Adel Mirzaee Ft Amins adel_mirzaee ft amins_koreye_mah.mp3
زمان:
حجم:
6.1M
هیاهو کردے تو قلبم با اون برق نگات ...!
می تواند که تو را سخت زمینگیر کند
درد یک بغض اگر بین گلو گیر کند
آسمان بر سرم آوار شد آن لحظه که گفت
قسمت این است،بنا نیست که تغییر کند
گفت:"امیدبهوصلمنوتونیستکهنیست"
قصد کردهاست که یک روزه مرا پیرکند
گفتدکتر:منوتو مشکلمان کمخونیاست
خون دل میخورم؛ای کاش که تاثیر کند!
در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم
که مگر حال مرا چشم تو تصویر کند
خواب دیدم که شبی راهی قبرستانم
نکند خواب مرا داغ تو تعبیر کند
مشت بر آینه کوبیدم و گفتم شاید؛
بشود مثل تو را آینه تکثیر کند...!
#سیدتقی_سیدی
- @Moqlgh
تو را با غیر می بینم
صدایم در نمی آید
دلم مے سوزد و کارے ز دستم بر نمی آید ...
#مهدی_اخوان_ثالث
| مُغْلقْ |
گیج و سردرگم ! با ذهنی شلوغ از افکار گوناگون برات نامه مینویسم این اواخر بیشتر احساس عجیب بودن میکن
سردرد امونم رو بریده، شقیقههام نبض میزنه و به اجبار قلم به دست گرفتم
برای تسکین سردردم دوباره از جیبش یه سیگار سنگین و مرغوب کش رفتم
توام مثه من عاشقشی وقتی که دود سنگینش ریه هامونو میسوزونه و بعد از چند دقیقه نیکوتین اثر میکنه
میدونی ؟!
عاشق دردم وقتی تسکین پیدا میکنه !! اما بیشتر مردم فراموش میکنند که برای دستیابی به آرامش تسکین، باید درد کشید
اونا نمیدونن زیبایی تسکین به خاطر وجود درده ... بدون درد، تسکینی وجود نداره !
#نامههایمنبهتو
#ناشناس
سلام:) اجازه کپی هست؟برای دوستام میخوام بفرستم...
+سلام ! بله برای استفاده شخصی مانعی نداره
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم!
می مخور با همهکس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم!
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم!
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم!
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم!
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم!
شهرهی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم!
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک درِ آصف نرسد فریادم!
حافظ از جورِ تو حاشا که بگرداند روی؛
من از آن روز که در بند توام آزادم...!
#حافظ
- @Moqlgh
چایت را بنوش !
نگران فردا نباش ..
از گندم زار من و تو
مُشتی کاه مےماند
براے بادها ...
#نیما_یوشیج
دلتنگ توام جانا هر دم که روم جایی
با خود به سفر بردم یاد تو و تنهایی ..
رفتم که سفر شاید درمان دلم گردد
رفتن نَبُود چاره وقتی که تو اینجایی ...
از کوی تو رفتم من تا دل بشود آرام
بیهوده سفر کردم وقتی که مأوایی ..
با یک غزل ساده از عشق تو می گویم
آخر چه شود حاصل جز غصه و رسوایی ؟!
در حسرت دیدارت بی خوابم و بیدارم ،
یاد دل من هستی ؟ ای مظهر زیبایی !!
تلخ است همه ی عمرم از شدت دلتنگی ،
یا سوی تو باز آیم ، یا اینکه تو می آیی ؟!
#فاطمه_صالحی