eitaa logo
| مُغْلقْ |
395 دنبال‌کننده
251 عکس
84 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/3523059 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
تلخ باش اما خودت باش این صداقت بهتر است ترش رویی از دو رویی بی نهایت بهتر است من تو را بازيچه كردم يا تو من را؟ بگذريم اين قضاوت بين ما روز قيامت بهتر است با ترحم از خدا شادی برایم خواستی! ناسزاى ديگران از اين محبت بهتر است از پشیمانی نگو انقدر و ناشکری نکن آن گناه‌آلودگی از این ندامت بهتر است بی‌وفا جان دوستت دارم هنوز اما برو هر چه از من دورتر باشى برايت بهتر است باش - @Moqlgh
امیدوارم بتوانی قدرت شفا را در رنج و اندوه پیدا کنی ! - @Moqlgh
| مُغْلقْ |
احساس خستگی میکنم ! یک خستگی مفرط در کل ساعات شبانه روز من مینویسم خستم و اینطور به نظر میاد که فق
گیج و سردرگم ! با ذهنی شلوغ از افکار گوناگون برات نامه مینویسم این اواخر بیشتر احساس عجیب بودن میکنم ! و تو در پیدایش این احساس نقش به سزایی داری یه شات ویسکی شاید برای رهایی خوب باشه ؟! اما سرم شلوغه و مستی به مشکلاتم اضافه میکنه به دنبال راهی برای رهایی میگردم اما به نظر میرسه تو مانع رهایی من هستی !
-
| مُغْلقْ |
می‌فزاید درد و آسوده نیَم چیست این هنگامه، آخر من کیَم ؟ که شده ماننده‌یِ دیوانگان میروم شیدا، سرش
سخت حیران میشوم در کار خود که نمیدانم ره و رفتار خود ! خیره خیره گاه گریان میشوم بی‌سبب گاهی گریزان میشوم . . . @moqlgh
وحشی بافقی یه جا میگه : [ عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او ! داد رسوایی من شهرت زیبایی او بس که دادم همه جا شرح دلارایی او شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او . . . ] یه چند بیت بعد ادامه میده و میگه : [ پیش او یار نو و یار کهن هر دو یکیست حرمت مدعی و حرمت من هر دو یکیست قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دو یکیست نغمهٔ بلبل و غوغای زغن هر دو یکیست این ندانسته که قدر همه یکسان نبود زاغ را مرتبهٔ مرغ خوش الحان نبود ] و اره این خیلی غم داره چون زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود ! :) - @Moqlgh
کجای جهان رفته‌ای نشان قدم هایت چون دان پرندگان همه سویی ریخته است باز نمی‌گردی، می‌دانم و شعر چون گنجشک بخارآلودی بر بام زمستانی به پاره یخی بدل خواهد شد. - @Moqlgh
اگر چه بین من و تو هنوز دیوار است ولی برای رسیدن بهانه بسیار است بـرآن سریم کزین قصـه دست برداریم مگر عزیز من!این عشق دست بردار است کسی به جز خودم ای‌خوب‌من!چه می‌داند کـــه از تـو؛از تو بریدن چقدر دشوار است مخـواه مصلحت اندیش و منطقی باشم نمی شود به خدا،پای عشق در کار است تـــو از سلاله‌ی سوداگران کشمیری که شال ناز تورا شاعری خریدار است در آستانـه رفتـن در امتداد غـروب دعای من به تو تنها خدانگهدار است کسی پس از تو خودش‌را‌ به دار خواهدزد کـه در گزینش این انتخاب ناچار است همان غروب غریبانه گریه خواهی کرد برای خاطره هایی کــه زیرآوار است - @Moqlgh
"