✨﷽✨
#آزاد_شده
دو برادر بودند كه يكى از آنها محصل علوم دينى و طلبه بود و ديگرى از كارمند دولت. برادرى كه روحانى بود عازم زيارت #حضرت_رضا (عليه السلام) شد و قبل از حركت به جهت خداحافظى با برادرش به منزل او رفت و چون برادرش خانه نبود با اهل و عيال او خداحافظى كرد و به سوى خراسان حركت كرد.
وقتى كه برادرش به خانه آمد و از مسافرت برادر خود آگاه شد بر اسب خود سوار شد و شهر را ترك كرد تا برادرش را ببيند و با او خداحافظى كند، چون به او رسيد و با او خداحافظى كرد و خواست باز گردد، با خود گفت كه خوب است من هم با برادرم به زيارت امام رضا (عليه السلام) بروم! تصميم جدى گرفت و به همراه برادرش و ساير زوار عازم خراسان شد.
از آنجا كه او كارمند دستگاه ظلم بود و به بدگوئى و ظلم به ديگران عادت داشت در اين سفر هم نتوانست دست از آن اذيت و آزارها بردارد و با دشنام و بدگوئى و ساير كارها به آزار مردم پرداخت.
مردم بيچاره نزد برادرش از او شكايت مى كردند و او هم برادر ظالم را مورد موعظه و نصيحت قرار مى داد، اما سودى نمى بخشيد و او همچنان به كار خود مشغول بود، و برادر روحانى اش پيوسته از مردم خجالت مى كشيد.
بالاخره در بين راه آن برادر ظالم مريض شد و قبل از رسيدن به مشهد مقدس از دنيا رفت برادرش او را غسل داد و كفن كرد و بر روى اسبش گذاشت و به مشهد آورد و در حرم امام رضا (عليه السلام) طوافش داد و در جوار آن حضرت به خاكش سپرد.
آن شب برادر روحانى در خواب ديد، گويا حرم امام رضا (عليه السلام) را زيارت كرده و از حرم خارج شده است، در جنب صحن مقدس باغ با صفائى ديد، گردشى در آن باغ كرد و از ديدن نهرهاى جارى و درختهاى ميوه و ساختمانهاى عالى و رفيع و خدمتگزاران بسيارى كه در آنجا بودند.
برادر روحانى به حيرت افتاد، ناگهان شخصى بزرگوار و محترمى را ديد كه نشسته و دو طرف او را صفوفى از خدمت گزاران احاطه كرده اند.
برادر در فكر فرو رفت كه اين كيست كه داراى چنين مقام هائى است! ناگاه ديد آن شخص برخواست و نزد او آمد و خود را بر پاهاى آن مومن روحانى افكند، چون خوب نگاه كرد ديد آن شخص همان برادرش مى باشد كه به تازگى از دنيا رفته است از او پرسيد: تو كه از ياران و كمك كنندگان به ظالمان بودى چگونه به اين مقام رسيدى؟ او گفت: تمام اين نعمت ها كه مشاهده كردى از بركات تو است، زيرا همين كه من به حال احتضار رسيدم، جان دادن برايم دشوار شد و به سختى مردم آنگاه تو مرا در تابوت گذاشتى و بر اسب بستى، در همان وقت دو نفر نزد من آمدند كه بسيار بد قيافه و خشن بودند و سلاح آتشين در دست داشتند، آنها پيوسته مرا شكنجه مى دادند و من هر چه تو و ساير زوار را صدا مى زدم و كسى را مى خواستم كمك كند سودى نداشت و من در عذاب و آتش بودم تا اينكه داخل شهر شديم.
چون به صحن مقدس رسيديم آن دو نفر از من دو شدند و آن تابوت از آتش تهى شد ولى آن دو ماءمور عذاب، از دور مرا نگاه مى كردند، اما جراءت نزديك شدن نداشتند.
