🔖امام کاظم علیه السلام و زن بدکاره
♦️مرحوم مجلسی نقل کرده است: که هارون، خلیفه مقتدر و بیحیای عبّاسی دستور داد کنیز زیبا صورتی را برای خدمت کردن به امام موسی بن جعفر (علیهماالسلام) به زندان بردند (و منظورش بدنام کردن حضرت بود).
🔷امام پیغام داد: «بَل انتُم بِهَدیتکُم تَفرَحُون(نمل:۳۶)؛ این شما هستید که با هدایای خود شادمان میشوید»؛ من به کنیز و امثال آن نیازی ندارم.
🔶هارون از این پیام سخت خشمگین شد و گفت: به او بگویید ما به رضای تو کنیز را به زندان، نزد تو نفرستادیم، و دستور داد که کنیز را نزد حضرت بگذارند و باز گردند.
🔖مدتی گذشت، هارون خادمش را به زندان فرستاد تا خبری بگیرد.
خادم به زندان رفت. با کمال تعجب دید آن کنیز به سجده رفته است و مرتب میگوید: قُدّوس سُبحانکَ سُبحانکَ،
جریان را به هارون گزارش داد.
🔲هارون گفت:
به خدا سوگند! موسی بن جعفر او را سحر کرده است،
کنیز را بیاورید. کنیز را به حضور هارون آوردند، نگاهش را به آسمان دوخت و ساکت ایستاد.
هارون پرسید: تو را چه شده؟
🔷گفت: خبر تازهای دارم! وقتی مرا به زندان بردند دیدم این مرد مرتب نماز میخواند، بعد از نماز مشغول تسبیح و تقدیس خداوند میشود.
به او عرض کردم:
مولای من! شما کاری ندارید برایتان انجام دهم؟
فرمود: با تو چه کار دارم؟
عرض کردم: مرا برای خدمت به شما آوردهاند.
آن بزرگوار با دست اشاره کرد و فرمود: پس اینها چه کارهاند؟!
🔶نگاه کردم، باغی دیدم بسیار وسیع و زیبا که اول و آخر آن ناپیدا بود، فرشهای نفیس در آن گسترده بود و حوریههای بسیار زیبا با لباسهای آراسته در آن جا بودند که هرگز نظیر آنها را ندیده بودم.
👈با مشاهده آنها در برابر خدای خود به سجده افتادم و در سجده بودم که خادم تو به سراغم آمد و مرا نزد تو آورد.
هارون گفت: ای ناپاک! شاید وقتی به سجده رفتی اینها را در خواب دیدی؟
گفت: نه! به خدا سوگند! این واقعیات را پیش از سجده دیدم و بعد از مشاهده آنها به سجده افتادم.
♦️هارون (به فردی) گفت: این ناپاک را بگیر و مراقب باش کسی این مطلب را از او نشنود، اما کنیز بدون درنگ مشغول نماز شد.
از او پرسیدند: چرا چنین میکنی؟ گفت: عبد صالح (موسی بن جعفر علیهماالسلام) را چنین یافتم … .
✍راوی این داستان میگوید: این کنیز زندگی خود را به همین منوال در بندگی خدا سپری کرد تا از دنیا رفت. این قضیه چند روز قبل از شهادت امام کاظم (علیهالسلام) رخ داد.
📚پایگاه عرفان /بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۲۳۸.
#داستان_ائمه #امام_کاظم علیه السلام #نامحرم #نگاه_به_نامحرم #زنا #عفت #نگاه #غیرت #امتحان #ابتلاء #توبه #یاد_خدا
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
14-rafiei(www.rasekhoon.net)_28.mp3
1.55M
🔖داستان حسن خلق
🌹خوش اخلاقی امام کاظم علیه السلام
#استاد_رفیعی
#حسن_خلق #امام_کاظم علیه السلام #اهل_بیت #کرم #کریم #کرامت #داستان_ائمه #محبت #محبت_اهل_بیت
#خوش_اخلاقی #اخلاق #احسان
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
🔖علم غیب امام کاظم علیه السلام
♦️روزی علی بن یقطین در نامه ای به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نوشت:« اصحاب بر سر کیفیت مسح پا در وضو با هم اختلاف دارند. اگر صلاح دیدید به خط شریف خود کیفیت وضوی کامل را برایم بنویسید.»
