eitaa logo
مربی یار
5.5هزار دنبال‌کننده
291 عکس
5 ویدیو
1.6هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ 💢 علیه‌السلام⭕️ ♻️حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی بهجت می‌گوید: 🔵در مسافرت‌هایی که همراه آقا از تهران می‌گذشتیم، اصرار داشتند که به حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام مشرف شوند؛ هم در مسیر رفت و هم در بازگشت. از جمله در سفر به مشهد مقدس اصرار داشتند که سر راه باید به حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام برویم و می‌فرمود: «اهل تهران اگر هفته‌ای یک مرتبه به زیارتش نروند، جفا کرده‌اند». از مشهد که برمی‌گشتیم، باز اصرار داشت که به زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام برویم. برخی اوقات ما خسته راه بودیم و اسباب سفر مزاحممان بود، ولی ایشان از زیارت منصرف نمی‌شد. حتی یک بار اتفاق افتاد که ما حدود ساعت ۱۲ شب به تهران رسیدیم؛ حرم حضرت عبدالعظیم را بسته بودند. به در دیگری که در کوچه‌ای خلوت قرار داشت رفتیم، آن هم بسته بود. ایشان در آنجا پیاده شدند و کنار در قدری توقف نمودند. فکر کردیم زیارت مختصری کرده، برمی‌گردیم، ولی بعد از چند سلام و تحیت، عبا را از دوش برداشته، کنار درب صحن انداختند و روی آن قرار گرفتند و گفتند: «همین‌جا می‌مانیم تا در حرم باز شود!». وضو گرفتند و نزدیک اذان که در باز شد، رفتند داخل حرم. در سفرهای بعدی مسافرخانه می‌گرفتیم که آن‌طور پشت در به انتظار نمانیم و گاهی به منزل برخی ارادتمندان ایشان می‌رفتیم. کرامات متعدّدی از حضرت عبدالعظیم علیه السّلام توسط اهالی شهرری و سایر منابع نقل شده است. در اینجا ضمن تعریف برخی از آنها علاقمندان را به مطالعه کتاب های مربوطه توصیه می کنیم: 💠هفته چهلم از منبع موثّقی نقل است یکی از تّجار بازار تهران را مشکلی پیش آمد.، روزی با یکی از همکارانش مشکل خود را در میان گذاشت ، همکار او گفت برای حلّ گرفتاری خود به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام متوسّل شو ، وی گفت به آن حضرت نیز متوسّل گردیدم و مشکل برطرف نشد، همکار او گفت مشکل توسّط حضرت عبدالعظیم علیه السّلام حلّ شدنی است. ، ولی تو با اخلاص متوسّل نگردیده ای. حال بنشین تا سرگذشت خود را که تا کنون برای کسی نگفته ام برایت باز گو نمایم. من سالهای گذشته ورشکسته شدم ، بطوریکه جهت معاش روزانه خود با تنگنا روبرو گردیدم و تصمیم گرفتم جهت رفع گرفتاری به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام متوسّل شوم ، برای این کار نذر کردم چهل هفته پی در پی سحر پنج شنبه پیاده به زیارت آن حضرت بروم، 39 هفته سپری شد ، هفته چهلم فرارسید که مواجه با زمستان بود و روز چهارشنبه بعد از ظهر برف شدیدی باریدن گرفت ، غروب که به منزل رسیدم برف تبدیل به کولاک شده بود و زمین تا زانوهایم پر از برف بود ، عیالم که از قضیه با خبر بود پرسید مگر امشب به زیارت نمی روی، آخر هفته است ، گفتم در این برف و بوران خود آقا هم راضی نیست، انشا ا... هفته دیگر. آن شب زود به خواب رفتم، در عالم رویا دیدم بر روی ریل ماشین دودی به طرف شهر ری می روم، به مقبره شیخ صدوق (ره) رسیدم آنجا وضو گرفته و دو رکعت نماز