| مُغْلقْ |
ادامهی بیمیلی به هم صحبتی با شما #نامههایمنبهآنها
متاسفم بابت اینکه موفقیتت رو تبریک نگفتم
وقتی توی جمع بیانش کردی ذوق زده بودی
همه بهت تبربک گفتن اما من دورتر از جمع خودم رو مشغول نشون دادم
متاسفم اما نمیتونم جلوی میل شدیدم برای "دوری از اجتماع " رو بگیرم
#نامههایمنبهآنها
در دلم آیینهای دارم که مےگوید به آه
در جھانِ سنگدلها کاش مےشد سنگ بود . .
#فاضل_نظری
- @Moqlgh
گلایه از دگران نیست...
دردِ ما این است:
بـه هـر بنیبشری
چشم بسته دل بستیم!(:
#احسان_رضاپور
- @Moqlgh
سینیِ چای و گل و مردی که مانند تو نیست...
یک دلِ مُرده که دیگر گیر و پابندِ تو نیست...
بین جمعیت صدای خنده ات پیچید و بعد...
تا سرم چرخید دیدم حیف! لبخندِ تو نیست!(:
الـنـّکـاحُ سـنـتـی! آیـا وکــیـلم مـن؟! بـلـه!
زیر لب با بغض گفتم این که پیوندِ تو نیست...(:
با عسل کام منِ بیچاره شیرین تر نشد؛
تلخ می بوسم لبی را که لبِ قندِ تو نیست...
تو قسم ها خورده بودی میرسی روزی به من..!!
آاای این کابوسِ واضح مثلِ سوگند تو نیست!!(:
بعد از این باید فراموشت کنم، از این به بعد...
شاعر این شعرِ غمگین آرزومند تو نیست!
کودکی آشفته را هم چند سالی بعد از این؛
می فشارم سخت در آغوش و فرزندِ تو نیست...(:
می پرم از خواب و یادم نیست چیزی را به جز...
سینیِ چای و گل و مردی که مانند تو نیست!(:
#طاهره_اباذریهریس
- @Moqlgh
ضربه خوردیم و شکستیم ونگفتیم چرا؟!
ما دهان از گِله بستیم و نگفتیم چرا؟!
#شادی_صندوقے
- @Moqlgh
لذت وصل نداند مگر آن سوختهای!
که پس از دوری بسیار به یاری برسد...
#بیدل_دهلوی
- @Moqlgh
من از بیداریِ کابوسوارم سخت میترسم
کسی را میشناسی این حوالی خواب بفروشد؟
#امیر_اخوان
- @Moqlgh