امام در جواب نامه او چنین نوشت:« اختلافی را که گفته بودی، متوجه شدم، ولی تو از این پس این چنین وضو بگیر:
1- سه بار آب در دهان بگردان و دهانشویه کن.
2- سه بار استنشاق کن و بینی ات را بشوی.
3- صورتت را سه بار و دستها را از پایین تا آرنج بشوی.
4 - همه سر را مسح کن و گوشها را بشوی.
5 - پاهایت را بشوی.
با این دستور هرگز مخالفت مکن.»
🔶وقتی نامه امام به دست علی رسید، همه از جواب امام تعجب کردند که چرا دستورالعمل وضویی کاملاً مشابه با وضوی اهل سنّت برای علی بن یقطین صادر فرموده است، ولی خود علی گفت:« مولایم بهتر از هر کس دیگری علت چنین دستوری را می داند و من هم فرمانبردار و مطیع دستورش هستم.»
📕از آن پس علی بن یقطین بر خلاف همه ی شیعیان وضو می گرفت، درست همان گونه که امام فرموده بود.
🔷مدتها چنین بود تا روزی جاسوسان هارون الرشید گزارش دادند که علی بن یقطین از شیعیان موسی بن جعفر و مخالف شماست.
با توجه به اینکه علی بن یقطین وزیر هارون بود و گهگاه از این گزارش ها می رسید، هارون موضوع را با بعضی از عوامل اطلاعاتی در جریان گذاشت و گفت:« مدت هاست گزارش هایی در مورد تشیّع علی بن یقطین و نفوذی بودنش در دستگاه حکومتی ما به دستم می رسد ولی من هیچ سرنخی بدست نیاورده ام. دوست دارم بهگونهای که او متوجه نشود امتحان روشن دیگری بهعمل آوردم و به همه حرفها خاتمه دهم. بگویید چه کنم.»
👈گفتند:«وضوی شیعیان با وضوی اهل سنت فرق می کند. بهترین امتحان آن است که شخصاً به طور پنهانی وضوی او را کنترل کنید.»
گفت:« آری، این بهترین راه است.»
عادت علی بن یقطین این بود که نماز را اول وقت در اطاقی تنها بهجا می آورد.
🔖روزی وقتی علی وارد اطاق شد، هارون از محلی که قبلاً در نظر گرفته بود، او را زیر نظر گرفت. علی نیز همچون همیشه وضویی به روش وضوی اهل سنت گرفت.
صحنه آن چنان عجیب بود که هارون بی اختیار از مخفیگاهش بیرون آمد و خطاب به علی فریاد زد:« ای علی بن یقطین! هر کسی می گوید تو شیعه هستی دروغ می گوید.»
🔷پس از آن روز مجدداً نامه ای از امام هفتم علیه السلام به دست علی رسید که در آن نوشته بود:« ای علی بن یقطین! از این پس آن گونه که خداوند فرموده است، وضو بگیر: صورت را کامل و دستها را از آرنج تا انگشتان بشوی، و سپس قسمتی از جلوی سر و آنگاه روی پاهایت را از رطوبت دستهایت مسح نما؛ زیرا که خطری که متوجه تو بود برطرف گردید.»