خواندم و به سمت حرم حضرت عبدالعظیم علیه السّلام حرکت کردم ، از خواب برخواستم شب از نیمه گذشته بود تصمیم خود را گرفته آماده حرکت شدم ، عیالم گفت : چطور شد سر شب نرفتی و حالا که نیمه شب است و برف هم شدید تر شده ! خواب را تعریف نموده و گفتم باید بروم حتيّ اگر به قیمت جانم باشد. به راه افتادم مسیر حرکتم همان بود که در خواب دیدم روی ریل ماشین دودی ، بعد ها به این نکته رسیدم که آن شب تنها راه رسیدن به شهر ری خط آهن بوده و الا رسیدن به حرم حضرت عبدالعظیم علیه السّلام میسر نبود.. راه را برروی ریل ادامه دادم تا به ابن باویه رسیدم، به تأسيّ از صحنه خواب وضو گرفتم دو رکعت نماز خواندم و بی درنگ به سمت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام حرکت کردم به حرم که رسیدم درب ها را تازه گشوده بودند و زمانی تا اذان صبح مانده بود ، سرما و خستگی راه رمقم را گرفته و در گوشه حرم از هوش رفتم، در عالم خواب آقا سيّد الکریم علیه السّلام را دیدم کنار صندوق ایستاده ، روی مبارک خود را به سمت من کرد و پرسید ، چه مشکلی پریشانت ساخته؟ قصّه خود را عرض کردم دست به میان شال کمرش برد و دستمال گره زده ای را به کف دستم نهاد و فرمود این را سرمایه کسب حلال کن انشا ا... مشکلت حلّ شود.. دستمال را گرفتم به یکباره همه چیز محو شد. صدای موذن مرا از خواب بیدار کرد. و تنها چیزی که از آن رؤیا باقی مانده بود دستمال گره زده در دستم بود ، باز کردم دوازده عدد سکّه یک قرانی داخل آن بود برخواستم وضو گرفتم نماز صبح را بجا آورده ، با خوشحالی به سمت تهران براه افتادم. آن دوازده سکّه را به این کسب زدم و به سرنوشتی که توشاهد آن هستی رسیدم. •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ 🔴 ... 🔶وقتی عملیات نمی‌شد و جابجایی صورت نمی‌گرفت نیروها از بیکاری حوصله‌شان کم می‌شد،‌ نه تیر و ترکشی نه شهید و مجروحی و نه سرو صدایی... 🔶منطقه یکنواخت و آرام بود آن موقع بود که صدای همه درمی‌آمد و بعضی‌ها برای روحیه دادن به رزمنده ها، دست به سوی آسمان بلند کرده و می‌گفتند: «اللهم ارزقنا ترکش ریزی، آمبولانس تیزی، بیمارستان تمیزی، و غذاها و کمپوتهای لذیذی...» 🔶... و همینطور قافیه سر هم می کرد و بقیه آمین می‌گفتند. ⏪منبع: پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ ⚠️بعضیا میگن ، بعضیا هم میگن حجاب مصونیته..🤔🤔 من میگم حجاب هر دوی ایناست.. هم محدودیت ،هم مصونیت😳 چجوری؟؟ ححاب مصونیت است برای شما خانم ها!😉 حجاب محدودیت است برای ما آقایون!😢 میدونید دیگه.. بعضی از ما آقایون بی تربیتیم ...😐همش دوست داریم نگاه کنیم...حجاب چشم های مارو محدود میکنه و شما رو مصون!! بعضیا میگن؛خب حجاب برای اینه که ما آزار نبینیم دیگه؟ اتفاقا ما حجاب داشته باشیم بیشتر آزارمی بینیم و سختی می کشیم!!😳 یه دختر خانم 18 ساله چادری اینو بهم می گفت ،می گفت من وقتی دارم توی خیابون راه میرم ..یه دفعه یکی سرشو از ماشین میکنه بیرون و داد میزنه و میگه وکلاغ سیاه و توهین میکنه.... شما میگید حجاب برای آزار ندیدنه... من که دارم بیشتر آسیب می بینم ! بهش گفتم تا حالا شنیدی یه باند سرقت مسلحانه سه ماه نقشه بکشه که حمله کنه به سبزی فروشی قاسم آقا!؟؟😜 اصلا مسخره هستش این حرف!