eitaa logo
مربی یار
5.5هزار دنبال‌کننده
291 عکس
5 ویدیو
1.6هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﷽✨ 🔴 علیه السلام! ✳️موسی به عبدالعزیز می گفت: مشهورترین و داناترین پزشک شهر بغداد در زمان حکومت هارون الرشید دکتری مسیحی به نام "یوحنا"بود، 🍃 او پزشک مخصوص هارون بود و هرگاه خلیفه بیمار می شد، او درمان می کرد. ✳️روزی یوحنا به نزد من آمد و گفت: تو را به حق پیامبرت و دینت قسم می دهم، بگو این کیست که قبرش در کربلا قرار دارد و مردم به زیارتش می روند؟ 💠گفتم: او نوه پیامبر ما، امام حسین علیه السلام است. اما تو به من بگو چرا این سؤال را کردی و منظورت چه بود؟ 🔆طبیب مسیحی گفت: مدتی قبل، شاپور خادم خلیفه مرا به نزد خود طلبید. چون به نزدش رفتم مرا برداشت و به خانه موسی بن عیسی که از خویشان خلیفه بود، برد. 🔴او حاکم شهری بود و به دستور خلیفه به بغداد آمد. او را دیدم که بیهوش بر رختخوابش افتاده است. ☑️در پیش او طشتی بود که تمام احشاء و امعاء و محتویات شکمش در آن ریخته بود. 🔻شاپور از خدمتکار موسی پرسید: چگونه این بلا بر سرش آمد؟ 🔹خدمتکار جواب داد: یک ساعت قبل، امیر در نهایت سلامتی و خوشی بود و با ندیمان و دوستان خود صحبت می کرد. شخصی از بنی هاشم نیز در مجلس حاضر بود. ♦️او گفت: من بیماری شدیدی داشتم و هر کار کردم، بیماری ام بهبود نیافت. تا اینکه شخصی به من گفت: اگر از تربت امام حسین استفاده کنی شفا می یابی. من نیز چنین کردم و عافیت یافتم. ⚡️موسی به مرد هاشمی گفت: آیا از آن تربت هنوز چیزی نزد تو باقی مانده است؟ مرد هاشمی گفت: آری. پس از آن کسی را فرستاد تا آن تربت را آورد. 🔥موسی (از روی تمسخر و بی احترامی) تربت را گرفت و روی آن نشست،مدتی نگذشت که ناگهان موسی فریاد کشید: سوختم! سوختم! طشت بیاورید! ⚡️ ما برایش طشت آوردیم. او به قدری استفراغ کرد که تمام احشای بدنش بیرون ریخت پس از آن ندیمان به خانه هایشان باز گشتند و مجلس شادی مبدل به عزا شد. 🍀طبیب مسیحی ادامه داد: شاپور به من گفت، بیا او را معاینه کن، شاید بتوانی درمانش کنی، من چراغی طلبیدم و با دقت به محتویات طشت نگاه کردم. ‼️ دیدم جگر و دل و تمام احشای امیر در طشت افتاده است. با تعجب گفتم: هیچ کس نمی تواند او را معالجه کند مگر حضرت عیسی مسیح که مرده را زنده می کرد. 🚫سرانجام به هنگام سحر، امیر به جهنم واصل شد. 🔆یوحنا با اینکه مسیحی بود، مدتها به کربلا می رفت و قبر حضرت سیدالشهداء علیه السلام را زیارت می کرد. بعد از مدتی، از عقیده خود برگشت و مسلمانی نیکوکار و پرهیزکار گردید. 