📚منابع:بحار الانوار، ج 48، ص 38، از مناقب و ارشاد و اعلام الوری./ پایگاه رشد
#امام_کاظم #علی_بن_یقطین #داستان_ائمه #تقیه #وضو #نجات #علم_امام #دستور_امام #حکمت #ولایتمداری #تبعیت #حکم_امام #امر_امام #علم_غیب #غیب
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
14-DAHA13-Hashemi Nejad - emam kazem va rah peleh ishan-(www.Rasekhoon.net).mp3
916.1K
🔖داستان کظم امام کاظم علیه السلام
#استاد_هاشمی_نژاد
#داستان_ائمه
#امام_کاظم علیه السلام #خشم #عصبانیت #غضب #عفو #بخشش #گذشت #مهربانی
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
🔷مالیدن پای شترچران بر صورت وزیر
🔻آقا و خانم مسئول این داستان رو بخونید
🔷تنبیه علی بن یقطین وزیر هارون الرشید از سوی امام کاظم(علیه السلام )
👈تواضع مسئولین دربرابر مردم 👉
🔻بسیارى از مورّخین و محدّثین حکایت کرده اند:
🔷روزى یکى از مؤمنین به نام ابراهیم جمّال خواست نزد وزیر هارون الرّشید – یعنى ؛ علىّ بن یقطین – برود؛ ولیکن علىّ بن یقطین از پذیرش و ملاقات با ابراهیم امتناع ورزید.
♦️پس از آن ، ایّام ذى الحجّه فرا رسید و علىّ بن یقطین جهت انجام مناسک حجّ، عازم مدینه منوّره و مکّه معظّمه گردید.
🔶هنگامى که به مدینه رسید، خواست به زیارت و ملاقات حضرت ابوالحسن ، امام موسى کاظم علیه السلام شرفیاب شود، همین که جلوى منزل حضرت رسید و اجازه ورود خواست ، امام علیه السلام از پذیرش و ملاقات با او امتناع ورزید.
▪️روز دوّم نیز علىّ بن یقطین آمد و اجازه ورود خواست ؛ ولى حضرت باز هم نپذیرفت .
❇️ پس به غلام حضرت گفت : به مولایم بگو که من از علاقه مندان مخلص شما هستم و این همه راه را براى زیارت شما آمده ام ، گناه و خلاف من چیست ، که مرا نمى پذیرى ؟
♦️هنگامى که غلام ، گفته علىّ بن یقطین را براى امام کاظم علیه السلام بازگو کرد، آن حضرت برایش چنین پیغام فرشتاد: چون ملاقات با ابراهیم جمّال شتر چران را نپذیرفتى ، و تو دل او را شکستى و ناامیدش کردى و او از تو آزرده خاطر بازگشت . باید بدانى که خداوند هم اعمال تو را مقبول درگاهش قرار نخواهد داد؛ مگر آن که ابراهیم جمّال از تو راضى و خوشنود گردد.
♦️علىّ بن یقطین به غلام گفت : به مولایم بگو: در این موقعیّت چگونه ابراهیم را پیدا کنم ؟ من در شهر مدینه هستم و او در شهر کوفه مى باشد.
🔷حضرت فرمود: هنگامى که شب فرا رسید، بدون آن که کسى مطّلع شود، تنها به قبرستان بقیع برو، آن جا شترى آماده است ، سوار آن شو و به کوفه برو.
🔶علىّ بن یقطین طبق فرمان حضرت ، شبانه وارد قبرستان بقیع شد و سوار بر شتر گردید و عازم کوفه شد؛ و در یک لحظه با طىّ الا رض به شهر کوفه رسید و خود را جلوى درب منزل ابراهیم جمّال دید، پس درب منزل را کوبید و گفت ، من علىّ بن یقطین هستم .
🔶ابراهیم جمّال از درون خانه گفت : علىّ بن یقطین را با من چه کار است ؟ و براى چه این جا آمده است ؟!
📕علىّ بن یقطین پاسخ داد: موضوع بسیار مهمّ است ، و آن قدر اصرار ورزید تا آن که ابراهیم آمد و درب منزل را گشود و علىّ، وارد منزل شد.
▪️همین که علىّ بن یقطین وارد منزل ابراهیم گردید ، اظهار داشت : امام و مولایم ، حضرت موسى بن جعفر علیهما السلام از ملاقات با من خوددارى نمود؛ مگر آن که تو از من راضى شوى و مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهى .
👈ابراهیم ساربان گفت : خداوند از تو راضى باشد، علىّ پاسخ داد: رضایت خداوند نیز در خوشنودى تو است ، و سپس افزود:
اگر تو از من ناراحت نیستى و مى خواهى خوشحال برگردم ، باید پاى خود را بر صورت من بگذارى .
و با اصرار فراوان ابراهیم تقاضاى او را پذیرفت ؛
🔸(حالا ببینید تواضع این وزیر بزرگ هارون الرشید رو چون امام او به او دستور داد چه کرد علی بن یقطین تا دل امام زمانش را بدست آورد)
و آن گاه علىّ روى زمین خوابید و ابراهیم پاى خود را روى صورت او گذاشت ؛ سپس جانب دیگر صورتش بر خاک نهاد و گفت : طرف دیگر صورتم را نیز پایمال کن .
🔻و چون ابراهیم پاى خود را بر صورت علىّ بن یقطین نهاد، علىّ به طور مکرّر مى گفت : خدایا، تو شاهد و گواه باش .
❇️پس از آن ، از حضور ابراهیم خداحافظى نمود و چون به مدینه رسید و جلوى منزل امام موسى کاظم علیه السلام آمد، حضرت او را پذیرفت و به درون منزل راه یافت .
📚الثاقب فى المناقب : ص ۴۵۸، ح ۳۸۶، عیون المعجزات : ص ۱۰۳، س ۲۰، بحارالا نوار: ج ۴۸، ص ۸۵، ح ۱۰۵٫
برچسب ها: امام کاظم قبرستان بقیع علی بن یقطین ابراهیم جمال مدینه منوره/پایگاه الشیعه
#تواضع #تکبر #غرور #داستان_ائمه #امام_کاظم #فروتنی #ولایتمداری #محبت #مسئول #مسئولیت #مسئولان #خدمت_به_مردم #علی_بن_یقطین #رضای_خدا #رضایت_امام
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
🔖 محبت به طاغوت و طاغوتیان🔖
🔻امام کاظم علیه السلام و صفوان جمّال
🔷داستان صفوان جمّال را شنیده اید. صفوان مردی بود كه- به اصطلاح امروز- یك بنگاه كرایه ی وسائل حمل و نقل داشت كه آن زمان بیشتر شتر بود، و به قدری متشخص و وسائلش زیاد بود كه گاهی دستگاه خلافت، او را برای حمل و نقل بارها می خواست. روزی هارون برای یك سفری كه می خواست به مكه برود، لوازم حمل و نقل او را خواست. قراردادی با او بست برای كرایه ی لوازم. ولی صفوان، شیعه و از اصحاب امام كاظم است. روزی آمد خدمت امام و اظهار كرد- یا قبلاً به امام عرض كرده بودند- كه من چنین كاری كرده ام.
🔶حضرت فرمود: چرا شترهایت را به این مرد ظالم ستمگر كرایه دادی؟ گفت: من كه به او كرایه دادم، برای سفر معصیت نبود. چون سفر، سفر حج و سفر طاعت بود كرایه دادم و الاّ كرایه نمی دادم. فرمود: پولهایت را
گرفته ای یا نه؟ یا لااقل پس كرایه هایت مانده یا نه؟ بله، مانده. فرمود: به دل خودت یك مراجعه ای بكن، الآن كه شترهایت را به او كرایه داده ای، آیا ته دلت علاقه مند است كه لااقل هارون این قدر در دنیا زنده بماند كه برگردد و پس كرایه ی تو را بدهد؟
👈گفت: بله. فرمود: تو همین مقدار راضی به بقای ظالم هستی و همین گناه است. صفوان بیرون آمد. او سوابق زیادی با هارون داشت. یك وقت خبردار شدند كه صفوان تمام این كاروان را یكجا فروخته است.
🔸اصلاً دست از این كارش برداشت. بعد كه فروخت رفت [نزد طرف قرارداد] و گفت: ما این قرارداد را فسخ می كنیم چون من دیگر بعد از این نمی خواهم این كار را بكنم، و خواست یك عذرهایی بیاورد. خبر به هارون دادند.
