.
زنی از صف زنانه، ساندویچش را گرفت و از کنار صف مردانه رد شد. تمام مردان به او خیره شدند. زن معذب شد و قدم تند کرد. ولی مرد ها ول کن نبودند و هنوز هم با نگاههایشان دنبالش میکردند. زن سرش را پایین میاندازد و به سرعت همان مسیر را برمیگردد. یکی از بین مرد ها سرش را به نشانهٔ تاسف تکان میدهد و میگوید:
_ اَه... حاجی نفهمیدیم ساندویچش چی بود...(:
@morakkab
.