eitaa logo
بی نهایت
1.1هزار دنبال‌کننده
672 عکس
1.6هزار ویدیو
4 فایل
🍀💚🍀 #مسافر ما مسافریم مسافران خاک مسافران سفر ابدیّت مسافران #بی_نهایت 🌹🌹🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
وَ ذَرُوا ظٰاهِرَ اَلْإِثْمِ وَ بٰاطِنَهُ إِنَّ اَلَّذِينَ يَكْسِبُونَ اَلْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمٰا كٰانُوا يَقْتَرِفُونَ گناه آشکار و پنهان را رها کنید؛ قطعاً کسانی که مرتکب گناه می شوند به زودی در برابر آنچه همواره مرتکب می شدند، مجازات خواهند شد. انعام (آيه: 120) 🌼🌿☘🌼🌸☘🌿💐🌺🌾 ترک گناه در خلوت 💐 امام علی علیه السلام فرمودند: 🌼 اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ، فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ. 🌼 از عصيان خداوند در خلوتگاهها بپرهيزيد، چراكه شاهد، همان حاكم و دادرس است. 🌸 حکمت 324 نهج البلاغه 🌸 💐💐💐🌹🌹🌹🌹💐💐💐 سلام صبحتون بخیر https://eitaa.com/mosaferanekhak
پای کلام خدا🍃🌺 سوره ص قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻋﺰﺗﺖ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ،(٨٢) ص إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِين َ ﻣﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﺎﻟﺺ ﺷﺪﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ .(٨٣) قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ [ ﺧﺪﺍ ] ﮔﻔﺖ : ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺣﻖ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺣﻖ ﺭﺍ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻢ(٨٤) لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﻛﻪ ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺩﻭﺯﺥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻛﻨﻨﺪ ، ﺍﺯ ﻫﻤﮕﻲ ﭘﺮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩ(٨٥) 💠نکات قرآنی 💢خطر وسوسه ی ابلیس جدی است. 💢شیطان، سوگند خورده که همه را به نحوی گمراه کند. 💢گاهی یک گناه مقدمه ی گناهان بزرگتر می شود ؛گناه سجده نکردن بر آدم، مقدمه ای برای گناه اغفال مردم می شود. 💢اخلاص در بندگی شرط حفظ از دامهای ابلیس است. 🔴 پیام آیه 🌀خداوند جز حق نمی گوید. 🌀در برابر تاکید اهل باطل ،شما نیز با جدیت سخن بگویید.شیطان گفت : همه را حتما گمراه می کنم...خدا جواب داد:من هم جهنم را حتما از تو و پیروانت پر میکنم. 🌀در قیامت ،رهبران کفر و پیروانشان در یک جا جمع خواهند شد. 🌀شیطان جسم دارد زیرا پرشدن جهنم در صوررتی است که شیطان دارای جسم باشد. 📚تفسیر نور،ج۱۰ https://eitaa.com/mosaferanekhak
پای کلام امام🍃🌸 خداوند، بندگانش را با انواع شدائد مى آزمايد و با انواع مشکلات، متعبّد مى سازد و با اشکال گوناگون گرفتاريها امتحان مى کند تا تکبر را از قلوب آنها خارج سازد و تواضع و فروتنى را در نفوسشان جاى دهد تا درهاى فضل و رحمتش را به روى آنان بگشايد و اسباب آسان عفوش را در اختيارشان قرار دهد. 📘نهج البلاغه،خطبه۱۹۲ https://eitaa.com/mosaferanekhak
روزی که فهم انسان باز شود ، خواهد دید که ابتلائات و گرفتاری هایی که خدا برای او پیش آورده است، چه خیرهایی برای او داشته و خداوند از رهگذر آنها محبّتی به او کرده که در خوشی ها و نعمت ها چنان محبتی به او نکرده است. به همین خاطر است که  وقتی خدا پرده را بر می دارد، انسان غصّه می خورد که چرا به خاطر ابتلائات و محرومیّت های دنیا غصّه خورده است و آن روز بیش از آنچه برای نعمت ها و گشایش ها شاکر است، به خاطر محرومیّت ها و ابتلائات شاکر خواهد بود. https://eitaa.com/mosaferanekhak
