eitaa logo
مثبت باش معجزه میشه🙏
369.8هزار دنبال‌کننده
10هزار عکس
41.9هزار ویدیو
8 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانالی بامطالب مثبت، انگیزشی وشاد.. لطفا جهت حمایت ازکانال، مطالب و کلیپها رو با ایدی فوروارد کنید ارتباط با ما @yousefi1700 تعرفه تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3573940230C939fbf15a7
مشاهده در ایتا
دانلود
همکارم تو شرکت در کنار حقوق با گوشی ۹۰میلیون درآورد تو یکماه‼️ بهش گفتم چطوری درآمدت زیاد شده❓ در حَقم برادری کرد و بهم گفت از وقتی با کانال دکترحمیدی آشنا شدم👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1998063241C7d7226fda1
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قشنگ تر از اینکه یه نفر شما رو خیلی دوست داره اینه که شما یک نفرو بی نهایت دوستش داشته باشید❤️ ‌‌@Mosbatbash 💥
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از سلامتی، دل خوش بالاترین نعمته، حال دلتون خوش♡ ‌‌@Mosbatbash 💥
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ کرم ویتامین C بیومیمتیک، انتخابی عالی برای داشتن پوستی روشن‌تر، شفاف‌تر و یکدست‌تر 💛 🌟 کمک به کاهش ظاهر لک‌های قهوه‌ای و آفتاب‌سوختگی 🌟 کمک به روشن و شفاف شدن پوست 🌟 کمک به اصلاح تناژ و یکنواخت‌تر شدن ظاهر پوست 🌟 مناسب برای داشتن چهره‌ای شاداب‌تر و درخشان‌تر 📩 برای سفارش همین الان کلمه لک برام دایرکت کن ‌ 🌟 کمک به کاهش ظاهر لک‌های قهوه‌ای و آفتاب‌سوختگی 🌟 کمک به اصلاح تناژ و یکنواخت‌تر شدن ظاهر پوست 🌟 مناسب برای داشتن چهره‌ای شاداب‌تر و درخشان‌تر 🌿 کانال درمانی و مراقبت پوست ✨ بیوممتیک| ضدلک | مراقبت پوست 📩 ایدی ثبت سفارش: 💎@admin_Golami https://eitaa.com/joinchat/2567374534C76b34649e7
به برکت یک گندم... صد علف هرز آب می‌خورد... قدر انسان‌های خوب رو بدونیم ، خدا به واسطه اونها هم که شده برامون نعمت رو میفرسته🌿🌼 ‌‌@Mosbatbash 💥
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بفرست واسه بقیه حال دلشون خوب بشه...💐💞 ‌‌@Mosbatbash 💥
. ‼️اگر فیبروم،عفونت مزمن رحم یا تنبلی تخمدان داری... قبل از اینکه سراغ جراحی یا درمان های سنگین بری، یک راهکار گیاهی و مشاوره تخصصی رو هم بررسی کن.🌱 ✅️ کاهش تدریجی فیبروم میوم ✅️ پاکسازی عفونت مزمن رحم ✅️ تنظیم تخمدان و چرخه پریود ✅️ مشاوره رایگان و اختصاصی ✅ حمایت از باروری سالم 👩🏻‍⚕همین حالا برای دریافت مشاوره پیام بده👇🏻 📲https://eitaa.com/joinchat/1581122635Cde11ee7cab
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_86 ناخواسته جیغ خفیفی کشیدم و دستم رو روی صورتم فشردم ناگهانی دوطرف بازومو محکم گرفت و منو توی بغلش کشید _ شایلین؟! چی شد؟ چرا اینجوری جیغ میزنی مگه من چیکارت کردم؟! آروم آروم موهامو نوازش کرد . آغوشش برام عجیب و غریب بود و باعث شد دلم فرو بریزه تند تند نفس می‌کشیدم _ چرا پشیمون شدی؟ کمربندت رو درنیاوردی منو بزنی برای لحظه دستاش تکون نخورد و بعد با اخمای درهم دوطرف صورتمو بین دستاش قاب گرفت _ حالیته چی میگی؟! چرا باید تو رو بزنم اونم با کمربند؟! مگه بازجوئیه؟! سعی کرد لبخند بزنه اما حالتاش عصبی بود _ آدم نمیتونه کمربند شلوارشو صاف کنه؟! دستش نوازش وار روی صورتم سر خورد و کم کم آرامش به وجودم برگشت _ کی دلش میاد دختر پاک و خوبی مثل تو رو کتک بزنه اونم به گناه نکرده! این فکر رو از سرت بیرون کن نفساشو محکم بیرون داد _ لعنت به پدری که باعث شده دخترش از مردها چنین تصویری داشته باشه و اونا رو فقط با جنسیتشون بشناسه رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_87 حرفاش برام جدید بود. یعنی قرار نبود از شوهرم کتک بخورم! یکی از هزاران دلایلی که تن به ازدواج نمیدادم همین بود که فکر میکردم مردها زنشون رو توی ناراحتی کتک میزنن... چون تنها الگویی که توی زندگی جلوم بود مامان و بابا بود باربد بدجور قیافه اش درهم شده بود _ پاشو حاضر شو همین امروزعصر باید عقد کنیم من دیگه اجازه نمیدم توی این خونه بمونی خودمو از بین دستاش بیرون کشیدم _ نه! امروز که من آماده نیستم! نگاهی به وسایل جمع و مرتب کنج اتاق انداخت _ وسایلت که جمع کردی اگه دوست داری بری آرایشگاه همین الان میبرمت _ نه آرایشگاه که نمیخواستم برم فقط ... _ فقط چی؟ من توی یه محضر آشنا دارم میتونم بگم ردیف کنه بین عقدها ربع ساعتی هم واسه من خالی کنه _ به بابام که نگفتیم _ خودم بهش میگم... تو فقط تا عصر کاراتو ردیف کن میام دنبالتون چاره ای جز قبول کردن نداشتم _ باشه پس من آماده میشم لبخندی زد _ حالا درست شد! ایندفعه ازت خداحافظی نمیکنم چون دارم برای استقبال ازت توی خونه ی خودم آماده میشم سرشو نزدیک گوشم آورد ... نفساش گوشم رو نشونه گرفت _ خبر داری امشب مال خودم میشی؟! دستامو بغل گرفتم و چشمامو بستم! رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸 #𝐏𝐀𝐑𝐓_88 نتونستم چیزی بگم ... فقط رفتنش رو تماشا کردم صداهای مبهمی از سالن میومد باربد داشت براشون توضیح میداد که امروز عصر قراره عقد کنیم طبق انتظارم طولی نکشید که لیندا هراسون اومد توی اتاق بغضش گرفته بود _ آبجی من برای دو روز دیگه شیون گرفته بودم نگو همین امروز قراره بری _ خودمم شوک زده شدم ولی تصمیم باربد جدی بود _ خب حالا بگو ببینم آرایشگاه رو میخوای چیکار کنی؟ _ من نمیخوام برم آرایشگاه همون لباسایی که خریدم یکیشو می‌پوشم میام لیندا ادامو درآورد و دستمو کشید _ کمتر حرف مفت بزن. این مراسم هم عقده هم عروسی! و تو یه بار فقط عروس میشی _ اما من آرایشگاه نمیام... اول که نوبت نداریم بعدم زمان می‌بره و پول زیادی هم میگیرن نمیخوام منم دردی به دردای باربد اضافه کنم لیندا به حالت مسخره کردن دستشو توی هوا تکون داد _ آفرین به عروس قانع و اهل زندگی پوفی کشید و ادامه داد _ بیا ببینم خودم با وسایل آرایشم درستت میکنم مامان هم اومد داخل _ شایلین تو که هنوز ایستادی زودتر آماده شو بابات هم داره میاد لیندا هولم داد _ بدو برو بیرون دوش بگیر بیا منم همه چی رو میذارم بیرون آرایشت میدم بالاخره لیندا پیروز شد و منو فرستاد حموم رفتن به پارت اول👇 https://eitaa.com/mosbatbash/97262