یه روزی میاد که باهم تا صبح فیلم میبینیم..
از آرزو هامون میگیم..
هدفامونو مرور میکنیم ..
دیگه واسه همیشه پیش همیم..
دیگه دوری تموم شده..
دیگه دستامون تا ابد تو دست همه..
فارغ از هر غمی..
یه روزی ما بزرگترین پناه هم میشیم..
“تو”
اما وارد رگ هایم شدی،
و همه چیز تمام شد…
و خیلی سخت است از تو بخواهم شفا یابم!
همینقدر قشنگ و مبتلا.
ولی هرموقع که دیدی غم دارم
بیا بغلم کن
من تو بغلت همه چیو یادم میره.
هرموقع دیدی خسته هستم
دستامو بگیر فقط
اخه دستات برای من معنای ِزندگی هستند.