حقیقت این است فرودگاه ها بوسه های بیشتری از سالن های عروسی به خود دیده اند، و دیوار بیمارستان ها، بیشتر از عبادت گاهها دعا شنیده اند ! همیشه اینگونه ایم همه چیز را موکول می کنیم به زمانی که چیزی در حال از دست رفتن است ! https://eitaa.com/mosaferanekhak
حقیقت این است که در این دنیا، همیشه کسی هست که با کمال میل بخواهد جایش را با شما عوض کند، بخواهد مثل شما نفس بکشد، مثل شما راه برود، در جایی که شما زندگی می کنید زندگی کند. هر آنچه که داریم باشیم https://eitaa.com/mosaferanekhak
آقا جان! ما گداییم. 🔸️انسان هرقدر توجهش به وجود مقدس ولی‌عصر صلوات اللّه عليه بيشتر باشد توفيقش، اخلاصش و قبولى اعمالش بيشتر است. 🔸انسان هر چه بتواند زيارت آل ياسين و زيارات ديگر [ازجمله] زيارت جامعه را بخواند. حالا هيچى ديگر هم نشد راحت‌ ترینش صلوات است؛ نشسته باشد، دارد راه مى ‏رود، در كوچه است، جاى ديگر است و ...[شایسته است که] منظور آدمی [از صلوات فرستادن] اين باشد كه: آقا! ما كارى از دستمان برنمی‌آید، چيزى هم بلد نيستيم، مثل همين گداهايى كه كنار كوچه مى‏ نشينند و دعا مى ‏كنند ما هم [گوشه ای نشستیم و داریم] صلوات مى‏ فرستيم؛ خودتان يك عنايتى بكنيد! آنچه كرمتان اقتضا مى‏ كند به ما بدهيد! ما چيزى نداريم، دست خالى هستیم، اميدمان به اين است كه يك گوشه چشمی به ما بيندازید. 🔺️ بیانات حضرت آیت‌الله مصباح(ره) در تاریخ ۱۳۸۳/۰۹/۲۹ https://eitaa.com/mosaferanekhak
🔴با نامحرم ارتباط نگیر سعی کنید با نامحرم ارتباط نداشته باشید چه زن باشه چه مرد گفتن آقا مگر مرد هم نامحرم می شود علامه فرمود هرکس با خدا ارتباط ندارد نامحرم است. علامه حسن زاده آملی رحمت الله علیه https://eitaa.com/mosaferanekhak
💐وَ مٰا كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لاٰ أَبْصٰارُكُمْ وَ لاٰ جُلُودُكُمْ وَ لٰكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ يَعْلَمُ كَثِيراً مِمّٰا تَعْمَلُونَ و شما [هنگام ارتکاب گناه در دنیا] از اینکه مبادا گوش و چشم و پوستتان بر ضد شما گواهی دهند، پنهان نمی شدید، بلکه گمان کردید که خدا بسیاری از آنچه را که [در خلوت] مرتکب می شدید، نمی داند!! ( 22فصلت) 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 💐امام امیرالمومنین على عليه السلام : و مَن عَشِقَ شَيئا أعشى (أعمى) بَصَرَهُ و أمرَضَ قَلبَهُ ، فَهُوَ يَنظُرُ بِعَينٍ غَيرِ صَحيحَةٍ ، و يَسمَعُ بِاُذُنٍ غَيرِ سَميعَةٍ ، قَد خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقلَهُ ، و أماتَتِ الدّنيا قَلبَهُ .🌴 هركه شيفته چيزى شود آن چيز ديده اش را كور و دلش را بيمار گرداند؛ چنين كسى با ديده اى ناسالم مى نگرد و با گوشى ناشنوا مى شنود؛ شهوتها خرد او را از هم گسيخته و دنيا دلش را ميرانده است. 🌺 ( 109 نهج البلاغة)🌺 سلام صبحتون بخیر https://eitaa.com/mosaferanekhak
السلام‌علیک یا علی‌بن‌موسی‌الرضا🌹 🌱💞 عکس یادگاری از کفش‌های دخترکی که در دهه‌ی کرامت همراه مادرش و عروسکش به حرم مشرف شده و کفش‌های عروسکش را هم به کفشداری سپرده 😍 💞🌱 به عروسکش قول داده بود که اونو ببره مشهد زیارت امام رضا جان🥺 https://eitaa.com/mosaferanekhak
