eitaa logo
- 𝘔𝘰𝘳𝘱𝘩𝘰 -
208 دنبال‌کننده
254 عکس
77 ویدیو
1 فایل
با من بیا با من به آن ستاره بیا به آن ستاره‌ای که هزاران هزار سال از انجماد خاک و مقیاس های پوچ زمین دور است و هیچکس در آنجا از روشنایی نمیترسد
مشاهده در ایتا
دانلود
دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود و بهار بود و پنجره باز... استاد شفیعی ِکدکنی رو به ما دانشجوها: خاک بر سر دانشجویی که عاشق نشود همین!
گفته بودی با تو درخواهم کشیدن جام وصل جرعه‌ای ناخورده شمشیر جفا برداشتی - سعدی
تردید نکن که نوری هست؛ شاید چندان نباشد که گفته‌اند، اما آنقدر هست که از پس تاریکی‌ات برآید.
چیزی در چشمان او هست که من قادر به وصف و بیانش نیستم. نگاه او مرا در هم میشکند،هندسه زندگی من را به هم میریزد، مرا از خود بی خود میکند،مرا به وجد می آورد، باعث گرفتگی زبانم میشود. نمیدانم چه چیزی در چشمان او هست که میخواهم مدام بر من نظر کند، من نمیتوانم نگاه تو را با کسی شریک شوم. در نگاه تو چه بود که وقتی بار اول بر من نگاه کردی قلبم به لرزه افتاد؟ تو با من چه کردی؟ - مترسک
« چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون .. »
حالا که فکر میکنم، سند ماه های طولانی ای از زندگیم به نام توست و این حرف کمی نیست. این بار تا بالاخره یکی از ما بمیرد، خدانگهدار - مترسک.
او؟ از چشمانم غایب اما در خیالم بسیار.
شبی که ماه مراد از افق طلوع کند بُوَد که پرتو نوری به بام ما افتد؟ - حافظ
وطنی می‌خواست که در آن پرواز کند، اما در آن دفن شد.
سخن گفتن را باید به دست‌ها سپرد لب‌ها رسالت‌شان بوسیدن است.