#55نکته_از_توصیه_های_پیامبر_برای_ورود_به_ماه_مبارک_رمضان
پیامبرخدا(ص) در یکی از روزهای آخر ماه شعبان و در آستانهٔ ماه رمضان خطابه مهمی ایراد فرمودهاند.
به گزارش سرویس دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) حضرت امام رضا(ع) از پدر گرامی خود و او از پدران بزرگوارش، و آنان هم از امیرالمؤمنان امام علی(ع) نقل کردهاند که آن حضرت چنین فرمود: یکی از روزهای آخر ماه شعبان و در آستانهٔ ماه رمضان پیامبر خدا، خطاب به ما، خطبهٔ مهمی خواند که مضمونش چنین است:
۱- ای مردم، ماه خدا، همراه برکت و رحمت و آمرزش گناهان به شما روی آورده است.
۲- ماهی است که از همه ماهها ارزشمندتر و با فضیلتتر است.
۳- روزهایش ارزشمندترین روزهاست.
۴- شبهایش با فضیلتترین شبهاست.
۵- ساعتهایش از همهٔ ساعتها ارزشمندتر و ارجمندتر است.
۶- ماهی است که شما به میهمانی خدا دعوت شدهاید.
۷- و خدا شما را در این ماه گرامی داشته است.
۸- نفسهای شما در ماه رمضان تسبیح است.
۹- و خوابتان عبادت خداست.
۱۰- و عمل شما مورد قبول درگاه خداست.
۱۱- و دعایتان در این ماه عزیز مستجاب است.
۱۲- با نیتهای درست و دلهای پاک، خواستههایتان را از خدا بخواهید.
۱۳- و بخواهید که شما را در این ماه به گرفتن روزه توفیق دهد.
۱۴- و نیز به تلاوت قرآن موفق سازد.
۱۵- انسان شقی کسی است که در این ماه مورد بخشش و آمرزش خدا قرار نگیرد.
۱۶- با گرسنگی و تشنگی این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت بفتید.
۱۷- و به فقرا و محرومان صدقه بدهید.
۱۸- در ماه رمضان به بزرگانتان احترام کنید.
۱۹- و به کودکان و افراد کوچکتر، از هیچ محبتی دریغ نورزید.
۲۰- در این ماه بیشتر صلهٔ رحم نمایید.
۲۱- زبان خود را از گفتار ناپسند و زشت نگهدارید.
۲۲- و از آنچه خدا بر شما حلال نکرده است، چشمانتان را ببندید.
۲۳- و آن چه را که شنیدنش بر شما حلال نیست، گوش ننمایید.
۲۴- و به یتیمان مهر و محبت کنید تا بر یتیمان شما مهرورزند.
۲۵- و از گناهانتان توبه کنید.
۲۶- به هنگام نماز، دو دست خود را به دعا به پیشگاه خدا بلند کنید.
۲۷- چه آن که آن لحظهها بهترین لحظههاست.
۲۸- خداوند در آن لحظات با مهر و لطف بر بندگان مینگرد.
۲۹- و اگر از او درخواست کنند، جواب میدهد.
۳۰- و وقتی او را بخوانند، لبیک میگوید.
۳۱- و دعای آنان را اجابت میکند.
۳۲- ای مردم! جانتان در گروه اعمال شماست، با طلب مغفرت از خدا، آزادش کنید.
۳۳- و شانههای شما از وزر و وبال گناه و زشتیهای سنگینی میکند، با سجدههای طولانی، آن وزر و وبال را سبک کنید.
۳۴- بدانید که خداوند به عزت خود قسم یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندهگان را عذاب نکند.
۳۵- ای مردم! هر کسی از شما روزهدار مؤمنی را افطار دهد، چنان است که گویا بندهای را آزاد کرده، و خداوند از لغزشهای گذشتهاش میگذرد.
۳۶- یکی عرض کرد! ای رسول خدا، همهٔ ما قدرت افطاردادن و سیرکردن شکم افراد را نداریم.
۳۷- پیامبر فرمود: با پاره خرما، و مقداری آب، آتش را از خود دور کنید.
۳۸- ای مردم! اگر کسی در این ماه اخلاق خودش را نیکو و اصلاح کند، جواز عبور از پل صراط برای او خواهد بود.
۳۹- و آن کسی که در این ماه بر زیردستان خود آسان گرفته و سخت گیری نکند، خداوند حساب را بر او آسان میگیرد.
