eitaa logo
| مُغْلقْ |
395 دنبال‌کننده
251 عکس
84 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/3523059 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
ملامت می‌کنندم دوستان در عشق و حق دارند تو بیزار از منی! اما مگر من دست بردارم... - @Moqlgh
عالم ز برایت آفریدم گله کردی از روح خودم در تو دمیدم گله کردی گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند صد ناز بکردی و خریدم گله کردی جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور از هرچه که نعمت به تو دادم گله کردی گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم بر بخشش بی‌منّت من هم گله کردی با این که گنه‌کاری و فسق تو عیان است خواهان توام تویی که از من گله کردی هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم با اینکه خطای تو ندیدم گله کردی صد بار تو را مؤنس جانم طلبیدم از صحبت با مؤنس جانت گله کردی گر رغبت به سخن گفتن با یار نکردی با این که نماز تو خریدم گله کردی بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی از عالم و آدم گله کردی و شکایت خود باز خریدم گله‌ات را گله کردی - @Moqlgh
چند مارا زِ جفایِ تو دَوَد اشک به روی؟ ما به رویِ تو نیاریم ، تو خود شرم بدار - @Moqlgh
با که خواهی باز کرد این در که بر من بسته‌ای؟ بر که خواهی بست دل را چون ز من برداشتی؟ - @Moqlgh
گفتم فراق را به صبوری دوا کنم صبرم زیاد نیست، چرا ادعا کنم؟ بوسیدمش ز دور و چنین مستم از غرور گر بوسه بر لبش بگذارم چه‌ها کنم گفتم به قول خویش وفا کن، جواب داد کی قول داده‌ام که بخواهم وفا کنم؟ بیم فراق دارم و باید به شوق وصل شب تا سحر نماز بخوانم، دعا کنم ... اشکی نمانده‌است که جاری کنم ز چشم جانی نمانده‌است که دیگر فدا کنم ای عشق! من که عقل خود از دست داده‌ام، دیوانه‌ام مگر که تو را هم رها کنم؟ زاهد به ذوق آمده از شعر من ولی ننگا به من که ذوقی از این مرحبا کنم - @Moqlgh
ز خرده گیری روز حساب آزادم ورق سیاه چنان کرده‌ام که نتوان خواند... - @Moqlgh
هرچند ما خموشیم ، ای چرخ بی‌مروت!! حدی بوَد ستم را ، اندازه‌ای جفا را.. - @Moqlgh
صبوری نیز راه گریه را بر من نمی‌گیرد کسی‌ راه مسافر را دم رفتن نمی‌گیرد مرا آنگونه می‌خواهی که می‌خواهی،چه می‌خواهی ؟ غباری را که توفان نیز دامن نمی‌گیرد؟ تو در هر جامه‌ای باشی به هر تقدیر زیبایی کسی که اهل دل باشد سراغ از تن نمی‌گیرد من از ترس جدایی حرف‌هایم را نخواهم خورد صدای کوه زیر ریز‌ش بهمن نمی‌گیرد امان از دل که می‌گوید بزن بر طبل رسوایی! ولی دیوانگی‌های مرا گردن نمی‌گیرد مرا چون دیگران دلخوش به تنهایی مکن ای عشق که تنهایی در این دنیا تو را از من نمی‌گیرد - @Moqlgh
دردم دهی به فصلی درمان کنی به وصلی ماتم که بر چه اصلی؟ درد و دوایم از توست - @Moqlgh
بگیر آنقدر محکم در بغل دلبسته‌ی خود را که در بر دارد انگاری هلویی هسته‌ی خود را صلات ظهر هم باشد، شبم آغاز خواهد شد به محض اینکه می‌بندی دو چشم خسته‌ی خود را شدم چون آینه محو وجود بی‌مثال تو بیا در من ببین شخصیت برجسته‌ی خود را تمام عمر مثل سایه دنبال خودم بودم چطور از من جدا کردی من وابسته‌ی خود را؟ گره روی گره افتاده، وا کن اخم‌هایت را نکش در هم دو ابروی به هم پیوسته‌ی خود را به دنیا ظلم کن اما نه با من که خودی هستم که چاقو می‌برد هر چیزی الا دسته‌ی خود را - @Moqlgh
حیف! فریاد مرا بغض به یغما برده یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم - @Moqlgh
در نگاهِ خلق، از دیوانگان کم نیستم فکرِ زخمی دیگرم، دنبال مرهم نیستم ظاهرم چون بیدِ مجنون است و باطن مثل سرو از تواضع سر به‌ زیر انداختم؛ خم نیستم لطف خورشید است اگر از ماه نوری می‌رسد آنچه فهمیدی غلط بود؛ آنچه هستم، نیستم! شیشه‌ای نازک‌دلم؛ اما بدان ای سنگدل! خرد شد هر کس که می‌پنداشت محکم نیستم جام زهرت را بیاور، من برای زندگی بیش از این چیزی که می‌بینی مصمم نیستم! - @Moqlgh