♦️گفت: حاضرش كنید. او را حاضر كردند. گفت: قضیه از چه قرار است؟ گفت من پیر شده ام، دیگر این كار از من ساخته نیست، فكر كردم اگر كار هم می خواهم بكنم كار دیگری باشد. هارون خبردار شد. گفت: راستش را بگو، چرا فروختی؟ گفت: راستش همین است. گفت: نه، من می دانم قضیه چیست.
▪️موسی بن جعفر خبردار شده كه تو شترها را به من كرایه داده ای، و به تو گفته این كار، خلاف شرع است. انكار هم نكن، به خدا قسم اگر نبود آن سوابق زیادی كه ما از سالیان دراز با خاندان تو داریم دستور می دادم همین جا اعدامت كنند.
📚مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 108/پايگاه شهید مطهری
#امام_کاظم علیه السلام #محبت #طاغوت #شاه #ثروت #کسب #کار #دین #دینداری #عاقبت_بخیری #داستان_ائمه
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
🔖امام کاظم علیه السلام و زن بدکاره
♦️مرحوم مجلسی نقل کرده است: که هارون، خلیفه مقتدر و بیحیای عبّاسی دستور داد کنیز زیبا صورتی را برای خدمت کردن به امام موسی بن جعفر (علیهماالسلام) به زندان بردند (و منظورش بدنام کردن حضرت بود).
🔷امام پیغام داد: «بَل انتُم بِهَدیتکُم تَفرَحُون(نمل:۳۶)؛ این شما هستید که با هدایای خود شادمان میشوید»؛ من به کنیز و امثال آن نیازی ندارم.
🔶هارون از این پیام سخت خشمگین شد و گفت: به او بگویید ما به رضای تو کنیز را به زندان، نزد تو نفرستادیم، و دستور داد که کنیز را نزد حضرت بگذارند و باز گردند.
🔖مدتی گذشت، هارون خادمش را به زندان فرستاد تا خبری بگیرد.
خادم به زندان رفت. با کمال تعجب دید آن کنیز به سجده رفته است و مرتب میگوید: قُدّوس سُبحانکَ سُبحانکَ،
جریان را به هارون گزارش داد.
🔲هارون گفت:
به خدا سوگند! موسی بن جعفر او را سحر کرده است،
کنیز را بیاورید. کنیز را به حضور هارون آوردند، نگاهش را به آسمان دوخت و ساکت ایستاد.
هارون پرسید: تو را چه شده؟
🔷گفت: خبر تازهای دارم! وقتی مرا به زندان بردند دیدم این مرد مرتب نماز میخواند، بعد از نماز مشغول تسبیح و تقدیس خداوند میشود.
به او عرض کردم:
مولای من! شما کاری ندارید برایتان انجام دهم؟
فرمود: با تو چه کار دارم؟
عرض کردم: مرا برای خدمت به شما آوردهاند.
آن بزرگوار با دست اشاره کرد و فرمود: پس اینها چه کارهاند؟!
🔶نگاه کردم، باغی دیدم بسیار وسیع و زیبا که اول و آخر آن ناپیدا بود، فرشهای نفیس در آن گسترده بود و حوریههای بسیار زیبا با لباسهای آراسته در آن جا بودند که هرگز نظیر آنها را ندیده بودم.
👈با مشاهده آنها در برابر خدای خود به سجده افتادم و در سجده بودم که خادم تو به سراغم آمد و مرا نزد تو آورد.
هارون گفت: ای ناپاک! شاید وقتی به سجده رفتی اینها را در خواب دیدی؟
گفت: نه! به خدا سوگند! این واقعیات را پیش از سجده دیدم و بعد از مشاهده آنها به سجده افتادم.
♦️هارون (به فردی) گفت: این ناپاک را بگیر و مراقب باش کسی این مطلب را از او نشنود، اما کنیز بدون درنگ مشغول نماز شد.
از او پرسیدند: چرا چنین میکنی؟ گفت: عبد صالح (موسی بن جعفر علیهماالسلام) را چنین یافتم … .