۴۰- و کسی که در این ماه مردم از شرش در امان باشند، خداوند در قیامت غضب خود را از او باز میدارد.
۴۱- و کسی که یتیمی را نوازش نماید، در قیامت مورد نوازش خداوند خواهد بود.
۴۲- و کسی که صله رحم کند، خداوند رحمتش را در قیامت بر او فرومیفرستد.
۴۳- و کسی که قطع رحم کند، خداوند رحمتش را در قیامت از او دور دارد.
۴۴- و کسی که یک نماز مستحبی به قصد اطاعت و بندگی به جا آورد، خداوند برآت آزادی از آتش جهنم را برای او صادر میکند.
۴۵- و کسی که یک واجب را انجام دهد ثواب 70 واجب به او داده میشود.
۴۶- و کسی که در این ماه بر من زیاد درود فرستد، خداوند کفهٔ میزان عمل نیک او را در قیامت سنگین میکند.
۴۷- و کسی که یک آیه در این ماه از قرآن تلاوت کند، پاداش یک ختم قرآن را خواهد داشت.
۴۸- ای مردم، درهای بهشت در این ماه باز است، از خدا درخواست کنید که آن را بر روی شما نبندد.
۴۹- و درهای جهنم بر روی شما بسته است، از خداوند بخواهید که آن را بر روی شما نگشاید.
۵۰- و شیطان در این ماه درغل و زنجیر است، از خداوند بخواهید که آن را بر شما مسلط نکند.
۵۱- امیرالمؤمنین گفت: از جا برخاستم و عرض کردم: ای رسول خدا، کدام عمل در این ماه ارزشمندتر است؟
فرمود: ای ابالحسن، ارجمندترین عمل در رمضان آن است که انسان از آن چه خدا حرام کرده است، دوری جوید.
آن گاه گریه کرد. عرض کردم: چه چیزی باعث گریهٔ شما شد؟
فرمود: علی جان، گریهٔ من برای این است که در این ماه در حالی که به نماز ایستادهای فرق سرت به دست شقیترین انسان شکافته میشود، و محاسن شریف تو خضاب میگردد.
امیرالمؤمنین عرض کرد: ای رسول خدا، آیا دین من سالم است؟
رسول خدا فرمود: آری، در سلامت کامل دینی قرار داری.
۵۲- سپس فرمود: یا علی، قاتل تو، قاتل من است، و کسی که بر تو غضب کند بر من غضب کرده است.
۵۳- و کسی که به تو دشنام دهد به من دشنام داده است، تو برای من به منزلهٔ جان من هستی، روح تو از روح من است و طینت تو از طینت من است.
۵۴- خدای تبارک و تعالی، من و تو را آفرید و انتخاب کرد.
۵۵- مرا برای نبوت و پیامبری، و تو را برای امامت امت اسلامی اختیار کرد، و هر کسی امامت تو را انکار کند، در حقیقت منکر نبوت من شده است.
منبع: بحار/ ج۹۶/ص۱۵۷ و ۳۵۸؛ عیون أخبار الرضا/ ج۱/ص۲۹۵
#متن_روضه_و_سخنرانی
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha
#30درس_زندگی
درس اول #صدا_زدن
هر يك از زن و شوهر بايد همسر خود را به نامى صدا كند كه او بيشتر دوست دارد و خوشترش مى آيد، چه اسم كوچك باشد و يا نام خانوادگى، يا القاب مذهبى و عناوين اجتماعى.
بهتر است پيش از آنكه زن و شوهر لقب و عنوانى پيدا كنند؛ يعنى سالهاى اول ازدواج كه هنوز دكتر و مهندس و حاجى نشده اند و يكديگر را به اسم كوچك يا نام فاميل مى خوانند، چاشنى محبتى بر آن بيفزايند و مثلا «حسين جان و مريم جان» بگويند يا «على آقا و زهرا خانم» صدا زنند.
صدا زدن به اسم تنها توهين آميز است و توهين آميزتر آنكه مردى مثلا نامش ابوالحسن يا ابوالقاسم باشد و همسرش او را به نيمه اول اسمش صدا زند.
ممكن است بگوييد كه اگر ميان زن و شوهر خلوص و صفا باشد، اين نامها توهين به حساب نمى آيد و مانعى ندارد.
ميگويم، درست است در آن صورت توهين نيست و مانعى ندارد، ولى مانند آقا جان و خانم جان، ايجاد محبت نمى كند، و چون اسلام به همه مسلمين مخصوصا به زن و شوهر درس محبت مى دهد، سفارش مى كند: مخاطب را به نامى بخوان و با كلمه اى صدا بزن كه او را خوشتر و دوست تر آيد.
شايد بعضى از مردان كه داراى عنوان حاجى و رئيس و دكتر و مانند آن هستند از همسرشان شنيدن اين عناوين را دوست نداشته باشند و كلمه «احمد جان» را مثلا از او بهتر بپسندند؛ در آنصورت همسر بايد همان كلمه يى را بگويد كه او بيشتر دوست دارد، همچنين نامها و عناوين از لحاظ زشتى و زيبايى و خوش آمدن و بد آمدن همسر، در خلوت يا پيش مردم فرق مى كند در شهر يا روستا فرق مى كند. در لغات و زبانهاى مختلف فرق مى كند.
جانم به فداى پيغمر اسلام صلوات الله عليه كه معيارى ثابت و غير قابل تغيير، براى ايجاد محبت بيان مى كند و مى فرمايد:
او را به نام و عنوانى بخوان كه خوشترش مى آيد. بعضى از مردان عناوين شعرى جالبى انتخاب كرده، همسر خود را به آن عنوان صدا ميزنند، مانند «امانت خدا» در آينده خواهيم گفت كه پيغمبر و اميرالمومنين صلوات الله عليهما فرموده اند كه زنان امانت خدا هستند نزد مردان. پيداست كه زن از شنيدن اين عنوان احساس افتخار مى كند و مرد هم به وظيفه سنگين خود كه نگهدارى امانت الهى است متوجه مى شود.
بعضى از مردان عارف و ظريف را ديدم كه همسر خود را به عنوان «ولى من، سرپرست من» صدا ميزند، يا زنى شوهرش را به عنوان «خداى من» مى ناميد. همه مى دانند و خود زن و شوهر هم مى دانند كه اين عناوين پوششى از مزاح و ظرافت، روى واقع و حقيقت دارد. با وجود اين شنونده احساس افتخار مى كند و ميان زن و شوهر گرمى و صفا و محبت و وفا ايجاد مى شود و از دستورات شرع مقدس دانسته ايم كه او مى خواهد همواره تنور عشق و محبت و صفا ميان زن و شوهر گرم باشد. البته مى بايست عارفان روشن دل، در برابر مقدس نمايان كج انديش، همسر خود را به اين عناوين صدا نزنند، آنها مى توانند - و اسلام هم مى خواهد كه - در خلوت همسر خود را به عنوان، «دلبر، عزيز، جان و روان» و ظريفتر و لطيفتر از اينها بخوانند و اگر شنونده خوشش آيد علاوه بر اينكه مانعى ندارد، پيغمبر اسلام هم بيشتر خوشش مى آيد.
خود آن حضرت يكى از همسرانش را كه جوانتر بود «حميرا» مى ناميد. حميرا را مى توان به گل سرخ يا «سرخك عزيزم» ترجمه نمود، اگر چه لطافتى را كه در كلمه «حميرا» هست با هيچ تعبيرى در فارسى نمى توان بيان كرد. (1)
دليل
1- ثلاث يصفين ود المر لاخيه المسلم: يلقاه بالبشر اذا لقيه و يوسع له فى المجلس و يدعوه باءحب الاسماء اليه.
سه چيز است كه دوستى مسلمان را با مسلمان ديگر، صافى و خالص كند:
1- هنگامى كه او را ملاقات مى كند، با خوشرويى با وى برخورد نمايد.
2- زمانى كه خواست كنار او بنشيند برايش جا باز كند.
3- به بهترين نامى كه دوست دارد، او را صدا زند. (2)
اين روايت مانند تمام روايات و احاديث ديگرى كه روابط اجتماعى مسلمين را بيان مى كند، هدفش يا يكى از اهدافش اين است كه ميان مسلمين، الفت و محبت ايجاد شود و بسيار روشن است كه ايجاد الفت ميان زن و شوهر لازم تر و ضرورى تر از ساير مسلمين است و عواقب وخيم تخلف از اين دستور براى زن و شوهر، شديدتر و دردناكتر از ديگران است.
