آشنایت بودهام بیگانه تعبیرم نکن
با نگاه سرد خود اینگونه تحقیرم نکن
نه نمیخواهم بمانی از سر دلسوزیات؛
زار و بیمارم تو اما بیش از این پیرم نکن
خستهام از گریه های گاه و بیگاه خودم
شانهات را هم نمیخواهم نمک گیرم نکن
یا بکش من را دگر با خنجر بی مهریات
یا به نیش طعنهات از زندگی سیرم نکن
ازچهمنراکردهایبازیچهیدستانخود؟
بی وفا با خفت و خاری زمین گیرم نکن
میروی اما دلم را قبل رفتن پس بده؛
این چنین ناعادلانه بند و زنجیرم نکن!
عاقلی فـرزانه بودم در نگاهت یک زمان
بعد از این هم لااقل"دیوانه"تفسیرم نکن!
#شیوا_صالحی
- @Moqlgh
بگردم دور تو، دور نگاهت ، دور باطل ها
مرا دیوانه میخوانند، امثال تو عاقل ها
پری رویی، نه! زیباتر، سر زیباییات بحث است
به طرزی که کم آوردند توضیح المسائل ها
حسادت میکنم با هر که دستش لای موهایت
حسادت میکنم حتی به این موگیر ها،تلها
مرا از دور میدیدی،خودت را جمع میکردی
بیا یکبار دیگر هم شبیه آن اوایل ها
و من معنی بعضی شعرها را دیر میفهمم
“که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها”
#مرتضی_عابدپور
- @Moqlgh
#ناشناس
دستانم بوی گل می داد به جرم چیدن گل به کویر تبعیدم کردند و یک نفر نگفت شایدگلی کاشته باشد .
#ناشناس
گاه می پرسم ز خود تدبیر چیست؟ بی تو من تنها و این تقدیر چیست؟ گاه می پرسم مگر بد بوده ام؟! معنی خوبیِ بی تاثیر چیست؟ باز می دوزم نگاهم را به در آمدی درخواب من؛ تعبیر چیست؟ درد و گریه؛ این فقط حال من است راز لبخند تو در تصویر چیست؟ مشق عشقت را نوشتم در دلم بعد تو ، کاغذ، قلم، تحریر، چیست؟ #نگار_سعیدی
بعد از مدت ها رفتم سراغ ناشناس
دوتا متن بود که گذاشتم
چندتا تعریف از چنل بود که ممنونم، نظر لطفتونه !
و چندتا هم سوال که فک کنم جواب دادن بهشون خیلی دیره
لینک رو عوض کردم اگر سوالی، مطلبی یا هرچیزی دارید بنویسید که تا هستم بتونم جوابتونو بدم
| مُغْلقْ |
M̶o̶q̶l̶g̶h̶
گر بدانی حال من گریان شوی بیاختیار؛
ای که منعِ گریهی بیاختیارم میکنی!((:
#وحشی_بافقی
- @Moqlgh
باید یه چیزی رو پشت سرت رها کنی تا یه چیزی رو جلوتر به دست بیاری :)))
قانون سوم نیوتن ..!
[دیالوگی از فیلم میان ستاره ای]
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم ...!
#استورے
از تُو چگونه بگذرم
وقتے خیالت با دلم ؛
می پیچد و از هر طرف
سوے تُو می پیچانَدَم ؟!
#حسین_منزوے
بے تو مهتاب شبے
باز از آن کوچه گذشتم !
همه تن چشم شدم
خیره به دنبال تو گشتم ...
شوق دیدارِ تو لبریز شد از جام وجودم ؛
شدم آن عاشق دیوانه که بودم ...!
#فریدون_مشیرے
| مُغْلقْ |
بے تو مهتاب شبے باز از آن کوچه گذشتم ! همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم ... شوق دیدارِ تو لبری
در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید
یاد صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گذشتیم