خندهها بر لب من بود و کس آگاه نشد
زین همه دردِ خموشانه که بر جان من است
#مهدی_سهیلی
- @Moqlgh
شب رسید و درد عشقت باز هم شدّت گرفت
مثل دندان درد ، شب ها یادِ آدم می کنی!
#فرهاد_شریفی
- @Moqlgh
هدایت شده از | مُغْلقْ |
اِلهي قَلْبي مَحْجُوبٌ وَ نَفْسي مَعْيُوبٌ وَ عَقْلی مَغْلُوبٌ وَ هَوائي غالِبٌ وَ طاعَتي قَليلٌ وَ مَعْصِيَتي كَثيرٌ وَ لِساني مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ فَكَيْفَ حيلَتي يا سَتّارَ الْعُيِوبِ وَ يا عَلّامَ الْغُيُوبِ وَ يا كاشِفَ الْكُروُبِ اِغْفِرْ ذُنُوبي كُلَّها بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ يا غَفّارُ يا غَفّارُ يا غَفّارُ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
هدایت شده از | مُغْلقْ |
بار خدايا ...
دلم در پرده است و نفسم معيوب و عقلم مغلوب و هوسم غالب و طاعتم كم و گناهم بسيار و زبانم مقرّ به گناهان. چه چارهای دارم ای پردهپوش عيوب و ای دانای غيبها و ای برطرف كننده گرفتاريها ...
بيامرز همه گناهانم را به حرمت محمّد و آل محمّد ایغفّار، ایغفّار، ایغفّار، ایمهربانترين مهربانان.
او که ما را میکشد یکروز، اینک یار ماست
ابنملجم در صف اصحاب صفین آمده!
#کاظم_بهمنی
- @Moqlgh
وای از آن لحظه که با یاد نگاهی ناگاه
وسط خنده به چشمان کسی نم برسد...
#حسین_فروتن
- @Moqlgh
هوس هرچند گستاخ است،عذرش صورتی دارد
به یوسف میتوان بخشید تقصیر زلیخا را
#صائب_تبریزی
- @Moqlgh
تو لطفِ عیدِ نوروزی، توئی تحویلِ سالِ من
انار سرخ یلدایی، توئی تعبیرِ فالِ من
بهار آغوشِ سبزِ تو، نگاهت پاکیِ باران...
ببین که می شود هر دم، چه بهتر با تو حالِ من
عزیزِ روز و شب هایم، دلت دریای خوبی هاست
چه بی اندازه خوشحالم، که گشتی ساده مالِ من
زمستان هم کنار تو، عزیزم! لطفِ دیگر داشت
ببین عطر تو جان دارد، کماکان توی شالِ من
اگرچه ماهی تُنگم، تو اقیانوسِ من گشتی...
کبوتر می شوم حتی، توئی وقتی که بالِ من!
توئی آن احسن الحال و دعای خیر مادرها...
تو لطفِ عید نوروز و توئی تحویل سال من
#طاهره_اباذری_هریس
- @Moqlgh
آخرین لحظهی سال است کجایی بی ما..؟
یار باید همه جا پیشِ عزیزش باشد
#مهدی_کمانگر
- @Moqlgh
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمهباز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی ست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
#فریدون_مشیری
- @Moqlgh
مگو در کوی او شب تا سحر بهر چه میگردی
که دل گم کرده ام آنجا و میجویم نشانش را
#فروغی_بسطامی
- @Moqlgh