😄 باند سرقت مسلحانه به جواهر فروشی حمله میکنه تو وقتی خواستی که جواهر درونت رو آشکار کنی...( همون جور که گفته برای دیده شدنته) ارزش های درونی تو دیده میشه .. وقتی درونت رو نمایان کردی و رو پوشوندی... همینکه یه جواهر پاش در میون باشه حمله بر و بچه های شیطون شروع میشه..!! متلک بهش میگن ..دستت میندازن...و.. این که خیلی خوبه.. خدا بهت میگه یه حجاب داشتی..😍 سه تا هم متلک..🙃حق بدی آب و هوا هم میگیری.. پیش میشه. ......................................................... 📚📚📚 ! 🔺لازم به ذکر است که چنین مطالبی در هیچ مدرسه یاهیچ کتابی به ما آموزش داده نشده... 🎥تهیه کننده:جوان مهدوی ... •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ متن شبهه: : چه می خوری؟ گفت:گوشت ملت. گفتند چه مینوشی؟ گفت:خون ملت. گفتند چه میپوشی؟ گفت:پوست ملت. گفتند اینها را از کجا می اوری؟ گفت:از جهل ملت. گفتند چگونه این جهل را نگاهداری می کنی؟ گفت:در جعبه ای طلایی به نام "مقدسات" گفتند از این جعبه چگونه محافظت میکنی؟ گفت:بوسیله خرافات!!! دینداری که با خوردن آب در ملأ عام به خطر بیفته، ولی خوردن حق مردم تکونش نده، دینداری نیست، توهمی است برای عوام و نعمتی است برای خواص!!! پاسخ شبهه: بسم الله الرحمن الرحیم ✅ دین اسلام بیشترین دعوت را به علم و علم آموزی کرده است، هم در قرآن و هم در روایات: 🌹 در آیه ۱۸ سوره آل عمران خداوند صاحبان علم را در ردیف خود ذکر می‌کند! می‌فرماید: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَ أُولُو الْعِلْمِ ... خداوند، (با ایجاد نظام هماهنگ جهان هستى،) گواهى مى دهد که معبودى جز او نیست. و فرشتگان و صاحبان دانش، (نیز، بر این مطلب) گواهى مى دهند.. 🌹 آیه ۲۴۷ سوره بقره: زمانی که پیامبر بنی اسرائیل برای آنان از طرف خدا زمامدار انتخاب کرد، اعتراض کردند و گفتند او ثروت زیادی ندارد؛ پیامبر فرمود معیار شما صحیح نیست، 👇 قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ... گفت: خدا او را بر شما برگزیده، و او را در دانش و توانایى جسمانى، فزونى بخشیده است.. 🌹 در سوره‌ی مبارکه‌ی علق نیز می‌فرماید: اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الأَکْرَمُ الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است. همان کسى که به وسیله قلم تعلیم نمود. 💠 نکته: خدا هر نعمتی که عطا کرده کریم است اما اکرم نیست، جایی که فرموده وَ رَبُّکَ الأَکْرَمُ همان جایی‌ست که به انسان علم داده. 🌹 آیه دیگر: خدا این‌همه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقام داده، شرف داده، نعمت داده، ولی فقط در یک جا فرموده فضل خداوند بر تو بسیار بزرگ بوده است، آن هم زمانی ست که می‌فرماید علم دادم: وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُن تَعْلَمُ ۚ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا (نساء/۱۱۳) خداوند، کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد. و آنچه را نمى دانستى، به تو آموخت ، و فضل خدا بر تو بزرگ بوده است. 