eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
369.5هزار دنبال‌کننده
10هزار عکس
41.9هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
💢اگه دماغ گوشتی یا استخوانی داری🤫 بینیت بدون جراحی کوچیک میشه ✅ 🔸️برو تو کانال رضایت ها رو ببین و مشاوره رایگان مخصوص خودت بگیر 👇 https://eitaa.com/joinchat/3498378943C4dab7f0636 کاملا تضمینی و دارای تمامی تاییدیه های رسمی و تست شده🤗
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آموزش جهت بهتر این کانال مخصوص افراد بالای 18سال میباشد👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2082538108Cfe05028ad8
زنی که نتونه با سیاستش مردو تشنه خودش کنه زن نیست که شلغمه😐 آ جوری عاشقش کن تا بیشتر از قبل عاشقت بشه و دلش برات ضعف بره!!! 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2082538108Cfe05028ad8
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️ صبح یعنی... 🌼 یک سبد لبخند 🤍 یک بغل آرامش 🌿 یک دنیا امید و نگاهی پر از زیبایی به زندگی... 🦋✨ 🌼 سلام دوستان خوبم ☀️ صبحتون بخیر و دلتون شاد ‌‌@Mosbatbash 💥
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از خدا میخوام هیچ وقت غمگین نباشی 🤲♥️ ‌‌@Mosbatbash 💥
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعور آدم ها رو تو دو جا میتونی بسنجی ...👌 ‌‌@Mosbatbash 💥
✍فووووری 👶کچل خان ب ایتا پیوست 👶 *🔴 جهت عضویت در کانال کلیک کنید 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1616576513Cdf9dec55c0 https://eitaa.com/joinchat/1616576513Cdf9dec55c0 سریع برید تا گمش نکنی 🌸 👆
؟ سلام من مهنازم، پنج سال بود عروسی کرده بودم که مجبور شدم بخاطر کار همسرم بیام شهر بزرگی زندگی کنم، واحد رو به رویمون خانوم ۴۰ ۵۰ ساله بود.چون تنها بود هر روز می‌اومد خونه ما همیشه هم به خودش میرسید و شیک، تا اینکه هرروز غروب منو به صرف چای دعوت میکرد خونشون و درست نیم ساعت بعد از برگشتن خواب سنگینی منو می‌گرفت و سرشب از خواب بیهوش میشدم تا اینکه یه روز شک کردم و رفتم خونشون چای رو برداشتم و وقتی برا کاری رفت آشپزخونه چاییو خالی کردم تو گلدون نیم ساعت بعد گفتم خواب میاد دیدم لبخندی زد،رفتم خونه بعد یه ساعت... ادامه داستان🚷👇 https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_83 _ آره اتفاقیه و الآنم دارم به خاطر همون قسم باهاش ازدواج میکنم هنوزم قانع نشده بود به خاطر همین ماجرای اصلی مانتو رو براش تعریف کردم همون لحظه گوشیش زنگ خورد و با دیدن اسم فرهود نیشش تا بناگوش باز شد _ خب من برم بیرون جوابش بدم زود میام پیشت تک خنده ای کردم _ برو زود بیا کمک همونجور که تماس رو وصل میکرد بیرون رفت چیز خاصی نداشتم اما همون چیزای کمی که داشتم رو جمع کرده بودم داشتم نفسی تازه میکردم که چندتا ضربه به در خورد لبخندی زدم _ از کی تا حالا مودب شدی درمیزنی لیندا؟! درو باز کرد و اومد داخل ... منم بدون اینکه نگاش کنم مشغول مرتب کردن شدم _ خب حالا بگو ببینم فرهود چیکارت داشت؟! دیدم سکوت کرده نگران شدم و سرمو بلند کردم. با دیدن سینا جاخوردم. سریع شالمو چنگ زدم و روی موهام انداختم _ تو اینجا چیکار میکنی؟ لبخند تلخی زد و همون کنار در ایستاد _ اومدم ببینم این تصمیم آخرته؟! اخمام اومد توی صورتم _ مگه اون روز نگفتی آخرین دیدارمونه؟ بازم که پیدات شد بلند شدم و درست رو به روش ایستادم _دو روز دیگه عقدمه و تو هنوزم دنبال اینی که امیدوار بشی؟ تصمیم اول و آخرم همینه رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262