eitaa logo
| مُغْلقْ |
401 دنبال‌کننده
251 عکس
84 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/3523059 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
دلتنگم و دیدارِ تو درمان من است بی‌رنگِ رخت، زمانه زندانِ من است بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی آنچ از غمِ هجرانِ تو بر جانِ من است - @Moqlgh
چرا ای اشک در چشم از وداع یار می‌گردی کجا بودی که اکنون مانع دیدار می‌گردی؟! - @Moqlgh
خلافِ عهدِ تو هرگز نیاید از سعدی دلی که از تو بپرداخت، با که پردازد؟ - @Moqlgh
سوگندِ او که گفت پریشان و عاشق است... باورنکردنی‌ست! ولی سـاده‌ایم مـا... - @Moqlgh
راضی به عذاب دگران نیستم اما گر عادلی ای چرخ! فلک کن دگران را - @Moqlgh
از ما بپرس تا که بگوییم درد چیست... مُشتی صغیر مصلحتِ عام می‌کنند - @Moqlgh
از ترحم تا مروت وز مدارا تا وفا هرچه را کردم طلب دیدم ز عالم رفته است - @Moqlgh
جانا چه گویم؟ شرح فراقت چشمی و صد نم، جانی و صد آه - @Moqlgh
سلام بر آنان که زندگی مجبورمان کرد بی‌ آن‌ها روزگار بگذرانیم حال‌آن‌که آن‌ها‌ درقلب مان زیباترین داستان‌ها بودند.. - @Moqlgh
پیر شوی به یادش، حتی اگر نخواهی بذرش میان قلبت، تا مرگ جوانه دارد - @Moqlgh
دود می خیزد ز خلوتگاه من. کس خبر کی یابد از ویرانه ام؟ با درون سوخته دارم سخن. کی به پایان می رسد افسانه ام؟ دست از دامان شب برداشتم تا بیاویزم به گیسوی سحر. خویش را از ساحل افکندم در آب، لیک از ژرفای دریا بی خبر. بر تن دیوارها طرح شکست. کس دگر رنگی در این سامان ندید. چشم میدوزد خیال روز و شب از درون دل به تصویر امید. تا بدین منزل نهادم پای را از درای کاروان بگسسته ام. گرچه می سوزم از این آتش به جان ، لیک بر این سوختن دل بسته ام. تیرگی پا می کشد از بام ها: صبح می خندد به راه شهر من. دود می خیزد هنوز از خلوتم. با درون سوخته دارم سخن. - @Moqlgh
در آغوشت بخوابانم ببوسانم بسوزانم بمیرانم بگردانم که این عاشق جنون دارد - @Moqlgh