✍راوی این داستان میگوید: این کنیز زندگی خود را به همین منوال در بندگی خدا سپری کرد تا از دنیا رفت. این قضیه چند روز قبل از شهادت امام کاظم (علیهالسلام) رخ داد.
📚پایگاه عرفان /بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۲۳۸.
#داستان_ائمه #امام_کاظم علیه السلام #نامحرم #نگاه_به_نامحرم #زنا #عفت #نگاه #غیرت #امتحان #ابتلاء #توبه #یاد_خدا
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
🔖امید به رحمت خداوند
#استاد_فرحزاد :
🔻خیلی از افراد در حال یاس به خودکشی دست می زنند. در مکتب ما گفته شده که هیچ وقت از رحمت خدا ناامید نباشید. رحمت خدا خیلی گسترده است. امام علی (ع) به فرزندش امام حسین (ع) می فرماید: فرزندم، هیچ وقت گناهکار را از رحمت خدا ناامید نکن، چه بسا کسی که اعتکاف ( ثابت ماندن در کاری )به گناه کرده اند ولی عاقبت آنها به خیر می شود.
🔷 فردی به دیدن یکی از کارگزاران مامون رفت. دید که او روزه خواری می کند. پرسید که چرا روزه می خوری ؟ او گفت: من از آمرزش الهی مایوس هستم زیرا می دانم خدا من را نمی بخشد. من چندین سادات را به دستور مامون اعدام کرده ام. این جرم بزرگی است.پس من برای چه روزه بگیرم و نماز بخوانم زیرا دیگر خدا من را نمی آمرزد.
♦️آن فرد پیش امام رضا (ع) رفت و حرف کارگزار مامون را گفت. امام فرمود: گناه این حرف از گناه کشتن سادات بالاتر است. پس شما نباید ناامید باشید حتی اگر گناه بزرگی انجام داده باشید.
▪️ یکی از بزرگان فرمودند: شیطان هم در طاعات و هم در گناهان ما طمع دارد. شیطان بعد از اینکه ما را به گناه وادار کرد، می گوید که آب از سر تو گذشته است. اگر شیطان انسان را مایوس کرد کاملا بر او مسلط می شود. شیطان در عبادات ما را به غرور وا می دارد.
📚پایگاه برنامه سمت خدا
#یاس #مایوس #امید #توبه #گناه #امید_به_خدا #یاس_از_رحمت_خدا #رحمت_خدا #امام_رضا علیه السلام #داستان_ائمه
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
1_95038581.mp3
2.55M
🔸یار امام زمانش بود ....
ولی امام رضا علیه السلام به او فرمود تو شبیه الاغی 😳
👈إِنَّمَا أَنْتَ وَ أَصْحَابُكَ يَا عَلِيُّ أَشْبَاهُ اَلْحَمِيرِ (الغيبة (للطوسی) , جلد 1 , صفحه 67)
🔖داستان حب مال دنیا و تکذیب امامت
#استاد_رفیعی
👈داستان علی بن ابی حمزه بطائنی
#خمس #حب_دنیا #هوای_نفس #دنیا #مال #مال_دنیا #امامت #ولایتمداری #سهم_امام #امام_رضا #امام_کاظم #علی_بن_ابی_حمزه #واقفیه #فرقه_ضاله #گمراهی #ضلالت #عاقبت_بشری #داستان_ائمه
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
🔖چهار کار لحظه خواب
#استاد_عالی
♦️روایت ما داریم که برای ورود به خواب که شبیه مرگ است، اذکار خواب را بگوید. حضرت زهرا (س) فرمودند: پدرم پیغمبر نزدیک خواب من که رختخواب را پهن کرده بودم، وارد شد. بعد فرمود دخترم مخواب مگر اینکه چهار کار را انجام داده باشی.
▪️یکی اینکه ختم قرآن کرده باشی،
▪️دوم شفاعت انبیاء را برای خودت جلب کرده باشی،
▪️سوم حج و عمره ای بجا آورده باشی
▪️چهارم اینکه خوشنودی همه مومنین را برای خودت جلب کرده باشی و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فوری مشغول نماز شد.