🌹 زمانی هم که خدا در قرآن اهل بیت را معرفی می‌کند، با علم معرفی می‌کند، راسخونَ في العِلم اهل بیت هستند. (آل عمران/۷) و نیز روایات : 🌷قال رسول الله(صلی الله علیه وآله): اطلبوا العلم و لو‌ بالصین. در جست و جوی دانش باشید هرچند در چین باشد. مثال حضرت در زمانی که با چهارپایان سفر می‌کردند آن هم در شبه جزیره عربستان به طلب علم در چین، اهمیت علم آموزی را می‌رساند. 📚احیاء علوم الدین، ج۱، ص۸ 🌷قال رسول الله صلی الله علیه و آله: طلبُ العلمِ فریضةٌ علی کلِّ مُسلمٍ. جست و جوی دانش بر هر ملسمانی واجب است. 📚کافی، ج۱، ص۳۰ 🌷قال رسول الله صلی الله علیه و آله: قليلُ العلمِ خيرٌ من كثيرِ العِبادةِ. دانش اندک از عبادت بسیار بهتر است. 📚الجامع الصغیر، ج۲، ص۸۷ 🌷قال علی امیرالمونین علیه السلام: يَا كُمَيْلُ اَلْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ اَلْمَالِ اَلْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ اَلْمَالَ وَ اَلْمَالُ تَنْقُصُهُ اَلنَّفَقَةُ وَ اَلْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى اَلْإِنْفَاقِ. اي كميل دانش از ثروت بهتر است كه دانش نگهبان تو است ولي ثروت را بايد تو نگهبان باشي ثروت را هر چه بيشتر خرج كني كمتر گردد ولي دانش هر چه بيشتر خرج شود افزوده تر شود. 📚الخصال، ج۲ ص۱۸۶ 🌷 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وارد مسجد شدند. دو گروه را مشاهده کردند. گروهی مشغول عبادت و گروهی مشغول کار علمی. پیامبر صلی الله علیه و آله با تایید گروه علمی به طرف آنها رفت و آنها را برای مجالست برگزید. 📚منیة المريد، چ بمبئی، ص۱۰ و ... با مطالعه ادعیه نیز میفهمیم از خواسته‌ها و دعاهای ما از خدا علم است: 🍀اللهم اجعل النور فی بصری و البصیرة فی دینی. 🍀اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور اللهم. 🍀اللهم ... و املأ قلوبنا بالعلم و المعرفه و ... ✅ با وجود این همه تاکید به علم ، بی انصافی است که دین را متهم به خرافه و ترویج جهل کرد. •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ 🌹دراین مسابقه شرکت کنندگان می بایست بانام بردن هر عضو،دست ها را به طور ،روی آن عضو قراربدهند. ابتدا شرکت کنندگان را انتخاب می کنیم؛ 🌺مجری؛ ☘بچه ها؛ خداوند به ما نعمت های زیادی داده،می توانید نام ببرید؟ ... نعمت های که در بدن ماهست،مثل: گوش ها،چشم ها،دست وپاها ما باید قدر نعمت هایی را که خدا به ما داده بدانیم. 🍀مربی بچه ها، مثلا اگر نعمت چشم ها را نداشتیم،هیچ جایی را نمی توانستیم ببینیم، بچه ها دستانتان را روی چشمتان بگزارید. اصلا نمی توانیم جایی را ببینیم پس باید ازخدا به خاطرنعمتهای زیادش تشکر کنیم ،از آنها خوب استفاده کنیم. 🔹تذکر؛ در ابتدا مسابقه،مجری دریک یا دو نوبت شعر زیر را می خواند،و با گفتن نام هر عضو،دست خود را بر روی آن عضو قرار می دهد،اما در نوبت سوم «حرکت مخالف آنچه می گوید» انجام می دهد،مثلا می گوید چشم ها ولی دستا ن خود را روی گوش های خود قرار می دهد،در این حالت شرکت کنندگان به اشتباه، حرکت مجری را تقلید می کنند،نه آنچه گفته شده.هرکدام اشتباه انجام بدهند حذف می شوند،مسابقه تا باقی ماندن نفر برتر ادامه می یابد. خوشحال و شاد وخندانم قدر نِعْ مَتارُ می دونم نعمت گوشا نعمت چشما نعمت دسْ تا نعمت پاها •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا