چرا آن را که می خواهی دلش پیش کسی گیر است؟
چرا هرکس که عاشق بوده از جانِ خودش سیر است؟
تو او را، من تو را، او دیگری را، دیگری من را
همه سر درگمیم و علتش بازی تقدیر است
رسیدن جز خیال خام و رویای محالی نیست
همیشه هر کجای قصه هم باشی کمی دیر است
کسی شور جنون و حس دل دادن ندارد، چون
به لطف آدم قبلی به بندِ درد زنجیر است
شروع یک نفر بودن شده رویای دور از ذهن
همه قبل از تو عاشق بوده اند و قلبشان پیر است
دلیل با تو بودن دیگری را بردن از یاد است
تنش پیش تو است اما دلش جایی زمین گیر است
پر از زخم جدایی قلب های نصف و نیمه
به هر کس می رسی احساس او در دست تعمیر است
در این گونه لجنزاری همان بهتر که تنها ماند
خوشا قلبی که با تنهایی اش هر روز درگیر است
#حمیدرضا_گلشن
- @Moqlgh
گمان مبر که به غیر از تو آشنا دارم؛
به جز تو ره به کجا میبرم؟
که را دارم؟
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بی تو من شبانه با که گفتگو کنم؟
ای حریف صحبت شبانههای من :)
#حسین_منزوی
- @Moqlgh
روز خلقت در گِل ما شوق دیدار تو بود
از همان آغاز ما را کم تحمل ساختند؛
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
از حادثه لرزند به خود کاخ نشینان
ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
نه حسرت وصالش از دل به در توان کرد
نه صبر در فراقش زین بیشتر توان کرد...
#فروغی_بسطامی
- @Moqlgh
باز آمدهست،گرچه دلش جای دیگریست
در دست او کلید معمای دیگریست!
باز آمده،نشسته به کابوس هر شبم
چشمی که روشنایی رویای دیگریست
من شاعرانه محو تماشای او...ولی
او عاشقانه غرق تماشای دیگریست؛
اینجا به هر که دل بدهی دور میشود
یوسف همیشه فکر زلیخای دیگریست
#امید_صباغنو
- @Moqlgh
سپردهام به خدا
هرچه کردهای با من ؛
خطاست دست کسی
جز خدا سپردن تو :»
#حسین_زحمتکش
- @Moqlgh
چشمی به تخت و بخت ندارم،
مرا بس است
یک صندلی برای نشستن کنار تو🤍
#حسین_منزوی
- @Moqlgh
ای خاطرهی مبهمِ از یاد نرفته !
در قلبی و از دست ولی فاصله داری ؛
#سیدتقی_سیدی
- @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله ها را بگذار!
ناله ها را بس کن!
روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را
فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود!
تا بجنبیم تمام است تمام!
مهر دیدی که به بر هم زدن چشم گذشت....
یا همین سال جدید!
باز کم مانده به عید!
این شتاب عمر است...
من و تو باورمان نیست که نیست!
زندگی گاه به کام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و کم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام...
زندگی معرکه همت ماست...زندگی می گذرد...
زندگی گاه به نان است و کفایت بکند؛
زندگی گاه به جان است و جفایت بکند ؛
زندگی گاه به آن است و رهایت بکند؛
چه به نان
و چه به جان
و چه به آن...
زندگی صحنه بی تابی ماست...زندگی می گذرد...
زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛
زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد؛
زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد؛
چه به راز
و چه به ساز
و چه به ناز...
زندگی لحظه بیداری ماست...زندگی می گذرد...
#یلداتون_مبروک🍉(:
#فرامرز_عربعامری
- @Moqlgh