دليل ديگر ما در اين مورد قضاوت روشن و صريح عقل است كه در زندگى مشترك همسران، محبت و صفا و صميميت و يكرنگى لازم است، و صدا زدن دوست را به نامى كه مطلوب و محبوب او است، ايجاد محبت مى كند و قضاوت عقل در مقام ارزش و اهميت، مقدم بر شرع است، زيرا ما شرع اسلام را به حكم عقل پذيرفته ايم. چون آنرا تامين كننده سعادت، دنيا و آخرت و پاسخ دهنده نيازهاى مادى و معنوى و جسمى و روحى خود يافته ايم و در مقام مقايسه با اديان ديگر، به قضاوت عقل سليم خويش اسلام را كاملتر و جامعتر يافته ايم، بنابراين، عقل و اسلام برادر يكديگرند و عقل برادر بزرگتر است.
هر حكمى كه عقل بدهد، اسلام آنرا تصويب كرده است و اسلام هم حكم و دستورى بر خلاف عقل ندارد. اگر به طور نادر، مخالفتى ميان حكم و عقل و دستور قاطع و معتبر شرع مشاهده شود، در آن صورت بايد نسبت به عقل قضاوتش ترديد كرد و تجديد نظر نمود، براى اينكه قطعا آن عقل، عقل سليم و مصفا نيست. بلكه عقلى است، تيره، ناسالم و در پرده. (3)
خوشبختانه، مطالبى كه در اين كتاب مى خوانيد، با قطع نظر از آيات قرآن و احاديثى كه به عنوان دليل آورده مى شود، همگى موافق عقل و خرد همگان است. چه مسلمين و چه غير مسلمين، و در سراسر اين كتاب، حكم و دستورى مخالف عقل مشاهده نمى شود.
اين مطلب را هم بدانيد كه اگر عقل سليم موضوعى را پسنديده تشخيص داد و آنرا مطلوب و محبوب به حساب آورد و مردم هم به آن عمل كردند و از شريعت اسلام، منع و انكارى نسبت به آن نرسيده بود، آن موضوع مورد موافقت شارع هم هست و مثل گفته پيغمبر و امام صادق (عليه السلام ) مى توان به آن عمل نمود. يعنى منع نكردن شارع اسلام از كارى كه عقلا آنرا انجام ميدهند، دليل تصويب شارع است و دليل امضاى او است نسبت به صحت و درستى آن.
#متن_روضه_و_سخنرانی
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha
#30درس_زندگی
درس دوم #سلام_کردن
سلام كردن مسلمانى به يكديگر، ايجاد انس و الفت ميكند، كينه ها و كدورتها را مى زدايد، اخم پيشانى ها را باز مى كند، بنابراين، زن و شوهرى كه نياز به انس و الفت و صفا و صميميت بيشترى دارند، اين دستور را بايد بيشتر رعايت كنند. شوهر كه از در منزل وارد مى شود، بايد به همسرش سلام كند و هر گاه كه از خواب بر مى خيزند، زن به شوهرش سلام كند و بهتر آنكه در سلام كردن، هر يك بر ديگرى سبقت گيرد.
سلام بايد با صداى بلند و واضح باشد، نه آهسته و نهان. زن و شوهر نبايد اين موضوع را كه اسلام به آن اهميت زياد داده است، كوچك شمرند و كم اهميت گيرند و بگويند: سلام كردن براى بيگانگان است، نه زن و شوهر كه با هم يگانه و نزديكند.
واعظى مى گفت: دوستى داشتم ثروتمند و مرفه. روزى به من گفت: نمى دانم چه سرى در كار است، كه زندگى من و همسر و فرزندانم با وجود آماده بودن همه گونه وسائل زندگى، روح و نشاط ندارد، در صورتى كه زندگى شما و امثال شما كه يك دهم در آمد و توسعه و رفاه ما را نداريد، پر از شور و عشق و شادى و نشاط است شما از ما بيشتر مى خنديد و گونه هاى شما سرختر است و فرزندان شما با نشاطتر و زنده دل ترند.