♦️حضرت زهرا (س) فرمودند من منتظر نماز پدرم بودم تا تمام شد و گفتم: یا رسول الله اصلاً در این وقت نمی شود اینکار را کرد، چکار کنیم؟ پیغمبر یاد دادند. دین خیلی از این استفاده ها را برای موقعیت های مختلف یاد می دهد.
🔸پیغمبر فرمودند:
▪️ اگر شما سه تا سوره قل هو الله احد (توحید) را بخوانید، یک ختم قرآن کردید
▪️اگر شما موقع خواب درود و صلواتی بر من و انبیاء پیشین بفرستید اللهم صل ال محمد و آل محمد و صل علی الانبیاء و المرسلین شفاعت ما را به خودت جلب کردی
▪️اگر استغفار کنی برای همه مومنین اللهم اغفر المومنین و المومنات، کاری کردی که خوشنودی مومنین را درک کردی
▪️ اگر یکبار بگویی، سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر، گویا حج و عمره را بجا آوردی
📚پایگاه برنامه سمت خدا
#ذکر #یاد_خدا #خواب #حج #عمره #قرآن #حضرت_فاطمه #پیامبر_اکرم #داستان_ائمه
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
4_5787634891407491651.mp3
8.15M
🌺ازدواج دختر رفتگر با جوان تاجر🌺
باعنایت امام رضا(علیه السلام )
#استاد_قرائتی
#ازدواج #امام_رضا علیه السلام #داستان_ائمه #توسل #تبرک #جوان #دختر #عفت #پاکدامنی #خواستگاری #تاجر #فقر #فقیر #امید #محبت_اهل_بیت #امام_زمان علیه السلام #حاجت
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
🔖 داستان فطرس مَلَک
🔸شیخ صدوق در کتاب امالی در حدیثی از امام صادق(ع) نقل می کند:
🔻فُطرُس، یکی از فرشتگان حامل عرش در انجام وظیفه اش سُستی کرد، بالهایش شکسته و به جزیره ای در زمین تبعید شد. وی ۷۰۰ سال به عبادت خدا مشغول بود تا امام حسین(ع) به دنیا آمد. جبرئیل با هفتاد هزار فرشته جهت تبریک این میلاد به زمین نازل شدند، وقتی از کنار فطرس گذشتند او از علت نزول آنان جویا شد و از آنان خواست تا وی را با خود ببرند. جبرئیل نزد پیامبر(ع) برای وی میانجیگری کرد. با پیشنهاد پیامبر(ص)، فطرس خود را به قنداقه امام حسین(ع) مالید و خداوند بال هایش را بهبود بخشیده و او را به جایگاه اولیه اش بازگرداند.
♦️فطرس پس از بهبودی و عروج به آسمان به رسول خدا خبر از شهادت فرزندش حسین داده و می گوید به جبران این شفاعت، زیارت هر زائر و سلام و صلوات هر سلام دهنده ای را به امام حسین(ع) برساند.[۱]
🔷در برخی روایات از فطرس به نام «عَتیقُ الحسین» یعنی آزاد شده حسین یاد شده است.[۲] گویا این لقب را خودش گذاشته است زیرا در دعایی می گوید:
«مَنْ مِثْلی وَ اَنا عَتیقُ الْحُسَینِ وَ اَبوهُ عَلِی بْنُ اَبی طالبٍ(ع) وَ اُمُّهُ فاطمةُ وَ جَدُّهُ رسول الله صلّی اللّه علیه و آله و سلّم.»[۳] (ترجمه: چه کسی مثل من است، من آزاد شده حسینیم، حسینی که پدرش علی بن ابی طالب و مادرش فاطمه و پدربزرگش رسول خداست.)
