eitaa logo
| مُغْلقْ |
395 دنبال‌کننده
251 عکس
84 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/3523059 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم... ای کاش شبی بگذری از کوچه‌ی ما هم! خورشید به اندازه‌ی تو جلوه ندارد... تا بوده به دنبال تو بوده‌ست نگاهم! منطق سپر انداخته در جنگِ دل و عقل... مغلوب نگاهت شده بی جنگ سپاهم! چشمان تو یک عمر مرا کرده گرفتار... انداخته گل خند‌ه‌ات از چاله به چاهم! وابسته‌ی چشمت شده احوال دل من... هم علت لبخندی و هم علت آهم! تا بین تو و قبله مردد شده مُهری... هربار به سمتت شده کج قلبم و راهم! دیوانه تر از این بکن ای ماه دلم را... بگذر شبی از دور و برِ کوچه‌ی ما هم! - @Moqlgh
رک‌بگویم،پیش چشمت اهل مِن‌مِن نیستم ظاهرت را دوست دارم، فکر باطن نیستم هرچه می‌آیم به سمتت دورتر می‌ایستی پاره کن تسبیح بسم الله را ، جن نیستم روسری را پیش من بالا و پایین کم ببر آنقَدَر ها هم که می گویند مومن نیستم! سختم،اما ساده می‌افتم به لطف بوسه‌ات اتفاقم، گرچه از دید تو ممکن نیستم باد وقتی می‌وزد از لای موی درهمت ابر سرگردانم و در خویش ساکن نیستم رک بگویم‌،‌دوستت دارم،‌بدون پیش‌و‌پس پیش خط چشمهایت اهل مِن‌مِن نیستم… - @Moqlgh
می نشستم خسته در بستر خیره در چشمان رویاها زورق اندیشه ام ،ارام می گذشت از مرز دنیاها روزها رفتند و من دگر خود نمی دانم کدامینم ان من سر سخت و مغرور یا من مغلوب دیرینم؟ بگذرم گر از سر پیمان می‌کشد این غم دگر بارم می نشینم شاید او اید عاقبت روزی به دیدارم.. - @Moqlgh
منم آنکس که می‌سازد کنار تو جهانش را در آغوش تو می‌بیند بهشت جاودانش را تو آن‌ هستی که‌ می‌بخشد دمادم مِهر برعالم همانند درختی بر اهالی سایه بانش را مرا اینگونه می‌خوانند "همان ‌دیوانه ‌عاشق که چشمان ‌سیه ‌پوشی ازو بِسْتانده‌ جانش را" بنازم بر وفای گل که حتی بعد پژمردن زِعطرش میتوان فهمید نشان باغبانش را تو دریای دل خود را به من بسپار و فارغ باش که غم هرگز نیافرازد به دریا بادبانش را اگرچه شاعرت هستم به توصیفت شوم عاجز؛ من از دریای تو بردم فقط یک استکانش را... - @Moqlgh
شاعر که می‌شوی گله ها فرق می‌کند؛ کم کم عیار حوصله ها فرق می‌کند! احساس می‌کنی همه دورند از دلت... انگار نوع فاصله ها فرق می‌کند! تا با خودت برای خودت نقشه می‌کشی؛ بازار این معامله ها فرق می‌کند! یک می‌شوی که با یک دیگر دوتا شوی... از بخت بد معادله ها فرق می‌کند! با بیت های غم زده درگیر می‌شوی؛ حتی همین مجادله ها فرق می‌کند! اما غزل به نقطه ی پایان نمی‌رسد؛ شاعر که می‌شوی گله ها فرق می‌کند... - @Moqlgh
به خدا غیر خودم چشم بدوزی به کسی؛ مثل مو در جهت باد بهم میریزم!🌪(: - @Moqlgh
نزنم نمک به زخمی که همیشگی‌ست،باری ... که نه خسته‌ی نخستین؛ نه خراب آخرینم!(: - @Moqlgh
‍ آشنایت بوده‌ام بیگانه تعبیرم نکن با نگاه سرد خود این‌گونه تحقیرم نکن نه نمیخواهم بمانی از سر دلسوزی‌ات؛ زار و بیمارم تو اما بیش از این پیرم نکن خسته‌ام از گریه های گاه و بیگاه خودم شانه‌ات را هم نمی‌خواهم نمک گیرم نکن یا بکش من را دگر با خنجر بی مهری‌ات یا به نیش طعنه‌ات از زندگی سیرم نکن ازچه‌من‌را‌کرده‌ای‌بازیچه‌ی‌دستان‌خود؟ بی وفا با خفت و خاری زمین گیرم نکن می‌روی اما دلم را قبل رفتن پس بده؛ این چنین ناعادلانه بند و زنجیرم نکن! عاقلی فـرزانه بودم در نگاهت یک زمان بعد از این هم لااقل"دیوانه"تفسیرم نکن! - @Moqlgh
بگردم دور تو، دور نگاهت ، دور باطل ها مرا دیوانه می‌خوانند، امثال تو عاقل ها پری رویی، نه‌! زیباتر، سر زیبایی‌ات بحث است به طرزی که کم آوردند توضیح المسائل ها حسادت می‌کنم با هر که دستش لای موهایت حسادت می‌کنم حتی به این موگیر ها،تل‌ها مرا از دور می‌دیدی،خودت را جمع می‌کردی بیا یکبار دیگر هم شبیه آن اوایل ها و من معنی بعضی شعرها را دیر می‌فهمم “که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها” - @Moqlgh
دستانم بوی گل می داد به جرم چیدن گل به کویر تبعیدم کردند و یک نفر نگفت شایدگلی کاشته باشد .
گاه می پرسم ز خود تدبیر چیست؟ بی تو من تنها و این تقدیر چیست؟ گاه می پرسم مگر بد بوده ام؟! معنی خوبیِ بی تاثیر چیست؟ باز می دوزم نگاهم را به در آمدی درخواب من؛ تعبیر چیست؟ درد و گریه؛ این فقط حال من است راز لبخند تو در تصویر چیست؟ مشق عشقت را نوشتم در دلم بعد تو ، کاغذ، قلم، تحریر، چیست؟
بعد از مدت ها رفتم سراغ ناشناس دوتا متن بود که گذاشتم چندتا تعریف از چنل بود که ممنونم، نظر لطفتونه ! و چندتا هم سوال که فک کنم جواب دادن بهشون خیلی دیره لینک رو عوض کردم اگر سوالی، مطلبی یا هرچیزی دارید بنویسید که تا هستم بتونم جوابتونو بدم