eitaa logo
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
252 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
483 ویدیو
54 فایل
ما غباریم،غباری ز نجف. آب اگر ریخت فدای سرت ای‌یار بیا "دنیامون اباالفضلِ":) #ایهاالعزیز آقای اباعبدالله،ما دوست داریم♡ بخدا از نفهمی مونه که گناه میکنیم ‹ بچه ها رَد نخ کفن‌تون رو دارید؟ › می‌شنوم ... https://daigo.ir/secret/7707286770
مشاهده در ایتا
دانلود
این‌ دنیا‌ محل‌ مبارزست مبارزه‌ با‌ گناه‌ و راحت‌طلبی‌ و رفتن‌ به سوی‌ رشد‌ و سعادتمندی‌! ما‌ بیهوده‌ خلق‌ نشدیم‌ انقدر‌ خودتو‌‌ بی‌ارزش‌ نکن‌ تو‌ با‌ ارزشی‌ دیدی‌ تجربه‌گرا‌ چی‌ میگفتن‌؟ خدا‌ خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی به ما‌ نزدیکه‌ و ما رو دوست‌ داره‌ برگردیم‌ بغلش‌ ...؟
اگه در هر مسئله‌ای از دنیا فکر میکنی حضورت موثره بمون اگه میبینی یک ذره هم فایده‌ای نداری جمع کن برو ...((:
باورم نمیشه رفتین...💔 اشکم بند نمیاد!
یه فاتحه براشون میفرستید؟:)💔
همش فکر میکردم مسخره بازی و سر کاریه! یا اشتباه شده... ولی وقتی اسمتونو رو گل های دم در دیدم یهویی انگار از داخل فرو ریختم!!! طبیعی نیست برا مدیر مدرسه ی دوران راهنماییم اینقدر ناراحت باشم نه؟ :)💔 خیلی دوسشون داشتم.. فراتر از یک مدیر برخورد میکردن بام.. :) می‌گفتن این دختر سوگولیِ ماست.. :))
به حدی تو شوکَ‌م اصن هیچ ری اکشنی نمیتونم داشته باشم!!! فقط گریه م بند نمیاد..💔
معاونشون می‌گفت: تا یه رب قبل از اینکه سکته کنن داشتن با معاون مدرسه حرف میزدن.. پیام میدادن به هم ، داشتن میگفتن برنامه ی بچه ها رو فلان تاریخ گذاشتم و... بعد خدافظی میکنن و به پسرشون پیام میدن من یکم حالم خوب نیست قلبم درد می‌کنه.. و یک رب بعد سکته میکنن...💔
همینقدر راحت!!!
به خودمون بیایم...
امروز فردا ما هم میریم...:))
بابام امام جماعتِ مدرسه بودن... من و خواهرم هر دو دانش آموز مدرسه شون بودیم.. دانش آموز های نمونه! همیشه خیلی فراتر و دوست داشتنی تر از یک مدیر بودن برامون... رابطه مون صمیمی تر از یه رابطه ی مدیر و دانش آموزی بود! به حدی که مراسم عقد خواهرم هم اومدن :))
داشتم به این فکر میکردم که ای کاش وقتی ما هم مردیم بقیه اینقدر با خاطرات خوب و الفاظ خوب ازمون یاد کنن و پشت سرمون حرف بزنن... ای کاش ذهنیتی که از خودمون ساختیم، ذهنیتی باشه که با عطوفت و درستکار بوده نه برعکس!!! ای کاش عملکردمون ، عملکرد درستی باشه.