📕گناهان کبیره ج۲ص ۵۳۳ •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🍃 📖🕋📖🕋📖 💠همراهان گرامی کانال 🌷ختم دسته جمعی صلوات محمدی ( اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ) در کانال برگزار میشود ✅ تعداد ثبت مجموعه یا ضامن آهو میشود و توسط متصدی آمار در حرم مطهر 🍃🍂آقا علی بن موسی الرضا 🍂 🍃 از طرف شما عزیزان ثبت میشود و نزد ولی نعمتمان به امانت سپرده میشود ❇️ به نیابت از امام زمان( عج ) هدیه به امام حسین علیه السلام و حضرت ابا الفضل علیه السلام و برآورده شدن حاجت افراد شرکت کننده ❇️فرصت خواندن تا آخر روز دوشنبه هفته آینده ، 9 مهر 📣لطفا تعداد صلوات درخواستی خود را که‌ می خوانید ،به آیدی زیر بفرمایید تا جمع آمار در حرم مطهر امام رضا ( ع ) مطهر ثبت شود تشکر و عاقبت بخیری از حضور پر رنگتون 🌹 ⬅️آیدی جهت پیام دادن برای اعلام تعداد صلوات در ختم دسته جمعی 👇👇 🆔 @ZZ3362
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ ع در قدیم یک فردی بود در همدان به نام اصغر آقا کارش مطربی بود و در عروسیها و مجالس بزرگان شهر مجلس گرم کنی می‌کرد و اینقدر کارش درست بود که همه‌ی شهر او را می‌شناختند... و چون کسی را نداشت و بی‌کس بود بهش می‌گفتند اصغر آواره! انقلاب که شد وضع کارش کساد شد و دیگه کارش این شده بود می‌رفت در اتوبوس برای مردم می‌زد و می‌خوند و شبها می‌رفت در بهزیستی می‌خوابید. تا اینجا داستان را داشته باشید! در آن زمان یک فرد متدّین و مؤمن در همدان به نام آیت الله نجفی از دنیا میره و وصیت کرده بود اگر من فوت کردم از حاج آقا حسینی پناه که فردی وارسته و گریه کن و خادم حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و از شاگردان خوب مرحوم حاج علی همدانی است بخواهید قبول زحمت کنند نماز میت من را بخوانند. خلاصه از دنیا رفت و چند هزار نفر اومدند برای تشیبع جنازه اون در قبرستان باغ بهشت همدان و مردم رفتند دنبال حاج آقا حسینی پناه که حالا دیگه پیرمرد شده بود و آوردنش برای خواندن نماز میت.... حاج آقا حسینی پناه وقتی رسید گفت تا شما کارها رو آماده کنید من برم سر قبر استادم حاج ملاعلی همدانی فاتحه‌ای بخوانم و برگردم. وقتی به سر مزار استادش رسید در حین خواندن فاتحه چشمش به تابوتی خورد که چهار کارگر شهرداری زیر آن را گرفته و به سمت غسالخانه می‌بردند! کنجکاو شد و به سمت آنها رفت... پرسید این جنازه کیه که اینقدر غریبانه در حال تدفین آن هستید؟ یکی از کارگران گفت این اصغر آواره است! تا اسم او را شنید فریادی از سر تاسف زد و گریست.... مردم تا این صحنه را دیدند به طرف آنها آمدند و جویای اخبار و حال حاجی شدند و پرسیدند چه شد که شما برای این فرد اینطور ناله کردید؟! حاجی گفت: مردم این فرد را می‌شناسید؟ همه گفتند: نه! مگه کیه این؟ حاجی گفت: این همون اصغر آواره است. مردم گفتند: اون که آدم خوبی نبود شما از کجا می‌شناسیدش؟! و حاجی شروع کرد به بیان یک خاطره قدیمی... گفت: سالها قبل از همدان عازم شهر قم بودم و آن زمانها تنها یک اتوبوس فقط به آن شهر می‌رفت سوار اتوبوس که شدم دیدم.... وای اصغر آواره با وسیله موسیقیش وارد شد... ترسیدم و گفتم: یا امام حسین اگه این مرد بخواهد در این اتوبوس بنوازد و من ساکت باشم حرمت لباسم از بین می‌رود، اگر هم اعتراض کنم مردم که تو اتوبوس نشستند شاید بدشان بیاد که چرا من نمی‌ذارم شاد باشند و اگر هم پیاده شوم به کارم در قم نخواهم رسید... چه کنم؟! خلاصه از خجالت سرم را به پایین انداختم... اصغر آواره سوار شد و آماده نواختن بود که ناگاه چشمش به من افتاد، زود تیمپو رو گذاشت تو گونی و خواست پیاده بشه که مردم بهش اعتراض کردند که داری کجا میری؟ چرا نمیزنی؟ گفت: من در زندگیم همه غلطی کردم اما جلوی اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها موسیقی ننواختم... خلاصه حرمت نگه داشت و رفت... اونروز تو دلم گفتم: اربابم حسین علیه‌السلام برات جبران کنه، حالا هم به نظرم همه ما جمع شدیم برای تشییع جنازه اصغر آواره و خدا خواسته حاجی عنایتی بهانه‌ای بشود برای این امر خلاصه با عزت و احترام مراسم شروع شد و خود حاجی آستین بالا زد و غسل و کفنش را انجام داد و برایش به همراه آن جمعیت نماز خواند... این نمکدان حسین جنس عجیبی دارد هر چقدر می‌شکنیم باز نمک می‌ریزد یـــاحـسـیــــ💔ـــــن •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ 🔴 بصیرت ابالفضلی آقا..... 🔻عصر تاسوعا شمر که از قبیله ام البنین(س) بود، به نزدیکی خیمه گاه امام حسین(ع) رفت و خطاب به حضرت عباس(ع) گفت: برای شما امان نامه ای از عمر بن سعد آوردم. شما از این ساعت در امان هستید!، مشروط بر این که از یاری برادرتان حسین دست برداشته و سپاهش را ترک کنید..!! حضرت عباس که کانون غیرت و وفاداری بود، بر او بانگ زد و فرمود: بریده باد دستان تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه تو. ای دشمن خدا، ما را فرمان می دهی که از یاری برادر و مولایمان حسین دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و ناپاکان در آوریم. آیا ما را امان می دهی ولی برای فرزند رسول خدا(ص) امانی نیست؟  شمر از پاسخ دندان شکن فرزندان ام البنین، ناامید و خشمناک شد و با سرافکندگی به خیمه گاه خویش برگشت. 🔶امروز نشست مجمع سالانه سازمان ملل نزدیک است. شمر زمان(ترامپ) در نشستی با امیر کویت درخواست دیداری با مسئولین ایرانی در حاشیه اجلاس داشته است. آقا سیدعلی نازنین با بصیرت ابالفضلی اش می داند پشت صحنه ی پیشکش کردن امان‌نامه چیست! فلذا فرمود: دیدار اصلاً معنی ندارد. حالا آقای رئیس‌جمهور که هیچ، وزیر خارجه و عناصر وزارت خارجه هم همین‌جور؛ هیچ معنی ندارد با اینها مذاکره کردن. 🔹آری؛ دشمن آرزو دارد که با سلاح تحریم و بستن شریعه اقتصاد، ایرانیان دست از حمایت ولی خود بردارند؛ خدایا به عظمت علمدارکربلا قمر بنی هاشم، تا ظهور یار سایه علمدار انقلاب ما مستدام بدار الهی امین •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