👇پ.ن :
نقد و بررسی
📕داستان فطرس با ابهاماتی روبروست، از جمله نظریه عصمت فرشتگان با این جریان ناسازگاری دارد، آیت الله جوادی آملی این داستان را نپذیرفته و معتقد است: جریان فطرس به اثبات نیاز دارد؛ زیرا فطرس واژهای یونانی است و در دعای سوم شعبان هم فرشته خوانده نشده است. بلکه به این صورت آمده "و عاذَ فُطرُسُ بِمَهدِهِ"؛ یعنی فطرس به گهوارۀ امام حسین(ع) پناه برد. از سوی دیگر سند این دعا هم باید تحقیق شود و میزان اعتبارش به دست آید...[۹]
📕عصمت فرشتگان
با توجه به آیه ۶ سوره تحریم بعضی قائل به عصمت فرشتگان هستند: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکمْ وَأَهْلِیکمْ نَارً ا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَ ةُ عَلَیهَا مَلَائِکةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَ هُمْ وَیفْعَلُونَ مَا یؤْمَرُ ونَ (ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید، خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ کنید: بر آن [آتش ] فرشتگانی خشن [و] سختگیر [گمارده شده ] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمی کنند و آنچه را که مأمورند انجام می دهند.)[ تحریم–۶]
📕برخی این نظریه را نپذیرفته و معتقدند ظاهر آیه، «یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ» نشان می دهد که فرشتگان قدرت بر گناه دارند، اما گناه نمی کنند.[۱۰]
📕علامه طباطبایی تکلیف فرشتگان را تکوینی می داند نه تشریعی. بنا بر گفتۀ وی، در این قبیل تکالیف تمرد معنا ندارد.[۱۱]
شهید مرتضی مطهری بین فرشتگان تفکیک قائل شده و بعضی از آنان را زمینی می دانسته که تکلیف پذیرند.[۱۲] آیت الله جوادی آملی نیز با پذیرفتن این نظریه، احتمال می دهد فطرس از نوع زمینی فرشتگان باشد که با فرشتگان آسمانی یا اخروی تفاوت دارند.[۱۳]
📕ترک اولی
برخی نیز نافرمانی فطرس را ترک اولی دانسته اند، بدین معنا که آنان در اجرای دستورات الهی عملی را که دارای اولویت بود رها کرده و به سوی عمل کم اولویت رفته اند، یا انجام عملی را در وقتی و شرایطی که اولویت بیشتری داشته، رها کرده و در شرایط و وقت دیگری به جای آورده اند. بدین جهت مجازات و تنبیه شده اند.[۱۴]
📕به گفته شهید مطهری داستان فطرس رمزی است از برکت وجود سیدالشهدا که بال شکسته ها با تماس به او صاحب بال و پر می شوند. افراد و ملتها اگر به راستی خود را به گهواره حسینی بمالند از جزایر دور افتاده رهایی می یابند و آزاد می شوند.[۱۵]
🔷پانویس
1) ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۶۶.
2) مسعودی، اثبات الوصیة، ۱۴۲۶ق، ص۱۶۴؛ طبری، دلائل الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۹۰
3) الحسینی المدنی، تحفة الأزهار، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۲
9) جوادی آملی، پرسش و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۸۸
10) قرشی، قاموس قرآن، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۲۸۳.
11) طباطبائی، المیزان، ۱۳۷۴ش، ج ۱۹، ص۵۶۲.
12) مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۵۸ش، ج۴، ص۲۸۰.
13) جوادی آملی، پرسش و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۸۸ -۷۸
14) طیب، اطیب القرآن ج۱، ص۵۱۱
15) مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۵۸ش، ج۱۷، ص۵۶۴
16) دانشنامۀ شعر عاشورایی، محمد زاده،ج۱، ص:۱۸۵
17) دانشنامۀ شعر عاشورایی، محمد زاده،ج۲، ص:۱۱۳۱
📚ویکی شیعه /پایگاه حوزه نت
#داستان_ائمه #امام_حسین علیه السلام #ولادت #تولد #فطرس #فرشته #فرشتگان #جبرئیل
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━
@membariha 👈 داستان منبر 🎲
━━━━━━⊱♦️⊰━━━━━━