به او گفتم شما با همسرت سلام و خداحافظى مى كنى ؟ گفت نه، گفتم حال چند وقتى اين موضوع مهم اسلامى را آزمايش كن. در آنجا سرى تكان داد، به علامت اينكه مثلا من از مرض سل و سرطان مى گويم و او قرص آسپرين تجويز ميكند، ولى چندى بعد تشكر كنان نزد من آمد و گفت: به راستى نصيحت تو معجزه كرد. يك سلام كردن كوچك و ناقابل، در خانواده ما روح و نشاط آورد، وقتى سلام نمى كردم، من در گوشه يى مى نشستم و همسرم دنبال كارهاى خانه مى رفت، ولى از وقتى سلام مى كنم، همسرم مجبور است جوابى بدهد. همين سلام و جواب آسان و بى مايه، اخم و گرفته رويى ما را به نشاط و گشاده رويى تبديل كرد و دهان بسته ما را باز كرد. بعد از سلام و جواب، قهرا سخنى از اين در و آن در گفته شد، غصه ها و ناراحتيهاى بازار و خانه فراموش گشت، خلاصه زندگى افسرده و مرده ما را با يك دستور كوچك رونق و حيات تازه اى بخشيدى و عشق و شور و شعف به خانه ما آوردى.
اين را هم بدانيد كه سلام كردن مستحب و جواب آن واجب است، پس اگر همسرى سلام كند و همسر وى جوابش ندهد، علاوه بر عواقب وخيم زندگى خانوادگى يعنى اختلاف و كينه و نزاع و جدايى، خداوند عادل در روز قيامت، كسى را كه جواب سلام نداده است، عذاب مى كند.
اميدوارم در ميان خوانندگان اين كتاب، زن و شوهرى نباشند كه به خاطر كدورت و اختلاف، به يكديگر سلام نكنند يا اگر يكى سلام مى كند، ديگرى جواب ندهد يا جواب سردى دهد، ولى اگر خداى نكرده چنين افرادى باشند، بايد بدانند كه شيطان بر آنها سوار شده و مغلوب هواى نفس خود گرديده اند.
در درسهاى آينده خواهيم گفت: طبق دستور اسلام زن و شوهرى كه با يكديگر اختلاف پيدا كرده اند، اولا بايد خودشان بدون دخالت ديگران آن اختلاف را حل كنند ثانيا به حكمين مراجعه كنند و اگر اصلاح آنها مفيد نيفتاد، براى آخرين بار، صورت يكديگر را ببوسند و از هم جدا شوند.
بنابراين به زن و شوهر، هر كدام شجاعت اخلاقى و صراحت لهجه بيشترى داشته و مى تواند بر شيطان و هواى نفس خود غالب شود، توصيه مى كنيم: به همسر خود - اگر چه با او كدورت دارد - سلام كند و سپس بگويد: سلام مرا دليل ضعف و تسليم من ندان. راجع به كدورت و اختلافى كه با تو دارم، در دادگاه شكايت خواهم كرد، يا در قيامت، در محكمه عدل الهى خواهم گفت، ولى سلام مى كنم، براى اينكه مى خواهم، اطاعت شيطان را نكنم، مغلوب هواى نفس نشوم و دستور اسلام را اجرا كرده باشم.
دليل
2- و اذا حييتم بتحيه فحيوا باءحسن منها اءوردوها، ان الله كان على كل شى ء حسيبا.
هر گاه كسى شما را سلام و ستايشى كرد، آن سلام و ستايش را به بهتر از آن يا مانند آن پاسخ دهيد، كه خدا حسابگر هر چيز است. (4)
3- تحيتهم فيها سلام
اهل بهشت يكديگر را با سلام كردن خوش آمد گويند. (5)
4- فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم تحيه من عندالله مباركه طيبه كذلك يبين الله لكم الايات لعكم تعقلون.
هر گاه به خانه يى وارد شويد (كه كسى در آنجا نباشد) به خودتان سلام كنيد كه سلام خوش آمدى است مبارك و پاك از جانب خدا، خداوند اين گونه آيات خود را براى شما روشن بيان مى كند، باشد كه در آنها تعقل كنيد. (6)
عن اءبيجعفر عليه السلام قال: اذا دخل الرجل منكم بيته فان كان فيه احد يسلم و ان لم يكن فيه احد فليقل: السلام علينا من عند ربنا، يقول الله: تحيه من عند الله مباركه طيبه.
در تفسير آيه شريفه ) امام باقر (عليه السلام ) فرمود: هر گاه مردى به خانه خود وارد شود و كسى در آنجا باشد، به (او يا به ) آنها سلام كند و اگر كسى نباشد، بايد بگويد «السلام علينا من عند ربنا» يعنى سلام بر ما از جانب پروردگار ما، كه اين سلام تحيتى است مبارك و پاك از جانب خدا (7)