عصر كه شد شما جنازه مرا براى طواف به حرم مطهر آورديد، چون مرا داخل حرم كرديد، ديدم حضرت رضا (عليه السلام) روى صندوق ((قبر)) مطهر است و شيخى نوارنى نزديك او ايستاده است، من بر آن حضرت سلام كردم، اما حضرت روى خود را از من برگردانيد، آن شيخ به من گفت: التماس كن، من التماس كردم و تقاضاى بخشش نمودم اما حضرت التفاتى به من نفرمود. چون در طواف دوم نزديك آن شيخ رسيدم به من گفت: التماس كن، من خواهش و زارى كردم، اما حضرت جواب نداد. در طواف سوم آن شخص گفت: التماس كن و حضرت را به حق جدش ((پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم))قسم بده تا تو را ببخشد وگرنه چون تو را بيرون ببرند معذب خواهى بود، همانگونه كه در بين راه عذاب شدى، من رو به حضرت كردم و گفتم: به حق جدت قسمت مى دهم كه مرا ببخشى، من از زوار شما هستم و طاقت عذاب را ندارم.
در اين هنگام آن حضرت روى به آن شيخ كرده و فرمودند: با كارهايى كه مى كنند جايى براى شفاعت ما باقى نمى گذارد، آنگاه كاغذى با دست خودشان به من مرحمت فرمودند، و شما مرا از حرم بيرون آورديد.
وقتى از حرم خارج شديد شخصى ندا كرد كه اين ميت آزاده شده حضرت رضا (عليه السلام) است، لذا مرا مستقيما به اين باغ آوردند و ديگر آن دو ماءمور عذاب را نديدم، و اگر تو مرا به اين مكان مطهر نمى آوردى من تا روز قيامت در عذاب بودم.
منبع:
داستانهايى از زندگى علماء: ص 56.
#متن_روضه_و_سخنرانی
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
✨﷽✨
✅ یا علی ابن موسی الرضا (ع)
♦️ #به_ظاهر_زائرم_اما_زیارت_را_نمی_فهمم
من بیچاره لطف آشکارت را نمی فهمم
♦️ تو از من بیشتر مشتاق دیداری و من حتی
به دل افتادن گاه و گدارت را نمی فهمم
♦️ زیارت نامه می خوانم دلم از نور لبریز است
"اگر چه گاه معنای عبارت را نمی فهمم"
♦️ تو پرواز مرا در اوج می خواهی و می دانی
من از بس در قفس بودم اسارت را نمی فهمم
♦️ به جای غربت تو ازدحام صحن را دیدم
غریبی آه درد بی شمارت را نمی فهمم
#متن_روضه_و_سخنرانی
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
با اهداء سلام خدمت همه اساتید و سخنوران عزیز
بزرگواران میتوانند #متن_منبر_خود یا #صوت_سخنرانی_خود و یا #مطالب_پیشنهادی را برایمان بفرستند تا با نام خودتان در کانال درج شود
ارتباط با ادمین
@Abbaspour1368
با تشکر
هدایت شده از Z.Z
📖🕋📖🕋📖
🕋📖🕋📖
📖🕋📖
🕋📖
📖
📖✨همراهان گرامی کانال ، ختم قرآن دسته جمعی در کانال برگزار میشود
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🍃
✅ تعداد ثبت مجموعه یا ضامن آهو میشود و توسط متصدی آمار در حرم مطهر
🍃🍂آقا علی بن موسی الرضا 🍂 🍃
از طرف شما عزیزان ثبت میشود و نزد ولی نعمتمان به امانت سپرده میشود
❇️فرصت تلاوت تا آخر روز جمعه۵ / ۴/ ۹۷
✅ هدیه به ضامن آهو ، امام رضا علیه السلام به نیابت از امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و برآورده شدن حاجات افرادی که
سهمی از تلاوت را انجام میدهند داشته
باشیم 🙏
💠در روایات بر فضیلت ختم قرآن تأکید شده و در شماری از آنها، ثوابها و برکات زیادی برای ختم آن بیان شده است.
