4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بفرست برا دوستات تا اونا هم یاد بگیرن... 👍👏
#ترفند
@Mosbatbash 💥
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینم نتیجه قطع شدنِ زیاد برق😂😂
@Mosbatbash 💥
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شکست استپ وزنی فقط در ۸ روز ⏱
بدون قرص و دمنوش بدون رژیمهای سخت و ورزشهای سنگین❌
با کمترین تحرک🏃♂
فقط صُبح بِه صُبح اینی که میگمو ناشتا بخور و بدون دَردســـــر طی ۳۳ روز به راحتی ۱٠ کیلو لاغَـــــــرشو 😳🙈👇
اگه میخوای بدونی اسم این معجزه لاغری چیه عدد (11) رو به آیدی زیر بفرست👇🏼
🆔@healthahmadi
جهت مشاوره تلفنی فرم زیر و تکمیل کنید👇🏼
https://digiform.ir/w85e0154ee
اگه شکم پهلو داری اگه استپ وزنی داری سریع عضو شو تا پاک نشده 🔥👇
https://eitaa.com/joinchat/2011760159C48e052012c
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر چند وقت یکبار صبر کن
و دست نگه دار ببین چیکار داری میکنی
آیا مسیرت درست هست یا نه👌
@Mosbatbash 💥
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قشنگ تر از اینکه
یه نفر شما رو خیلی دوست داره
اینه که شما یک نفرو
بی نهایت دوستش داشته باشید❤️
@Mosbatbash 💥
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از سلامتی،
دل خوش بالاترین نعمته،
حال دلتون خوش♡
@Mosbatbash 💥
منبع #پادکست های آقای ۶ صبح پیدا شد
🛑با شکرگزاری نعمت ها بیشتر میشه 🛑
شکرگزاری|پادکست|مدیتیشن
اینجاست👇👇👇👇 👇
https://eitaa.com/joinchat/471992023Ce3725e2950
تنها کاناله #شکرگزاری ایتا👆❌
اول یه صلوات بفرست بعد روی یکی از سوره ها کلیک کن ببین چه سوپرایز قشنگی در انتظارته 😍
💙 سوره توحید💙
💙 سوره قدر💙
💙سوره فتح💙
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادش بخیر خونههای قدیمی روستا… 🪔🍊
@Mosbatbash 💥
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه پست عاشقانه قدیمی باحال خوب تقدیم شما ❤️😍
@Mosbatbash 💥
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ازدواج به امید تغییر غلطه❌
#دکترعزیزی
@Mosbatbash 💥
من مائده ام!
دختر آفتاب و مهتاب ندیده ای که عاشق پسر همسایه امون شدم، سرگرد مهراد، مذهبی، جذاب و خوش چهره بود، مادرش اونقدر من و دوست داشت کهمطمئن بودم یه روزی عروسشمیشم، ولی وقتی توی یه رستوران که با دوستم قرار داشتم مهراد رو کنار دختر بی حجابی دیدم که براش گل گرفته بود، فهمیدم که تو رویا زندگی می کنم، اون شب توی رستوران اونقدر خیره اشون شدم که فهمید و مچم و گرفت، از رستوران بیرون زدم تا بیشتر از این رسوا نشم.
تصمیم گرفتم فراموشش کنم، دو ماه گذشته بود، در حالی کهمن توی فراموشی سرگرد مهراد ناکام بودم، مادر با خبری که یهو بهم داد شوکه شدم، اون گفت مهراد و خانواده اش قراره فردا شب بیان خواستگاریم!
باورم نمی شد، از خوشحالی رو ابرا بود، فرداشب زود رسید، مهراد تو خودش بود و فهمیده بودم که یه جای کار میلنگه! وقتی به زور باهام همراه شد که بریم حرف بزنیم، صاف تو چشمام زُل زد و گفت، نمیخوامت! به اجبار پدر و مادرم اینجام!
قلبم شکست، بهمگفت جواب منفی بهم بده، امامن هرچی با خودم فکر کردم نتونستم جواب رد بدم و این عشق رو با همه ی دردسراش پذیرفتم.
و تازه بعد از عقدمون بود کهمهراد شروع به آزار و اذیت من کرد تا از زندگیش فراریم بده و من در مقابل آزار و اذیتش نذاشتم حتی دستش بهم بخوره و یه شب که داشتم نماز می خوندم اون اومد و...
https://eitaa.com/joinchat/538050827Cdd78e15ff2