ما وقتی در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتيم، خيلی مقيد بوديم كه در جشن‌ها و ايام سرور، مجالس جشن بگيريم و ايام سوگواری را هم عزاداری كنيم. شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا اول شب نماز مغرب و عشا را خوانديم و شربتی می‌خورديم و گاهی با فكاهياتی مجلس جشن و سرور ترتيب داديم. آقايی بود به نام شيخ حيدرعلی اصفهانی كه نجف آبادی بود و معدن ذوق! او كه می‌آمد ، مجلس فكاهی به وجود می‌آمد و جلسه در درست او قرار می‌گرفت. آن سال گرما آن قدر زياد بود كه اصلا قابل تحمل نبود وقتی می‌خواستم از حجره كتاب بردارم، مثل اين بود كه وردست نانوايی ، نان را از داخل تنور برمی‌دارد ، در اقل وقت و سريع. با اين تعاريف آن جشن در اين موقع سال بود. ما شب بعد از نماز نشستيم، شربت هم درست شد. آقا شيخ حيدر علی اصفهانی آمد. مدير مدرسه‌مان مرحوم سيد اسماعيل اصفهانی هم بود. ايشان به شيخ علی گفت آقا! شب نگذرد، اگر حرفی داری بگو! ايشان يك تكه كاغذ روزنامه درآورد كه عكس يك دختر بود و زيرش نوشته بود: اجمل بنات عصرها زيباترين دختر روزگار گفت آقايان! من درباره اين عكس از شما يك سؤال می‌كنم. اگر شما را مخير كند بين اين كه با اين دختر به طور مشروع و قانونی ازدواج كنيد از همان اولين لحظات ملاقات، عقد جاری شود و حتی يك لحظه هم خلاف شرع نباشد و هزار سال هم زندگی كنيد با كمال خوشرويی و بدون غصه، يا اين كه يك بار جمال علی علیه السلام را مستحبا زيارت و ملاقات كنيد، كدام را انتخاب می‌كنيد؟! سوال خيلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زيارت علی هم مستحبی! گفت آقايان! واقعيت را بگوييد. جا نماز آب نكشيد. عجله كنيد و درست جواب دهيد. كاغذ را مدير مدرسه گرفت و نگاه كرد، بعد خطاب به پسرش كه در كنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت: سيد محمد! من يك چيزی بگويم، به مادرت نگويی! معلوم شد نظر آقا چيست! شاگرد اول ما نمره‌اش را گرفت همه زدند زير خنده. كاغذ را به دومی دادند نگاهی به عكس كرد و گفت: آقا شيخ اتيار داری! وقتی آقا مدير مدرسه اين طور فرمودند: مگر ما قدرت دارم كه خلافش را بگوييم؟ آقا فرمودند ديگر! در هر تكه خنده‌ها راه می‌افتاد. نفر سوم گفت: آقا شيخ حيدر! اين روايت از علی معروف است كه فرمودند: «من يمت يزنی» ای حارث حمدانی هر كس بميرد، مرا ملاقات می‌كند پس ما ان‌شاءالله در موقع مرگ جمال علی را ملاقات می‌كنيم. باز هم زدند زير خنده. ذوقی بودند و واقعاً سوال مشكلی بود. يكی از آقايان گفت: شيخ حيدر! گفتی زيارت مولا مستحبی است؟ و آن هم شرعی صددرصد است؟! آقا شيخ حيدر گفت: بله. گفت: والله چه عرض كنم، با زهم خنده حضار. نفر پنجم من بودم. اين كاغذ را به دست من دادند. ديدم نمی‌خواهم عكس را نگاه كنم. لذا آن را به نفر بعدی رد كردم و گفتم: من يك لحظه ديدار علی علیه السلام را به هزاران سال زناشويی با اين زن نمی‌دهم! اين را كه گفتم، يك وقت ديدم يك حالت خيلی عجيبی دست داد. تا آن وقت چنين حالتی نديده بودم. شبيه به خواب و بيهوشی! بلند شدم و در اول شب قلب‌الاسد وارد حجره‌ام شدم. حالت غير عادی حجره رو به مشرق! يك بار به حالتی عجيب دست يافتم. يك دفعه ديدم اتاق بزرگی است و يك آقايی در صدر مجلس نشسته است. تمام علامات و قيافه‌ای كه شيعه و سنی درباره علی علیه السلام نوشته بودند، در اين مرد موجود بود. از جوانی كه در سمت راست من نشسته بود پرسيدم آين آقا كيست؟ گفت: آقا خود خود خود علی علیه السلام است، سه مرتبه تكرار كرد. من سير او را نگاه كردم يك وقت به هوش آمدم و ديدم در حجره‌ام هستم و گرما را حس نمودم. بيرون آمدم و به همان جلسه رفتم. كاغذ به دست نفر نهم يا دهم رسيده بود نمی‌دانم شايد مرحوم شمس‌آبادی بود كه خطاب به من گفت: آقا شيخ محمدتقی! شما كجا رفتيد و آمديد؟ نمی‌خواستم ماجرا را بگويم. اگر می‌گفتم عيششان به هم می‌خورد. اصرار كردند و من بالاخره قضيه را گفتم و ماجرا را شرح دادم. خيلی منقلب شدند. خدا آقا سيد اسماعيل (مدير) را رحمت كند، او خطاب به آقا شيخ حيدر گفت: آقا ديگر از اين شوخی‌ها نكن، ما را بد آزمايش كردی. https://eitaa.com/mosaferanekhak