🌺رسول الله (ص) فرمودند: «من ختم القرآن فكانما ادرجت النبوه بين جنبيه و لكنه لا يوحى اليه» . ختم كننده قرآن، گويى نبوت را ميان دو پهلوى خود (يعنى در قلبش) جاى داده است، اگرچه به وى وحى نمى شود. او يك دعاى مستجاب دارد و درختى در بهشت نصيبش مى گردد.
🔸بحار:2/604
🔹 كلينى، ج 2، ص611.
🔸 متقى، ج1، ص538.
🔹مجلسى، 1403، ج89، ص204.
📣از دوستانی که تمایل دارند در این ختم آسمانی شرکت کنند 😊
🌸تقاضا میشود تعداد جزء درخواستی خود را که تلاوت می نمایید به آیدی زیر👇👇👇 اعلام کنید تا در اولین فرصت شماره جزء خدمت شما اعلام گردد و تعداد ختم قرانها خدمت شما اعلام شود و در حرم امام رضا علیه السلام ثبت شود🥀
⬇️⬇️⬇️⬇️به آیدی زیر پیام دهید جهت شرکت در ختم قران
🆔 @ZZ3362
✨﷽✨
🌹#صلهی_امام_رضا_به_يك_شاعر_با_اخلاص
🎤 مرحوم حاج #شيخ_ابراهيم_صاحب_الزماني از مداحان مخلص و مرثيه خوانان باسوز اهل بيت (عليه السلام) بود او سالها پيش از شروع درس مرحوم #آيت_الله_حائری بنيانگذار حوزهي علميه قم، دقايقي چند روضه ميخواند و آنگاه آيت الله حائري درس خويش را آغاز ميكرد.
👌او داستاني شنيدني دارد كه از حضرت رضا (عليه السلام) براي مدح خويش صله دريافت داشته است!
🎙خود نقل مي كرد كه يك بار مشهد مقدس مشرف شدم و مدتي در آنجا اقامت گزيدم.
👤 پولم تمام شد و كسي را هم براي رفع مشكل خويش نمي شناختم.
✍ از اين رو قصيدهاي در مدح حضرت رضا (عليه السلام) سرودم و فكر كردم كه بروم و آن را براي توليت آستان مقدس بخوانم و صله بگيرم با اين نيت حركت كردم، اما در ميان راه به خود آمدم كه چرا نزد خود حضرت رضا عليه السلام، نروم و آن را براي وي نخوانم؟!
👣 به همين جهت كنار ضريح رفتم و پس از استغفار و راز و نياز با خدا، قصيدهي خود را خطاب به روح بلند و ملكوتي آن حضرت خواندم و تقاضاي صله كردم.
💴 ناگاه ديدم دستي با من مصافحه نمود و يك اسكناس ده توماني در دستم نهاد... بيدرنگ گفتم:
👤 «سرورم! اين كم است!»
💴 ده توماني ديگر داد باز هم گفتم:
👤 «كم است!!»
💴 تا به هفتاد تومان كه رسيد، ديگر خجالت كشيدم تشكر كردم و از حرم بيرون آمدم.
👞 كفشهاي خود را كه مي پوشيدم، ديدم آيت الله حاج شيخ حسنعلي تهراني، جد آيت الله مرواريد، با شتاب رسيد و فرمود:
👌«شيخ ابراهيم!»
👤 گفتم: «بفرماييد آقا!»
👌گفت: «خوب با آقا حضرت رضا عليه السلام روي هم ريختهاي، برايش مدح ميگويي و صله ميگيريد. صله را به من بده!»
✉ بيمعطلي پولها را به او تقديم كردم و او يك پاكت در ازاي آن به من داد و رفت وقتي گشودم ديدم دو برابر پول صله است يعني يكصد و چهل تومان. (۱)
🔅اي كه بر خاك حريم تو ملائك زده بوس
🔅رشك فردوس برين گشته ز تو خطه توس
🔅هر كه آيد به گدايي به در خانهي تو
🔅حاش لله كه زدرگاه تو گردد مأيوس
🎋 کرامات الصالحین، ص ۲۱۶.
#متن_روضه_و_سخنرانی
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