موى سر و صورتش را اصلاح نکنى. مادرم نذر مى‌کند و در همان سال، من متولد مى‌شوم و عمل نذر روى من انجام مى‌گیرد؛ در نتیجه، به برکت آن نذر، مرگ سراغ من نمى‌آید و جالب این است بدانید دو برادرى هم که دارم بعد از من متولد شده‌اند! اینک نیز، هر چند نذر مادرم، براى من واجب و الزام آور نیست، ولى روى احترام به نذر ایشان، حالا هم که بزرگ شده‌ام به آن عمل مى‌کنم. 4⃣ جناب ابطحى افزود: انجام این عمل، براى آقاى خویى بسیار دشوار بود. زیرا ایشان جسماً فردى سَمین و چاق بودند و آشنایان با هواى نجف مى‌دانند که در تابستانهاى داغ آن شهر، پوشیدن لباس سیاه و پرهیز از اصلاح سر و روى ـ آن هم در دو ماه متوالى ـ چقدر براى چنین اشخاصى سخت و دشوار است؟ بارى، فرمودند: حالا هم من به انجام آن نذر مقیّدم. (در فرسته قبلی تصویر آیت الله العظمی خوئی با پوشش مشکی را می‌بینید) 📚 منبع: کتاب سیاهپوشی در سوگ ائمه نور(ع)، اثر استاد ابوالحسنی (منذر)، چ سوم، ص 245-246. ╭────────────╮ 🆔 کانال اسرار تاریخ http://eitaa.com/monzer_ir ╰────────────╯
🔺 حضرت آیت الله خوئی (ره) در حیاط منزل شخصی با تنی چند از فضلای نجف ╭────────────╮ 🆔 کانال اسرار تاریخ http://eitaa.com/monzer_ir ╰────────────╯