🚨پیام بصیرتی
📢مقام معظم رهبری:
📃آمریکا، آمریکاست، هر کدام سرکار آمدند خیری نرساندند
#رهبری
#پایگاه مصلای قدس
https://eitaa.com/joinchat/2915041352C15d901d7ef
✍رهبر انقلاب:
در مسئلهی جوانها یک جنگ نرم زیرپوستی فراگیر بین جمهوری اسلامی و آمریکا و صهیونیستها برقرار است. افسر جنگ نرم را دشمن یکجور میپسندد و جمهوری اسلامی یکجور. آمریکاییها دوست دارند جوان ما شجاعت، انگیزه، امید، تحرک، توان جسمی و فکری نداشته باشد. نسبت به دشمن، خوشبین و نسبت به فرمانده و عقبهی خودی بدبین باشد.
۹۵/۲/۱
#پایگاه مصلای قدس
https://eitaa.com/joinchat/2915041352C15d901d7ef
#شاهرخ_حر_انقلاب_اسلامی
#قسمت_سوم
خورشید اولین زمستان بیست و هشت شمسی طلوع کرد. این صبح خبر از تولد نوزادی می داد که او را#شاهرخ نامیدند.
مینا خانم مادر مؤمن و با تقوای او بود و صدرالدین پدر آرام و مهربانش.
دومين فرزندشان به دنيا آمده. اين پدر و مادر بسيار خوشحالند.
آنها به خاطر پسر سالمي که دارند شکرگزار خدايند.
صدرالدين شاغل در فعاليتهاي ساختماني و پيمانکاري است وهمیشه می گوید:
اگر بتوانيم روزي حلال و پاک براي خانواده فراهم کنيم، مقدمات هدايت آنها را مهيا کرده ايم.
او خوب ميدانست که؛#پيامبر_اعظم - صلی الله علیه و آله - مي فرمايد:
عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن به دست آوردن روزی حلال است.
روز بعد از بیمارستان دروازه شميران مرخص مي شوند و به منزلشان در خیابان پیروزی می روند.
این بچه در بدو تولد بیش از 4 کیلو وزن دارد. اما مادر جثه ای دارد ریز و لاغر.
کسی باور نمی کرد که این بچه، فرزند این مادر باشد. روز به روز هم درشت تر می شد و قوی تر.
#ادامه_دارد
#پایگاه مصلای قدس
https://eitaa.com/joinchat/2915041352C15d901d7ef
#شاهرخ_حر_انقلاب_اسلامی
#قسمت_چهارم
وقتی به مدرسه می رفت کمتر کسی باور می کرد که او کلاس اول باشد.
توی کوچه با بچه هایی بازی می کرد که از خودش بزرگتر باشند. درسش خوب بود.
در دوران شش ساله دبستان مشکلی نداشتیم. پدرش به وضع درسي و اخلاقی او رسیدگی می کرد.
صدرالدین تنها پسرش را خیلی دوست داشت. سال اول دبیرستان بود. شاهرخ در یک غروب غم انگیز سایه سنگین یتیمی را بر سرش احساس کرد.
پدر مهربان او از یک بیماری سخت، آسوده شد. اما مادر و پسر دوازده ساله را تنهاگذاشت.
سال دوم دبیرستان بود. قد و هیکلش نسبت به دوستاش خیلی درشت تر بود. خیلی ها توی مدرسه ازش حساب می بردند ولی کسی را اذیت نمی کرد تا اینکه یک روز اومد خونه و گفت دیگه مدرسه نمی رم.
هر چقدر دلیلش را پرسیدم نگفت.
تا اینکه از دوستاش پرسیدم. گفتند همه ی بچه ها امتحانشون را خراب کردند و معلم فقط به یکی از بچه ها که به اصطلاح آقا زاده بوده نمره قبولی داده.
#شاهرخ به معلم اعتراض می کند؛ معلم هم سیلی محکمی توی گوش #شاهرخ می زند و این دلیل شد که #شاهرخ دیگر به مدرسه نرود. بعد هم رفت دنبال کار و ورزش، اما خیلی به کار نمی چسبید و مدام دنبال رفیق بازی بود.
#ادامه_دارد
#پایگاه مصلای قدس
https://eitaa.com/joinchat/2915041352C15d901d7ef
#شاهرخ_حر_انقلاب_اسلامی
#قسمت_پنجم (آبادان)
چند نفري از همسايه ها آمدند سراغ من و گفتند:
تو جواني، نمي توني تا ابد بيوه بماني. در ضمن دختر و پسرت احتياج به پدر دارند. #شاهرخ هم اگر اينطور ادامه بده، براي خود شما بد ميشه نه درسی، نه کاری. هرروز دعوا و ... عاقبت خوبي ندارد.
بالاخره با آقائي که همسايه ها معرفي کردند و مرد بسيار خوبي بود ازدواج کردم. محمد آقاي کيان پور کارمند راه آهن بود.
