چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی
ز تو دارم این غم خوش به جهان از این چه خوشتر
تو چه دادیَم که گویم که از آن بهاَم ندادی
چه خیال میتوان بست و کدام خواب نوشین
به از این در تماشا که به روی من گشادی
تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
نظرِ کدام سروی؟ نفسِ کدام بادی؟
همه بوی آرزویی مگر از گل بهشتی
همه رنگی و نگاری مگر از بهار زادی
ز کدام ره رسیدی ز کدام در گذشتی
که ندیده دیده رویت به درون دل فتادی
به سر بلندت ای سرو که در شب زمینکن
نفس سپیده داند که چه راست ایستادی
به کرانههای معنی نرسد سخن چه گویم
که نهفته با دل سایه چه در میان نهادی
#هوشنگ_ابتهاج
- @Moqlgh
دستم نمی رسد که نهم سر به پای دوست
ای وای بر من و دل بی دست و پای من
#عباس_خیرآبادی
- @Moqlgh
مطمئنم گفته بودی " با توام تا روز مرگ"
من فقط شک می کنم گاهی مبادا مرده ام...!
#محسن_نظری
- @Moqlgh
از شب نصیب بیخبران خواب غفلت است
زین سرمه فیض دیده بیدار میبرد
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
یار را در بر گرفتن کی فراموشم شود؟
کی رود از یادِ کس چیزی که از بر میکند!
#عالی_شیرازی
- @Moqlgh
دلبری از تو بعید است تو خود زیبایی
که روا نیست پس از معجزه جادو کردن...
#سعید_صاحبعلم
- @Moqlgh
تو به دادم برس ای عشق که با این همه شوق
چاره جز آنکه به آغوش تو بگریزم نیست!
#فریدون_مشیری
@Moqlgh
مدعی نیستم اما هنری بهتر از این؟
که همانی که کسی حدس نمیزد شدهام...
#محمدعلی_بهمنی
- @Moqlgh