اون همه ترس و استرسی که داشتم ، بابت اینکه نکنه به فاطمیه ی امسال نرسم و نتونم نوکری کنم تموم شد...:)
الحمدلله به فاطمیه ی امسال هم رسیدم...
گریه نکن..
آه نکش ، تا من هستم آقا...
من هم از این جماعتِ نامرد ، خستم آقا...💔
ای چراغ خانه ام سو سو نزن
مرغ حقّم ناله ی کو کو نزن
حال که دستت شکسته لا اقل
چند روزی خانه را جارو نزن
ای جوان نیمه جان پیرم نکن
زیر چادر دست بر پهلو نزن
چند روزی هم اگر شد دست بر
زخم های گوشه ی ابرو نزن
یا دگر در پیش پایم پا نشو
یا دگر پیش علی زانو نزن
خواستی برخیزی از بستر بگو
یا که بر دیوار خانه رو نزن
ای همه دار و ندار بو تراب
ای چراغ خانه ام سو سو نزن... :)!💔
بگید خانوم جان...
چهل روز همنشینی کردیم با این دعا ها..
چهل روز این دعا رو خوندیم به نیت شما...
به نیت سینه ی زخمی تون که حکایت ها برای گفتن داره...💔
بگید خانوم جان
تو رو به مظلومیتِ علی جانتون..
یه نگاه بهمون بندازید...
دستمونو بگیرین، عاقبت بخیر بشیم...💔
و بعدش آخرین روزِ چله تون رو بخونید... :))
انشاءالله حاجت روا بشید رفیق های مشتیِ خودم..🌱
تک تکتون نذر خانوم فاطمهٔزهرا یین...❤️