براي کار بايد به خوزستان مي رفت. به ناچار ما هم راهي آبادان شديم. در آبادان کمتر از سه سال اقامت داشتيم.
در اين مدت علاقه پسرم به ورزش بيشتر شده بود. با محراب #شاهرخي که از فوتباليست هاي خوزستاني بود، خيلي رفيق شده بود. مرتب با هم بودند.
در همان ايّام مشغول به کار شد. روزها سر کار مي رفت و شبها به دنبال رفقا.
بعد از بازگشت از آبادان، خيلي از بستگان مخصوصاً عبداللّه رستمي (پسر عمويم که داور بين المللي کشتي بود) به #شاهرخ توصيه کرد به سراغ کشتي برود، چرا که قد و هيکل و قدرت بدنيش به درد ورزش مي خورد. اگر هم ورزشكار شود کمتر به دنبال رفقايش مي رود.
اما او توجهي نمي کرد. فقط مشکلات ما را بيشتر مي کرد. مشکل اصلي ما رفقاي #شاهرخ بودند. هر روز خبر از دعواها و چاقو کشي هايشان مي آوردند.
#ادامه_دارد
┄┅═✧❁•🌺•❁✧═┅┄
#پایگاه مصلای قدس
https://eitaa.com/joinchat/2915041352C15d901d7ef
#شاهرخ_حر_انقلاب_اسلامی
#قسمت_ششم (سند)
عصر يکي از روزهاي تابستان بود . زنگ خانه به صدا در آمد.
آن زمان ما در حوالي چهار راه کوکا کولا در خيابان پرستار مي نشستيم.
پسر همسايه بود. گفت:
از کلانتري زنگ زدند. مثل اينکه #شاهرخ دوباره بازداشت شده. سند خانه ما هميشه سر طاقچه آماده بود. تقريباً ماهي يکبار براي سند گذاشتن به کلانتري محل مي رفتم. مسئول كلانتري هم از دست او به ستوه آمده بود.
سند را برداشتم. چادرم را سر کردم و با پسر همسايه راه افتادم.
در راه پسر همسايه مي گفت:
خيلي از گنده لاتهاي محل، از آقا #شاهرخ حساب مي برن، روي خيلي از اونها رو کم کرده. حتي يک دفعه توي دعوا چهار نفر رو با هم زده.
بعد ادامه داد:
#شاهرخ الان براي خودش کلي از مأموراي کلانتري ازش حساب مي برند.
ديگه خسته شده بودم. با خودم گفتم:
#شاهرخ ديگه الان هفده سالشه ! اما اينطور اذيت مي کنه، واي به حال وقتي که بزرگتر بشه.
چند بارمي خواستم بعد از نماز نفرينش کنم. اما دلم براش سوخت. ياد يتيمي و سختيهائي که کشيده بود افتادم. بعد هم به جاي نفرين دعاش کردم.
#ادامه_دارد
┄┅═✧❁•🌺•❁✧═┅┄
#پایگاه مصلای قدس
https://eitaa.com/joinchat/2915041352C15d901d7ef
🌴🌴🌴 قال أبوعبدِ الله أو أبوجعفر -عليهما السلام-:
💥أثقَلُ ما يُوضَعُ في الميزانِ يَومَ القيامةِ، الصَّلاةُ علي مُحمَّدٍ وَ(علي) أهلِ بِيتِه.(۱)
💥سنگينترين عملي كه روز قيامت در ترازوي اعمال قرار داده ميشود، صلوات بر محمد و اهلبیت گرامی ایشان -علیهم السلام - می باشد.
🌴🌴🌴 قالَ رَسولُ اللهِ - صَلَّي اللهُ عليه وآله -:
💥إرفَعُوا أصواتَكُم بالصَّلاةِ عَلَيَّ؛ فَإنَّها تَذْهَبُ بِالنِّفاقِ.(۲)
💥با صداي بلند بر من صلوات بفرستيد؛ زیرا كه نفاق و دورويي را بر طرف ميكند.
💥مَنْ صَلّي عَلَيَّ في كتابٍ، لَمْ تَزَل الملائِكَةُ تَستَغفِرُ لَه مادامَ اسمِي في ذلكَ الكتابِِ.(۳)
💥كسي كه در نوشتهای صلوات بر من را بنویسد، تا زماني كه نام من در آن نوشته باشد فرشتگان براي او استغفار ميكنند.
۱. وسائل الشيعة، ج7 ، ص197.
۲. اصول كافي، ج۲، ص۴۹۳.
۳. مستدرك سفينة البحار، ج۶، ص۳۶۹
┄┅═✧❁•🌺•❁✧═┅┄
✨با زدن انگشت بر روی لینک👇به ما بپیوندید.
#پایگاه مصلای قدس قم
https://eitaa.com/joinchat/2915041352C15d901d7ef