eitaa logo
| مُغْلقْ |
391 دنبال‌کننده
254 عکس
85 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/3523059 حمایتی نداریم! . من؟ @Thelake27
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی که حرف رفتنت حسرت به جانم می‌دهد چشمم خبر از وسعت درد نهانم می‌دهد گفتی که مجبوری و من اجبار را فهمیده‌ام تاوان اجبار تو را صبر و توانم می‌دهد؟ روزی برای دخترت تعریف کن حال مرا آخر کسی از نسل تو مرهم نشانم می‌دهد گفتی چه آمد بر سرت گفتم که تو گفتم که تو... نام تو هر جا می‌رسد لکنت زبانم می‌دهد صد سال باید بگذرد تا من فراموشت کنم اصلا بگو داغ تو تا آنجا امانم می‌دهد؟ هنگام دفنم آمدی بین جماعت دیدمت در حین تلقین بغض تو دارد تکانم می‌هد - @Moqlgh
کبوتر را گفتند: چون است که تو دو بچه بیش برنیاری و چون مرغِ خانگی، بر بیشتر از آن قدرت نداری؟ گفت: بچه‌ی کبوتر غذا از حوصله‌ی(چینه‌دان) پدر و مادر بخورد و جوژه‌ی (جوجه‌ی) مرغِ خانگی، از هر مزبله‌ای بر رهگذر. (از هر آشغالی که در راه افتاده است) از یک حوصله(چینه‌دان)، غذای دو بچه بیش نتوان داد و از نیم مزبله، درِ روزی بر هزار جوژه توان گشاد. خواهی که شوی حلال روزی همخانه مکن عیالِ بسیار دانی که درین سراچه‌ی تنگ حاصل نشود حلالِ بسیار بهارستان - @Moqlgh
بازگشتنت، جوانی‌است؛ بازنمی‌گردد..
گه مُلحد و گه دَهری و کافر باشد گه دشمن خلق و فتنه‌پرور باشد باید بچشد عذاب تنهایی را مردی که ز عصر خود فراتر باشد.!. - @Moqlgh
هرچه انسان با صبوری آشنا تر می‌شود دردهایش محترم تر، بی‌ریا تر می‌شود هرکه جای خودنمایی رو به اخلاص آورد از خدا هم گر نگوید، با خدا تر می‌شود از سکوت هر کسی، مقدار دردش را بدان گریه وقتی عمق دارد، بی‌صدا تر می‌شود راز خوشبختی در آزادی ست، اصلا شک نکن مو تماشایی ست وقتی که رها تر می‌شود مانده ام با این که مدت هاست رفتی، نامِ تو تا به گوشم می‌رسد، چشمم چرا تر می‌شود ... - @Moqlgh
تماشا می‌کند هر دم دلم در باغ رخسارش به کام دل همی نوشد می لعل شکر بارش - @Moqlgh
چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن به امید آن که روزی به کف افتد وصالی... - @Moqlgh
بس که لبریزم از تو می‌خواهم بدوم در میان صحراها سر بکوبم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج دریاها من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست.. - @Moqlgh
نه من آنم که شوم اهلی تو ، دیگر نه نه تو آنی که توانی بکنی رام مرا، دیر شده است من بريدم ز افسارِ تو و اکنونم که گریز واژه اش حرف به حرف، من شده است. - @Moqlgh
چه خارها که ز حسرت شکست در دل ریشم چو دیدمت که چوگل سر به سینه‌ی دگرانی.. - @Moqlgh
ای که از ما فارغی، گویا نمی‌دانی که ما دردمندانیم و آهِ ما، به غایت دردناک... - @Moqlgh
نگو که عشق میان من و تو رفت از دست هنوز زیرِ غبارِ گلایه آتش هست در این محاصره‌ی غم کسی مقصر نیست فقط سکوتِ سیاهی به جایمان بنشست بکار واژه‌ی لبخند در سکوت لبت که راه باز شود از میان این بن‌بست گمان مکن که به قهری رها شود احساس گره که در تن جان خورد، کی ز هم بگسست؟ اگر هنوز نسیمی از خاطرات بجاست بمان که در دل این «شایدت»، وصالی هست.. - @Moqlgh