✨﷽✨ 🌹 📚 در کتب تاریخی آمده است که روزی پيامبر(ص) به يکي از افراد مدينه که گناه بزرگي را مرتکب شده بود پيغام داد به دادگاه حاضر شود و جريمه‌ی گناه خود را بپردازد. 👳 آن مرد چند روزي از خانه خارج نشد! 🌴 روزي از گوشه درب منزل متوجّه شد امام حسن و امام حسين(ع) که کودکان خردسالي بودند، از کوچه عبور مي کنند. 👳 در همان لحظه درب را گشود و اين دو کودک را بر روي دوش خویش گذاشت و به سمت مسجد روانه شد. 💭 در ميان راه با خود مي گفت: اگر با اين دو کودک وارد مسجد شوم، پيامبر(ص) مرا عفو مي کند. 🕌 وقتي وارد مسجد شد، پيامبر(ص) دو فرزند خردسال خود را روي دوش اين گنهکار ديد! ⚜ لبخندي زد و فرمود: 🔅آنان را پياده کن، تو بخشيده شدي! ⚜ آنگاه به امام حسن و امام حسین(ع) فرمود: 🔅آن شخص در مورد عفو گناه خود، شما را شفیع قرار داد... 📖 در این هنگام این آیه بر قلب نازنین پیامبر(ص) نازل شد: 🔅﴿وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ توَّاباً رَحيماً﴾ 🌹 شيعيان و ارادتمندان سيّدالشهداء(ع) به خاطر رضايت حضرتش از مرگ نمي هراسند؛ زيرا ملک الموت با چهره اي بشّاش براي قبض روح آنان اقدام کرده و بهشت را به آنان بشارت مي دهد. 📗 برگرفته از کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) اثر استاد حسین انصاریان. •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ ❓؟؟؟ 👨🏻👩🏻خواهرم، برادرم پاکدامن باش! ⚜عفت داشته باش! ⚜کار سخته همینه! ⛔️مبادا گناهی بکنی که سرت پایین باشه شرمنده امام زمانت بشی... ❓شرایط ازدواج نداری،اذیت میشی؟ ❗️از محرکها دوری کن! 👌توکه میدونی فلان سایت رو بری تحریک میشی،تو که میدونی فلان فیلم روببینی اذیت میشی... ⛔️نرو! ⛔️نبین! ❌تحریک هم نشی،اثر وضعی داره. 🍷مشروب رو ندونسته بخوری گناهی نکردی ولی اثر وضعی شو داره مست میکنی!!! 📹خودم به شخصه که بابت نوع کارم مجبور بودم بعضی سایتها وفیلم ها وکتابها رو ببینم که دیگران نمیبینن.❌ 👈از یکی از مراجع پرسیدم گفت لازم نیس نبین! الان لازمم باشه نمیبینم!❌ ❓اینهمه هزینه رو غرب واسه چی میکنه؟ ❓اینهمه سایت پورنو،شبکه های ماهواره ای... چرا هزینه میکنه؟؟؟ ❗️'برای اینکه تو عباس نباشی'😭 "عباس(ع) پاکدامن بود، عفیف بود"...🔆 💠به همین دلیل تونست به امام زمانش کمک کنه 🎤 سخنرانی استاد رائفی پور ألـلَّـھُـمَــ عجِّلْ لِوَلـیِـڪْ ألفَـرَج •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﷽✨ ✅ ۵ 💥 آرچی جی زن تانک را زد، تانک هم سر او را با گلوله‌ی مستقیم زد. 🌷 بدنش که بی سر می‌دوید یکی از بچه‌ها فیلمبرداری کرد. بعدها مادر شهید شنیده بود از بچه‌اش توی آن وضعیت فیلم گرفته‌اند. اصرار می‌کرد می‌خواهم فیلم را ببینم. سپرده بودم نگذراند. خیلی اصرار کرده بود و بچه‌ها هم کوتاه آمده بودند. برده بودنش تبلیغات لشکر و فیلم را برایش پخش کرده بودند؛ نه یکبار که چند بار. بچه‌ها می‌گفتند دفعه‌ی آخر وقتی دوربین روی رگهای بی سر شهید زوم کرد مادرش رفت جلوی تلویزیون و از روی صفحه‌ی تلویزیون رگهای بریده‌ی شهیدش را بوسید و گفت: 🌴 "حالا حضرت زینب(سلام‌اللَّه‌علیها) را درک می‌کنم." 📖 منبع: دژ اسطوره‌ای، ص ۸۸ •┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈• JOIN🔜 💥 @membariha